راهبرد شیطان ونظام سلطهدرمصاف باحجاب وعفاف
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
برهنگی وعفت زدایی،
راهبرد شیطان ونظام سلطه
درمصاف باحجاب وعفاف
مصطفی آخوندی
مرداد۱۴۰۲
فهرست:
مقدمه …………………………………………………………………………۵
یخش اول .چیستی عفاف وحجاب ……………………………………………۶
گفتاریک.مفهوم شناسی عفاف …………………………………………۶
گفتاردو.مفهوم شناسی حجاب …………………………………………۷
گفتارسه.تأثیر متقابل حجاب و عفاف …………………………………۸
گفتارچهار.اقسام حجاب وعفاف ………………………………………۹
(الف. حجاب پوششی(چادر) ب.حجاب دررفتار ج. حجاب درگفتار) .۹ گقتارپنج.شبهه سیدمحمدخاتمی وکرباسچی…………………………۱۴
گفتارشش .کارکرد وفلسفه حجاب وعفاف……………………………۱۸
۱.صیانت فرد ازتعرض
۲.حفظ امنیت روانی جامعه
۳.استحکام خانواده
گفتارهفت.آفات بىحجابى ……………………………………………۲۰
بخش دوم. برهنگی،ومقابله باحجاب وعفاف،راهبرد شیطان ونظام سلطه ..۲۱
گفتارهشت .ازمنظرقرآن وروایات …………………………………..۲۲
۱.شیطان وبرهنه کردن آدم وحوا……………………….۲۳
۲.قصه قوم لوط ……………………………………….۲۹
۳.توطئه قارون،علیه موسی ع …………………………۳۱
۴.فرعون وزنده نگهداشتن زنها برای شهوت رانی………۳۳
۵.قصه برصیصای راهب وعابد بنی اسرائیل ………….۳۴
۶.اتهام بی عفتی یهود به مریم مقدس ……………………۳۵
۷.قصه زلیخا ویوسف پیامبرع . ……………………….۳۶
۸.قصه افک واتهام به همسرپیامبرخداص ………………۳۸
۹.تعدد زوجات النبی …………………………………..۳۹
۱۰.اتهام منصوردوانیقی به امام حسن مجتبی ع ………….۳۹
گفتارنه.ازمنظراسناد ……………………………………………….۴۰
۱.اسنادسری یهودوراهبردبرهنگی وفسادجنسی …………….۴۰
۲.آمریکا وراهبردبرهنگی وجنسی ………………………..۴۱
۳.انگلیس وغرب وراهبرد برهنگی ………………………۴۳
(رنسانس ، کشف حجاب درافغانستان ،ترکیه وایران)
گفتارده.حجاب زنان درعصرجاهلیت،قبل ازاسلام ………………..۴۹
گفتاریازده.هدف نظام سلطه ازبرهنگی …………………………..۵۱
گفتاردوازده.گستره برهنگی وبی بندوباری جنسی ………………..۵۴
(حوزه خانواده ،فرهنگی ،سیاسی ،اقتصادی وهنری)
گفتارسیزده.بسترها وزمینه ها ………………………………….۶۱
گفتارچهارده.راهکارهای مقابله ………………………………….۶۱
مقدمه
درقرآن کریم درآیات گوناگونی به مسئله عفت زدایی وامورجنسی اشاره دارد که شیطان وپیروانش برای مقاصدپلید خویش به عنوان راهبرد ازآنها بهره می گیرند.مانند:قصه آدم وحوا،قوم لوط،یهودوحضرت مریم،قارون وموسی ع ،زلیخا ویوسف،فرعون وبنی اسرائیل،قصه افک و…
ابزارشیطان ابزارجنسی وفحشا است. وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ (بقره:۱۶۸-۱۶۹)
و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد، چه اينكه او دشمن آشكار شما است.
او شما را فقط به بديها و انحرافات جنسی فرمان مىدهد.
