

فهرست
پيشگفتار
سنگ درجاده وطلای زیرآن
آرزوی جبرئیل امین(ع )
گفتار اول ـ معناكاوي وگونه های خدمتگزاري
الف.خدمتگزاري، ب.گونههاى خدمتگزاري
گفتار دوم ـ کارکرد و نقش خدمتگزاری
1.گامي در جهت كمال،2. نشاطآفريني،3. محبوب خدا شدن، 4.تأليف قلوب
گفتارسوم ـ اهتمام خدمت به خلق خدا
1.پذيرفتن مسئوليت براي خدمتگزاري
2.اغتنام فرصت جهت خدمت به جامعه و مردم
گفتار چهارم ـ تقدير از خدمترساني برخی ازانبيا و اوليا در قرآن
1. ذوالقرنين،2. حضرت يوسف براي مردم مصر،3. حضرت ابراهيم بویژه به زائران خانه خدا، 4. عبدالمطلب
گفتار پنجم ـ سيره خدمترسانى پيامبر(ص)
1.کمک به تهیه ابزارکار،2.آزادی کنیز،3.بخشش پیراهن
گفتارشش.سيره امامان معصوم
گفتارهفتم ـ پاداش خدمتگزاري
1.جلوه ای ازعمل صالح باپاداش بیکران 2.بهترین مردم نزدخدا3.برترین عمل4. محبوب شدن نزد مردم5.قبولی دعا6.برکت درخانه وافزایش روزی7. اختصاص نعمت به خدمتگزار8.پوشیده شدن عیب او درقیامت9.برخوداری ازخیردنیا10. پیشگیری از مرگ بد11.پاداش بهشت، با چهرهاي نوراني12.پاداش مجاهدان راه خدا13.ثبات قدم درقیامت14. آسان شدن مشكلات آخرت15. محبوبتر ازپشتيباني جاهدان16. صاحب خدمتكار شدن درآخرت17 . مانند پاداش مجاهدان راه خدا18. رهايي از غم ومشكلات 19.نیکو کاران،جاودانه اند.
گفتارهشتم ـ آسيبها
1. نداشتن خلوص نيت،2. عدم حفظ آبروى مردم ،3. منت گذاشتن
گفتارنهم:موانع
الف) كسالت و تنبلى،ج) بىهدفى ،د) خوشگذراني
گفتاردهم: بی تفاوتی به نیازجامعه
منابع
پيشگفتار
نهضت خدمترسانى در همه ساحتهاى زندگي؛ از جمله در حج، مورد تأكيد اسلام بوده و در سيره عملي وگفتار معصومين: ارزش والايي داشته است. شايد هم به همين دليل سعدي سروده است:
| عبادت به جز خدمت خلق نيست | به تسبيح و سجاده و دلق نیست نيست |
البته جناب سعدي اغراق كردهاند؛ چون خدمت به خلق خدا، بخشي از عبادات است، نه اينكه عبادت فقط خدمتگزاري باشد. شهيد مطهري مينويسد: «منظور سعدي عدهاي از متصوفهاند كه كارشان فقط تسبيح و سجاده پهن كردن و دلق درويشي پوشيدن است و اساساً از كارهاي خيرخواهانه چيزي سرشان نميشود [1]
به هرحال، خدمت به مردم و جامعه، ازكارهاي پسنديدهاي است كه شميم آن از ترنّم دعاي امام سجاد(ع) استشمام ميشود. در دعاي بيستِ صحيفة سجاديه آمده است: «وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى يَدِيَ الْخَيْرَ وَ لا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ»؛ «خدايا! کارهاي نيک را با دست من جاري ساز وآن را با منت تباه مساز.»
يکي از بسترهاي رحمتهاي الهي خدمتگزاري است: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مُوجِبَاتِ رَحْمَتِكَ»، بيترديد«شميم خدمت»، ومسئلة خدمتگزاري علاوه برکمال یابی فرد به استواری جامعه وهمدلی خدمت شایانی می کند.دراین کتاب کوشش شده خدمتگزاری از منظر آيات و روايات و سيرة معصومين: تبيين شده و درباره موضوعات معناكاوي خدمتگزاري ، كاركرد و نقش، و اهتمام به خدمتگزاري، تقدير از انبيا و اولياي خدمتگزار در قرآن، سيرة پيامبر اعظم(ص) و امامان معصوم: پاداش خدمتگزاري و آسيبها و موانع خدمتگزاري بحث شود. با روشن شدن جايگاه ارزشي خدمت به مردم و جامعه، به ويژه در بُعد معنوي، اين خدمتگزاران بيريا و سختکوش، در خدمت بيشتر و ارزشمندتر و با انگيزه بيشتر رضايت حضرت حق، شايقتر خواهند شد.
سنگ درجاده وطلای زیرآن
حاکم شهری برای آزمایش مردمش سنگ بزرگی را در جاده اصلی ورودی شهر قرار داد تا ببیند عکس العمل مردم در برخورد با این مانع چگونه است . بسیاری از کسانی که با کالسکه های خود به کنار سنگ می رسیدند ، آن را دور می زدند وبسیاری شان هم به حاکم بد وبیراه می گفتند که چرا سنگ را بر نمی دارد ، اما هیچ یک از آنان کاری به سنگ نداشتند… تا اینکه یک مرد روستایی با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید وبعد از زور زدن وعرق ریختن زیاد سنگ راکنار زد ، ناگاه متوجه کیسه ای زیر سنگ شد. کیسه را باز کرد ، پر از سکه های طلا بود ویاداشتی ازجانب حاکم شهر که نوشته بود:این سکه ها مال کسی است که سنگ را از جاده کنار بزند!
برخی امور مهمّ در زندگیِ ما وجود دارد که کمتر به آن توجه داریم. پیشوایان دینى، یکی از کارهای مهمّی که انجام میدادند، این بود که مردم را از زبان شخصیّتهای والا و با عظمت به این امور متوجه کنند.
آرزوی جبرئیل امین(ع )
بسیاری می پندارند برای تقرب به خدا کارهایی خارق العاده لارم است اما فرشته مقرب الهی جبرئیل (ع )برای چند کار بظاهر عادی ازجمله خدمتگزاری به مردم، آرزو دارد که از آدمیزادگان باشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یَا عَلِیُّ! تَمَنَّی جَبْرئِیلُ اَنْ یَکُونَ مِنْ بَنِی آدَمَ بِسَبْعِ خِصَالٍ وَ هِیَ الصَّلَوه فِی الْجَمَاعَه وَ مُجَالَسَتُهُ الْعُلَمَاءَ وَالصُّلْحُ بَیْنَ الاِثْنَیْنِ وَ اِکْرَامُ الْیَتِیمِ وَ عِیَادَه الْمَرِیضِ وَ تَشْیِیعُ الْجَنَازه وَ سْقیُ الْمَاءِ فِی الْحَجِّ فَاحْرُصْ عَلَی ذَلِکَ [2].
ای على! جبرئیل به سبب هفت خصلت، آرزو داشت که از فرزندان آدم باشد. آن خصلتها [عبارت است از:] نماز را به جماعت خواندن، همنشینی او با دانشمندان، آشتی دادن بین دو نفر، احترام نهادن [و خدمت به] یتیم، عیادت بیمار، و تشییع جنازه کردن و آب دادن در حج. پس [علی جان!] بر [حفظ] این خصلتها حریص باش.
حدیث فوق، به امور مهمّی از عبادات و مسائل اجتماعی و اخلاقی اشاره کرده است که با شرح مختصر هر یک از آنها در یک فرصت کوتاه میتوان در افراد تأثیر گذاشت.عناوین این امور عبارت است از:
۱. شرکت در نماز جماعت؛
۲. همنشینی با علما و شرکت در مجالس و منابر آنها؛
۳. آشتی دادن بین دو نفر، دو گروه و دو دسته از مردم که پاداش فراوانی دارد؛
۴. احترام یتیم و رسیدگی به امور آنان که از مهمترین فعالیّت امامان معصوم ما بودهاست؛
۵. سر زدن به بیماران و دلجویی از آنان، به ویژه معلولان و کهنسالان؛
۶. شرکت در تشییع جنازهها و درس عبرت گرفتن از آن و دلجویی از بازماندگان؛
۷. آبرسانی به مردم و سیراب کردن تشنگان، به ویژه در ایام حج و… .
شایان ذکر است شمیم خدمت ابتدا درقالب مقاله ای بلند درمجله میقات حج 105به چاپ رسیدواینک با اصلاحات واضافات به صورت کتاب دراختیارعلاقمندان بویژه خدمتگزاران عرصه فرهنگی درهمه حوزه هاقرارخواهدگرفت.