” فحشاء” از ماده” فحش” به معنى هر كارى است كه از حد اعتدال خارج گردد و صورت” فاحش” به خود بگيرد، بنا بر اين شامل تمامى منكرات و قبائح واضح و آشكار مىگردد، اما اينكه مىبينيم اين لفظ امروز در مورد اعمال منافى عفت يا در مورد گناهانى كه حد شرعى دارد به كار مىرود در واقع از قبيل استعمال لفظ” كلى” در بعضى از مصاديق آن است. تفسير نمونه، ج۱، ص: ۵۷۱
این مقاله دردوبخش تنظیم میشود.بخش نخست مربوط به چیستی حجاب وعفاف.وبخش دوم به برهنگی به عنوان راهبردشیطان ونظام سلطه می پردازد.
بخش اول.چیستی عفاف وحجاب
سوالات مطرح:
۱.آیا حجاب وپوشش زنان یک قانون الهی است یاعرفی؟
۲.آیا حجاب اجباری است؟ورابطه اش با آیه لا اکراه فی الدین چیست؟
۳.حدودحجاب چه مقداراست وچه کسی بایدآن راتعیین کند؟
۴.ارتباط حجاب با عفاف چیست؟دوچیزندیا یکی هستند؟
گفتاریک.مفهوم شناسی «عفّت»
عفّت، یک عنصر برجستۀ و از پایه های مهم اخلاقی انسان است که تأثیر بسیاری در رفع ناهنجاری های جامعه داشته و موجب تعالی و کمال بشر می شود.
«عفاف»، به معنای پرهیزگاری، پاک دامنی، خودداری از کارهای زشت است. فرهنگ فارسی، حسن عمید، چاپ هجدهم، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲.
راغب: عفّت، حالت نفسانی است که مانع تسلّط شهوت بر انسان می گردد، و انسان عفیف، کسی است که با تمرین و تلاش مستمر و پیروزی بر شهوت، به این حالت دست یافته باشد. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق: داودی، صفوان عدنان، ص ۵۷۳، واژۀ «العِفَّة»، دارالقلم، دار الشامیة، دمشق، بیروت، ۱۴۱۲ق.
خواجه نصیرالدین طوسی عفّت را جزو فضایل چهارگانه دانسته و آن را نتیجۀ تهذیب قوّۀ شهوانی ذکر کرده می گوید: فضایل چهار بود، اول: تهذیب قوّت نظری و آن «حکمت» بود، دوم: تهذیب قوّت عملی و آن «عدالت» بود و سوم: تهذیب قوّت غضبی و آن «شجاعت» بود و چهارم: تهذیب قوّت شهوی و آن «عفّت» بود. طوسی، نصیر الدین، اخلاق ناصری، ص ۱۲۳، انتشارات خورشید، تهران.
ملا احمد نراقی عفّت راصفت اعتدال قوّه شهویه می داند وگوید: «و دانستى که حد اعتدال این قوّه، صفت عفّت است، … و دو طرف افراط و تفریط آن یکى شره است. و دیگرى خمود...«عفّت عبارت است از مطیع و منقاد شدن قوّۀ شهویه از برای قوّۀ عاقله». نراقى، ملا احمد، معراج السعادة، ص ۳۰۹، هجرت، قم، پنجم، ۱۳۷۷ش.
ملاصدرا نیز عفاف را منشأ صدور کارهای معتدل می داند و می گوید: «عفاف، خُلقی است که منشأ صدور کارهای معتدل می شود نه پرده دری می کند و نه گرفتار خمودی می شود». «و أما العفة فهی الخلق الذی یصدر عنه الأفعال المتوسطة بین أفعال الفجور و الخمود و هذان الطرفان رذیلتان»؛ صدر المتألهین، الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، ج ۴، ص ۱۱۶، دار احیاء التراث، بیروت، چاپ سوم، ۱۹۸۱م.