گفتار اول ـ معناكاوي وگونه های خدمتگزاري
الف. خدمتگزاري
واژههاي خدمتگزاري، خدمترساني، گرهگشايي، كمك به مردم، نيكوكاري و برطرف ساختن مشكلات مردم، مترادف هستند و در متون روايي با عنوان «تَفْرِيجِ كَرْبِ الْمُؤْمِن»[3] و «قَضَاءِ حَاجَةِ الْمُؤْمِن»[4] ، آمده است.
شهيد مطهري در واكاوي واژة خدمت ميفرمايد:
«خدمت يعني كار ديگران را انجام دادن. «خدمت» فوق «تعاون» است. تعاون، همكاري و همگامي است. عمدتا ما خدمت را قبل از همكاري و همگامي ذكر ميكنيم. معمولاً هر عملي كه به نفع اجتماع تمام شود، خدمت به خلق ناميده ميشود؛ ولو جنبه انتفاعي و خصوصي داشته باشد؛ مثلاً تأسيس يك كارخانه و ايجاد كار، خدمت به خلق است. تأسيس يك مؤسسه فرهنگي يا ديني يا بهداشتي كه خيرش به اجتماع ميرسد، خدمت به خلق است… . ولي خدمت در اخلاق سفر، جنبه اخلاقياش از جنبة اجتماعي آن بيشتر است… . كار اخلاقي، كاري است كه بر محور نفع رساندن به غير و سلب از خود اسـت؛ مثـل انفاقات مالي يا نيرويي»[5]
خدمت به جامعه يعني چه؟ خدمت به خلق، از چه جهت؟ شهيد مطهري در پاسخ به اين سؤال ميفرمايد:
«شما ميگوييد انسانيت به اين است كه انسان به خلق خدا خدمت كند؛ بسيار خوب! ولي توضيح دهيد به چه چيز خلق خدا خدمت كنيم؟ ممكن است بگوييد انسان گرسنهاي را سيركنيد و يا انسان برهنهاي را لباس بپوشانيد و يا براي حفظ از سرما و گرما براي نيازمندان مسكن بسازيد. همة اينها درست است و خدمت به خلق است؛ ولي يك سؤال مطرح است: «نتيجه نهايي چيست»؟ آيا همين قدر كه احتياجي از احتياجات خلق خدا را بر آورديم، اين عمل ما احسان و خير است؟ اگر خود خلق خدا در شرايطي قرار دارندكه به خودشان خدمت نميكنند و خودشان دشمن خودشان هستند، يعني از روي ناداني و جهالت به گونهاي عمل ميكنند كه نه تنها در مسير سعادتشان نيست، بلكه مسير شقاوت آنها و شقاوت بشريت است. در اينجا بايد همينطور چشمهایمان را ببنديم و بگوييم: به خلق خدا بايد خدمت كرد؟ ما چهكار داريم كه در چه مسيري قرار دارد و يا در چه مسيري و هدفي حركت ميكند؟! ليكن اين چنين نيست؛ بلكه خدمت به انسانها به شرط اين است كه خدمت به انسانيت باشد؛ يعني خدمت به ارزشهاي انساني باشد. مطلب اين است. خدمت به خلق خدا آنجا ارزش انساني دارد كه در مسير ارزشهاي ديگر انساني قرار گيرد. اگر خدمت به خلق، در مسير ساير ارزشهاي انساني قرار نگيرد، بهاندازه يك پول هم ارزش ندارد [6].
در سفارش پیامبرص به امیرمومنان ع چنین آمده است: ای علی چهارچیز تباه می شود:خوردن درحال سیری،روشن کردن چراغ درمهتاب،افشاندن بذر در زمین شوره زار ونیکی به نا اهل ونالایق [7].
ب.گونههاى خدمتگزاري
خدمترساني اعم از خدمات مادي، معنوي و عاطفي است.
1. خدمات مادي
خدمات مادي، یعنی برآوردنِ نيازمنديهاي مادي؛ مانند لباس، غذا، مسكن،بهداشت،امنیت و… است؛ چنانكه درآيات و روايات به آن اشاره شده ودرمباحث آینده به آن پرداخته می شود. البته صرف پرداختن به نيازمنديهاي مادي، بدون توجه به ارزشهاي معنوي، مطلوب است اما کافی نیست.