عفت ازمنظرقرآن
در قرآن کریم واژه عفت در چهار آیه به کار رفته است:
۱. خودداری از تصرف در مال یتیم.(وَ ابْتَلُوا الْیَتامى …مَنْ کانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ (نساء:۶)
۲. عفّت ورزی و پاک دامنی جوانانی که امکان ازدواج ندارند«وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً…»(نور:۳۳)
۳.بهتربودن پوشش چادربرای زنان سالخورده ای که می توانند بدون پوشش چادر باشند . «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ ..وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ »(نور:۶۰)
۴.عفیف بودن فقیران قانعی که اغنیا گمان می کنند آنها بی نیازند. «لِلْفُقَراءِ .. یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ…»(بقره:۲۷۳)
عفّت، سپری برای حفظ فضایل اخلاقی است و اخلاق نیکو نیز اساس رشد و تکامل جوامع بشری می باشد.
گفتاردو. مفهوم شناسی «حجاب»
شهیدمطهری درمعنی حجاب می نویسد:حجاب به معنی پوشاندن.وبیشترین استعمال به معنی پرده است.وارآن جهت معنی پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است.ودراصطلاح فقها،«ستر»(پوشش)،بهترازهمه اصطلاحات است.
درقرآن کریم واژه حجاب به معنی غایب وپرده آمده است.
حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ (ص:۳۲) تا از ديدگانش پنهان شدند.
وَ بَيْنَهُما حِجاب(اعراف:۴۶) و در ميان آن دو (بهشتيان و دوزخيان) حجابى قرار دارد.
وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ(فصلت:۵). (کفاربه پیامبرص گفتند:)و ميان ما و تو حجابى وجود دارد”!
” أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ(شوری:۵۱). يا شنيدن سخنان پروردگار از پشت پرده
فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاب(مریم:۱۷)مریم ازمردم فاصله گرفت وغایب شد.
گفتارسه.تأثیر متقابل حجاب و عفاف
حجاب و عفاف بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. هر چند الزاماً نمی توان هر بی حجابی را متهم به بی عفّتی کرد، اما در معارف دین اسلام حجاب بازتاب بیرونی عفاف شناخته می شود. یکی از مهم ترین نشانه های عفاف در بانوان، حجاب است.
نکتۀ : اگر زنان بی حجابی -که مدّعی عفّت هستند- با وضع آرایش کرده در اجتماع ظاهر شوند، نگاه شهوت آلود مردان هوس باز را چگونه می توانند تحمّل نمایند؟! چنانچه آنها مورد تعرّض و توهین این مردان مریض القلب قرار گیرند، بدیهی است خود نیز مقصّر خواهند بود؛ زیرا این زن، آنها را به سوی خود جلب کرده و موجبات وهن و اذیّت خویش را فراهم نموده است. بنابر این، زنان بی حجاب ممکن است عفیف باشند، امّا هرگز نه آرامش روانی خواهند داشت و نه امنیّت اخلاقی-اجتماعی. ضمن این که در ایجاد زمینه های فساد اجتماعی نیز نقش بسزایی خواهند داشت.
در نتیجه؛ حجاب و عفاف علی رغم گسست مفهومی که در برخی از مواقع دارند، ارتباطی وثیقی نیز میان آنها وجود دارد. فلسفه حجاب زنان ، سؤال ۸۲۵.
گفتارچهار.اقسام حجاب وعفاف
بر اساس آموزه های قرآنی حجاب را می توان بر سه قسم:پوشش وگفتار ورفتار تقسیم کرد:
الف. حجاب پوششی(چادر): خداوند در سورۀ احزاب دستور می دهد زنان با پوشش و فرو انداختن چادر و یا روسری مانع جلب نگاه ها شده و در نتیجه احیاناً از آزار و توهین مصون باشند. «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما»؛(احزاب:۵۹)
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: چادروروسرىهاى بلند بر خود بيفكنند، اين (عمل) مناسبتر است، تا (به عفّت و پاكدامنى) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، و خداوند آمرزنده مهربان است.
كلمه” جلابيب” جمع جلباب است، و آن جامه(وچادری) است سرتاسرى كه تمامى بدن را مىپوشاند، و يا روسرى مخصوصى است كه صورت و سر را ساتر مىشود، ترجمه تفسیرالميزان، ج۱۶، ص: ۵۱۰
اين آيه مىفرمايد: براى آنكه زنان مؤمن مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونهاى خود را بپوشانند كه زمينهاى براى بىحرمتى آنان فراهم نشود.
بر اساس اين آيه، نوعى روسرى مورد استفادهى زنان آن زمان بوده، لكن زنان در پوشاندن خود از نامحرم دقّت نمىكردهاند. لذا سفارش اين آيه، نزديك كردن جِلباب به خود است، نه اصل جلباب كه امرى مرسوم بوده است.
اين آيه كه فرمان حجاب مىدهد، با تهديد مطرح نشده بلكه فلسفهى حجاب را چنين تبين مىكند: زنان و دختران، اگر بخواهند از متلكها، تهمتها، تهاجمها و تهديدهاى افراد آلوده و هرزه در امان باشند بايد خود را بپوشانند. تفسير نور، ج۹، ص: ۳۹۹
و در سورۀ نور زنان از آشکار کردن زینت های خود منع شده اند.
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (نور:۳۱)
و به زنان با ايمان بگو: از بعضى نگاههاى خود (نگاههاى غير مجاز) چشمپوشى كنند و دامنهاى خود را حفظ نمايند و جز آنچه (به طور طبيعى) ظاهر است، زينتهاى خود را آشكار نكنند و بايد روسرى خود را بر گردن خود بيفكنند (تا علاوه بر سر، گردن و سينهى آنان نيز پوشيده باشد) و زينت خود را ظاهر نكنند جز براى شوهر خود، يا پدر خود يا پدرشوهر خود، يا پسر خود، يا پسر شوهر خود (كه از همسر ديگر است) يا برادر خود، يا پسر برادر خود، يا پسر خواهر خود، يا زنان (همكيش) خود، يا آنچه را مالك شدهاند (از كنيز و برده)، يا مردان خدمتگزار كه تمايل جنسى ندارند، يا كودكانى كه (به سنّ تمييز نرسيده و) بر امور جنسى زنان آگاه نيستند. و نيز پاى خود را به گونهاى به زمين نكوبند كه آنچه از زيور مخفى دارند آشكار شود. اى مؤمنان! همگى به سوى خدا باز گرديد و به درگاه خدا توبه كنيد تا رستگار شويد.
«خمر» جمع «خمار» يعنى روسرى و «جيوب» جمع «جيب» به معناى گردن و سينه است.
ثمرات پوشش و ترك جلوهگرى
آرامش روحى، استحكام پيوند خانواده، حفظ نسل، جلوگيرى از سوء قصد و تجاوز، پيشگيرى از امراض مقاربتى و روانى، پائين آمدن آمار طلاق، خودكشى، فرزندان نامشروع و سقط جنين، از بين رفتن رقابتهاى منفى، حفظ شخصيّت و انسانيّت زن، و نجات او از چشمها و دلهاى هوسبازى كه امروز دنياى غرب و شرق را در لجن فرو برده است. تفسير نور، ج۸، ص: ۱۷۷
پيامهای آیه
۱.جلوهگرى زنان، در جامعه ممنوع است. «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ» ۲. ظاهر بودن قسمتهايى از بدن كه به طور طبيعى پيداست، (صورت، دست يا پا) مانعى ندارد. «إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها» ۳. در ميان انواع پوششها، نام مقنعه و روسرى بزرگ آمده و اين دليل بر اهميّت حجاب است. «بِخُمُرِهِنَّ» ۴.هر گونه راهرفتنى كه سبب آشكار شدن زيورهاى مخفى زن شود ممنوع است. «وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ» ۵. زن، زينت خود را تنها به زنان مسلمان مىتواند نشان دهد و نزد زنان كفّار بايد خود را بپوشاند. «نِسائِهِنَّ» يعنى زنان خودى و مسلمان نه بيگانه.