2. خدمات معنوي و فرهنگي
خدمت معنوي؛ يعني هدايت و زنده کردن فطرت الهي انسانها در پرتو انوار آموزههاي ديني كه از اهميت والايي برخوردار است، حتي می توان گفت خدمات مادي زمينه وبسترساز رشد معنويت بشمارمی آید.
در قرآن مجيد به آياتي بر ميخوريم که به ارزش حيات معنوي و خدمت به آنان در اين بستر پرداخته است:
وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا (مائده:32) و هر كس انسانى را از مرگ رهايى بخشد چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است،
امام صادق(ع) در تفسير اين آيه فرموده است: «بهترازاین که نفس راازقتل برهاند،این است که اوراازگمراهی به سوی هدایت ببرد( در واقع او را زنده كرده است).»[8] .
امام صادق به نقل از امام على(ع) فرمود: پيامبر خدا مرا به يمن فرستاد و فرمود:
«اى على! با احدى نمىجنگى، مگر اينكه قبل از جنگ، او را به اسلام دعوت كنى. اگر خداوند يك نفر را به وسيلة دعوت تو به اسلام هدايت كند، براى تو بهتر است از آنچه خورشيد بر آن طلوع و غروب مىكند و تو مالك آن باشى![9] يعني اگر يك نفر از كافران به دست تو هدايت شود بهتر و ارزشمندتر از فرمانروايى تو بر تمام دنياست.»
امير مؤمنان(ع) در تفسير تعاون به نيکي درآية شريفة (وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى) (مائده: 2) مىفرمايد: لكن بايد به مقدار توان، حقوق الهى را رعايت كند كه يكى از واجبات الهى، يكديگر را به اندازه توان نصيحت كردن، و بر پا داشتن حق، و يارى دادن به يكديگر است [10].
معصومين: نه تنها ديگران را بر اقامه حق و حقمحوري و زيستن در يک زندگي پاک و معنوي يارى مىكردند، بلكه خود، محور حق و عدالت و پاکي بودند و مردم، حق و عدالت و حيات طيبه را از زبان و كردار آنان مىآموختند.
برترين و عالىترين خدمت به مردم در سيرة معصومين: ، راهنمايى و هدايت و ارشاد آنان به سوى صلاح و سعادت دنيا و آخرت است. در زيارت جامعة كبيره خطاب به اهل بيت آمده است:
«به واسطة ولايت شما خدا حقايق دينمان را به ما آموخت و تباهىهاى دنياى ما را اصلاح كرد. بهوسيلة دوستى شما كلمه توحيد به حد كمال رسيد و نعمت بزرگ شد و پراكندگى و اختلاف به اُلفت گراييد… به وسيلة شما مردم به سوى بهشت رضوان رهسپار مىشوند.»[11]
انوار الهي امامان، همواره مانند خورشيد، بر فكر و دل انسانها مىتابد و به آنها نور و گرما مىبخشد. همانگونه كه همه موجودات در پرتو نور خورشيد زندگى ميکنند، حيات معنوى آدميان نيز در پرتو انوار معنوى اهل بيت: تأمين مىشود و آيا خدمتى بيش از اين مىتوان تصور كرد؟!
1/2.خیرخواهی در هدایت مردم
رسول خداص فرمود: برترین مقام ومنزلت نزدخدا درروزقیامت ازآن کسانی است که دردنیا بیش ازدیگران به خیرخواهی وموعظه دیگران بپردازد [12].
2/2 .نشان دادن خوبی ها ونهی از بدی ها
اگربینی که نابیناوچاه است اگرخاموش بنشینی گناه است.
نشان دادن خوبی ها و امربه معروف و نهی از منکر و زشتی ها در جامعه برکات فراوانی در پی دارد. مانند: امنیت اجتماعی، برکات مادی ومعنوی، عزتمندی، قبولی دعا، پاک شدن جامعه از نااهلان و سرانجام ورود به بهشت است.
پیامبر(ص) فرمود: مردم تا هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند و همدیگر را در احسان و نیکوکاری و تقوا یاری مینمایند، پیوسته در خیر و خوبی و برکات الهی بسر می برند. و اگر چنین نباشد، خیر و برکت از زندگی آنها برداشته میشود. برخی سلطه می یابند، و هیچ یار و یاوری در زمین و آسمان نخواهند داشت [13].
3/2.دعا برای دیگران
دیگران را در دعای خود شریک کردن، علاوه بر ابراز محبت به برادران دینی، موجب استجابت دعا نیز می شود.
میرزا جواد ملکی تبریزی، عارف نامی می نویسد: زمانی که بنده مؤمنی، برادر مؤمنی رادعاکند، فرشته ندا می زند: صد برابرآنچه برای برادر مؤمن خود خواستی، به تو عطا میشود. شش فرشته دیگر هم هر کدام صد هزار برابر فرشته قبلی، مژده عطاشدن به او می دهند. تا این که خداوند ندا میدهد: ای بنده خدا، یک میلیون برابر دعا درحق برادر مؤمنت به تو عطا می کنم [14].
3. كمكهاى عاطفى
رنج كمبودهاى عاطفى را نبايد كمتر از كمبودهاى مادى پنداشت. گاه فقر عاطفى رنجى بيشتر مىآورد و آفتى زيانبارتر مىآفريند. بزرگان معصوم: بدين حقيقت عنايت داشتند و مىكوشيدند نيازهاى مردم را در اين زمينه برآورند و آنان را از اين نعمت خدادادى بهرهمند سازند؛ از جمله بركات وجود معصوم: ، مشكلگشايى و غمزدايى از كار و دل مؤمنان است. وجود امام7 سبب آرامش دل، گشايش گرههاى كور زندگى و آسان شدن كارهاست. در زيارت جامعه کبیره خطاب به ائمّه: مىگوييم:
«خداوند به وسيلة شما اندوه را مىزدايد و پريشانى را برطرف مىسازد… به سبب شما ما را از خوارى رهايى داده و اندوههاى جانكاه ما را زدوده است.»[15]
دعاها و هدایت ها و راهنماييهاى عمومى و ارشادى پيامبر و امامان، كه تأثير فراوانى در حلّ گرفتاريها و مشکلات و سامان دادن به نابسامانيهای فردی و اجتماعی دارد، در اين راستاست.
امام صادق (ع) فرمود: روزی علی بن حسین(ع) بر جذامیها گذشت در حالیکه او سوار بر مرکب بود وآنها مشغول صرف غذا ،جذامیها از امام خواستند با آنها هم غذا شود،حضرت فرمود :اگر روزه نبودم حتماَ دعوت شما را می پذیرفتم.سپس به منزل رفت ودستور داد غذای مفصل وخوشمزه ای آماده طبخ شود واز جذامیها دعوت کرد ودر کنار هم به صرف غذا پرداختند [16].
1/3.یاری ستمدیده
از پیامبر(ص) چنین روایت شده است: مَنْ أَخَذَ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ كَانَ مَعِي فِي الْجَنَّةِ مُصَاحِباً. کسی که حق ستمدیده را ازستمگر بستاند، در بهشت همنشین من است[17].
امام صادق ع فرمود: یاری رساندن به مومن ستم دیده ومظلوم ازیک ماه روزه واعتکاف درمسجدالحرام برتراست [18] .
2/3.وساطت در ازدواج
یکی از کارهای خیر و خدمت رسانی به جامعه واسطه گری برای ازدواج افراداست که بهره مندی از لطف حضرت حق در قیامت را در پی دارد.
رسول خدا(ص) فرمود: هرکسی در کار ازدواج دو نفر اقدام کند و خدا نیزآن دو را گردهم آورد، خدا حورالعین را به او تزویج کرده و در برابر هر قدمی که وی در این راه برداشته و هرسخنی که گفته ثواب یک سال عبادت می دهد [19].
گفتار دوم ـ کارکرد و نقش خدمتگزاری
کارکرد و نقش خدمت به مردم، علاوه بر جلب رضايت و خشنودى خداوند، هم به خود انسان باز ميگردد و هم جامعه را تحت تأثير قرار ميدهد و سبب همبستگى، تأليف قلوب، صفا و صميميت و افزايش مهر و محبت مىگردد.
نخستين آثار خدمترساني، بر خود خدمتگزار ظاهر ميشود و تأثيرات روحي و رواني مثبتي براي وي به ارمغان ميآورد؛ وهمچنین تاثیرات فراوانی برجامعه می گذارد.
1. گامي در جهت كمال
شهيد مطهري ميفرمايد:
«انسان همیشه دروازه معنویت بوده است. یکی از دروازههایی که از وجود انسان به معنویت باز میشود، یک سلسله معانی (نه مواد) است که «ارزشهای انسانی» نامیده میشود و همانهاست که ملاک انسانیت انسان است و شخصیت انسان به اینها بستگی دارد، از قبیل درد خدا داشتن، درد خلق خدا داشتن، مهر ورزیدن، خدمت به خلق…» [20].