۶.پوشش زن با تمايلات جنسى مردان نامحرم كاملًا ارتباط دارد، براى «غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ» كه ميلى به همسر ندارد پوشش لازم نيست.
۷. حجاب و پوشش، واجب است، «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ» ۸.و هركارى كه زينت زن را آشكار كند يا ديگران را از آن آگاه كند ممنوع است. «لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ» ۹. مقدار واجب براى پوشش سر و صورت، انداختن روسرى و مقنعهاى است كه گردن و سينه را بپوشاند. «بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ» ۱۰. با حفظ حجاب، حضور زن در جامعه مانعى ندارد.«وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ» تفسير نور، ج۸، ص: ۱۷۸
زنان سالخورده علی رغم این که مجازند بدون آرایش، چادرازسرگیرندولی زیبنده است که خودرابپوشانند.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (نور:۶۰)
و زنان از كار افتادهاى كه اميد به ازدواج ندارند گناهى بر آنها نيست كه لباسهاى (روئين) خود را بر زمين بگذارند به شرط اينكه در برابر مردم خود آرايى نكنند و اگر خود را بپوشانند براى آنها بهتر است. و خداوند شنوا و دانا است.
ب.حجاب دررفتار
قرآن به زنان توصیه می کند درخانه بمانند وخودرا درمعرض دید دیگران قرارندهند وازرفتاری چون رفتارزنان جاهلیت پرهیزکنند.
«وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى…» (احزاب:۳۳)
در خانههاى خود بمانيد و همچون زنان جاهليت نخستين در جامعه ظاهر نشويد” و اندام و وسائل زينت خود را در معرض تماشاى ديگران قرار ندهيد.البته این به معنی ترک رفتارومسولیتهای اجتماعی نیست.
تبرج ازماده برج یعنی نمایان وظاهرکردن،با کنارگذاشتن روسری وپیدا نمودن سر وسینه وزیرگلو.
” قرن” از ماده” وقار به معنى سنگينى ،كنايه از قرار گرفتن در خانهها است. و” یا از ماده” قرار”که همان معنی را دارد.
” تبرج” به معنى آشكار شدن در برابر مردم است، و از ماده” برج” گرفته شده كه در برابر ديدگان همه ظاهر است.
منظور از جاهليت اولى ، ظاهرا همان جاهليتى است كه مقارن عصر پيامبر ص بوده، و به طورى كه در تواريخ آمده در آن موقع زنان حجاب درستى نداشتند، و دنباله روسرىهاى خود را به پشت سر مىانداختند به طورى كه گلو و قسمتى از سينه و گردنبند و گوشوارههاى آنها نمايان بود.
دراین آیه قرآن همسران پيامبر ص را ازتبرج جاهلیت باز مىدارد.بدون شك اين يك حكم عام است وشامل همه زنان مسلمان می شود و تكيه آيات بر زنان پيامبر ص به عنوان تاكيد بيشتر است. تفسير نمونه، ج۱۷، ص: ۲۹۰
ج. حجاب درگفتار: سخن گفتن زنان به صورت طنین و آهنگین به نحوی که برای مردان تحریک آمیز باشد ممنوع شده است؛ «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»(احزاب:۳۲)
اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوى پيشه كنيد، بنا بر اين به گونهاى هوسانگيز سخن نگوئيد كه بيماردلان در شما طمع كنند. و سخن شايسته بگوئيد.
تعبير به” الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ” (كسى كه در دل او بيمارى است) تعبير بسيار گويا و رسايى است از اين حقيقت كه غريزه جنسى در حد تعادل و مشروع عين سلامت است، اما هنگامى كه از اين حد بگذرد نوعى بيمارى خواهد بود تا آنجا كه گاه به سر حد جنون مىرسد كه از آن تعبير به” جنون جنسى” مىكنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامى از اين بيمارى روانى را كه بر اثر طغيان اين غريزه و تن در دادن به انواع آلودگيهاى جنسى و محيطهاى كثيف به وجود مىآيد در كتب خود شرح دادهاند.آن چه می تواند بستØ