انسانيكه با نيت قرب به حضرت حق، به ديگران خدمت ميكند، درحقيقت وجود خود را كمال ميبخشد؛ قرآن کریم چه زيبا گفته است: إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه (فاطر : 10). سخنان پاكيزه به سوى او صعود مىكند، و عمل صالح را بالا مىبرد.
به گفته استاد مطهري:عدهاي كه به نام عباد و زهاد معروفند و به فكر نجات خويش، نميدانند كه خدمت به خلق و هدايت و ارشاد خلق به يك معنا بالاتر از عبادت خالق است. با اين توضيح كه اگر خدمت به خلق را در عرض عبادت خالق قرار دهيم، دومي اصل است. ولي خدمت به خلق، با حفظ مرتبة عبوديت، سفر و مرحله بعد است و به قول عرفا، سفر من الحق الي الخلق و سفر بالحق في الخلق، آخرين سفر وآخرين مرحلة كمال انساني است و اما سفر من الخلق الي الحق و سفر بالحق في الحق كه همان عبادت است، مقدمة دو سفر دومي، يعني سفر من الحق الي الخلق و سفر بالحق في الخلق است [21].
2. نشاطآفريني
خدمت به خلق خدا، پيش از آنكه براي مردم نشاطآور باشد، براي فرد خدمتگزار لذتبخش و نشاطآور است. امام صادق(ع) فرمود: به خدا سوگند! پيامبر خدا9 آنگاه كه نياز مؤمنى را بر مىآورد، خود بيش از آن نيازمند، مسرور مىشد[22].
3. محبوب خدا شدن
محبوب خدا شدن كار سادهاي نيست و خداوند هر كسي را محبوب خويش نميپسندد. خدمت به خلق، از اعمالي است كه انسان را محبوب خدا ميكند. از امام صادق7 روايت شده كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ فرموده است:
«مردم عيال مناند. محبوبترين آنها نزد من، كسى است كه بيش از همه به مردم مهربان باشد و كوشش بيشترى در رفع نيازمندىهاى آنان كند.» [23]
4.تأليف قلوب، اتحاد و همبستگي، ايجاد صفا و صميميت و افزايش مهر و محبت و دوستي
امام على(ع) مىفرمايد: «بالإحْسانِ تُمْلَكُ القُلوبُ»؛ «با احسان و نيكى قلبها مسخر مىشود.[24]»
| مراد هركه برآري مطيع امر توگشت | خلاف نفس، كه فرمان دهد چو يافت مراد |
| بنده حلقه بگوش ار ننوازي برود | لطفكن لطفكه بيگانه شود حلقه بگوش |
وقتي در جامعهاي خدمتگزاران افزون يافتند، آن جامعه به قلّههاي قدرت و عزت دست پيدا ميكند. همچنانكه قرآن كريم ميفرمايد: (وَ لِله الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ) ؛ «عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است» (منافقون: 8).
گفتارسوم ـ اهتمام خدمت به خلق خدا
درآموزههاي ديني، بهويژه روايات، اهتمام فراواني بر خدمت به مردم شده است:
یک. پروردگار متعال درقرآن خدمت به بندگان خدا را در رديف بهترين نيكيها برشمرده است:{وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِالله وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَالنَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقاب} (بقره: 177).
«بلكه نيكوكار كسى استكه به خدا و روز بازپسين و فرشتگان وكتاب خدا و پيامبران ايمان آورد و مال خود را، با آنكه دوستش دارد، به خويشاوندان و يتيمان و درماندگان و مسافران و گدايان و دربندماندگان ببخشد.»
درآية ديگري نيز دستور بهتعاون ونيكي داده شده؛ (وَتَعَاوَنُواْ عَلىَ الْبرِّ وَالتَّقْوَى) (مائده:2).
دو. روايات فراواني در اين موضوع وجود دارد كه به برخي اشاره ميكنيم:
1. دوخصلت است که برتر ازآن دو چیزی نیست:ایمان به خدا وسود رسانی به بندگان خدا.و دوخصلت است که بدترازآن دو چیزی نیست:شرک به خدا وآسیب رساندن به بندگان خدا [25].
2. کارهای محبوب خدا،شادی است که برقلب مومن وارد می کنی وگرسنگی او را برطرف می نمایی وغبارغم ازچهØ