

دریا ازمنظرآموزه های دینی
(آیات، روایات )
مریم آخوندی
مقدمه
فصل اول : جایگاه و منزلت دریا در نظام آفرینش
فصل دوم : شگفتی و اسرار دریا
فصل سوم : دریا مظهر تجلّی فطرت الهی و خدا باوری
فصل چهارم : دریا کانون نعمتهای بيكران الهی در اختيار انسان
فصل پنجم : حفظ بهداشت دریا
فصل ششم : دریا از لشکریان خداوند
فصل هفتم : جایگاه نبرد دریایی
فصل هشتم : فضیلت شهادت در دریا
فصل نهم : دعا در سفر دریایی
فصل دهم : دریا در تمثیل ها
فصل یازدهم : قصه هاي دريا در قرأن
فصل دوازدهم: فرجام دریا
دریا در نظام هستی، اعجاب انگیزترین و اسرارآفرینترین آفرینش دست پر قدرت خالق هستی است که با تمام اسرار و شگفتیها، نعمت ها و داراییهایش در تسخیر و خدمت انسانها قرار داده شده است.
دریا با نمادهایش در فرهنگ و زیست و اقتدار و…، بشر نقش ویژه دارد.
دریا به دليل برخورداري از نقاط استراتژیکی و سوق الجیشی، کشتیرانی و مهمترين ذخائر معادن و انرژی و غیر انرژی، از عوامل قدرت کشور ساحلنشین محسوب میشود. و در توانمندی آن کشور در مسائل اقتصادی، سیاسی، نظامی- دفاعی و فرهنگی نقش به سزایی ایفا مینماید.
به همین جهت، آیات بیشماری در قرآن کریم و دهها روایت از معصومین، انسانها را به مطالعه پیرامون دریا و دریا نوردی، شگفتیها و اسرار و کارکرد و نعمت های دریا تشویق مینمایند.
از رسول گرامیj چنين روایت شده است:
« هرچه پیرامون دریا سخن بگویید و بحث کنید، باکی نیست »[1]
یعنی وقت و عمرتان بیهوده مصرف نشده است.
در روایتی دیگر از حضرتش، نگاه کردن به دریا عبادت شمرده است:
« نگاه به سه چیز عبادت است: نگاه به چهره پدر و مادر، نگاه به قرآن کریم و نگاه به دریا »[2]
با این بیان بايستگي رهيافت به رهنمودهای دین نسبت به دریا و دریانوردی بر کسی پوشیده نیست. بویژه که موضوع دریا و دریا نوردی از منظر قرآن و روایات (لسان وحی ) با نگاهی جامع با مهندسی فعلی، کمتر مورد توّجه پژوهشگران در این عرصه قرار گرفته است.
پژوهش حاضر، ضمن آشنا ساختن و ارتقاء علمی بصیرتی دریادلان، با موضوع یادشده بویژه ارزش دفاع دریایی، شناختی جامع نسبت به اسرار و شگفتیها و نعمتهای دریایی به مخاطبان میدهد و آنان را با یکی ازآفرینش دست پر قدرت خالق هستی آشنا میسازد.
با این هدف، شاکله و مهندسی این نوشتار شکل گرفته و در این راستا بیش از 77 آیه نورانی قرآن و تفاسیر مربوط و دهها روایت مربوط به موضوع مورد کنگاش و پژوهش قرارگرفته و به شیوه تحلیل و توصیف اسنادی به رشته تحریر در آمده و به سوالات ذيل پاسخ داده است.
1. دریا در نظام آفرینش از چه جایگاهی برخوردار است؟
2. نقش دریا در ظهور فطرت الهی و خداباوری چیست؟
3. چه نعمتهای دریایی را خداوند در تسخیر انسان قرار داده است؟
4. انسانها در قبال بهداشت دریا چه وظیفهای دارند؟
5. قدرت دریایی و جهاد و دفاع و شهادت در عرصه دریا دارای چه جایگاه و برتری است؟
6. فرجام دریاها به کجا میانجامد؟
مراد از دريا در این نوشتار، همه دریاهای بزرگ و کوچک و دریاچه ها و اقیانوسها (آرام، اطلس، هند، منجمد شمالی و منجمد جنوبی) است.
پژوهش حاضر از باب چشیدن جرعهای ازآب است.
آب دریا را اگر نتوان چشید هم به قدر تشنگی باید چشید
دریا دو روی متضاد دارد. یک روی زیبا و آرامش بخش و روی دیگر آن ترسناک و بی رحم. هر دو نشان از قدرت جلال و جمال الهی دارد.
یک روی آن، زیبا، لذت بخش، آرامش دهنده و فرح آفرین است. قرآن مي فرمايد:
«هُوَ الَّذي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِريحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها»[3]
«او كسى است كه شما را در خشكى و دريا سير مىدهد زمانى كه در كشتى قرار مىگيريد و بادهاى موافق آنان را (به سوى مقصد) حركت میدهد و خوشحال مىشوند.»
نگاه به دریا آرامش بخش است. آنگاه که در ساحل نشسته و چشم به زیباییهای دریا دوخته و نسیم صبحگاهی دریا صورت او را نوازش مي دهد، و یا در کشتی قرار گرفته و به تماشای شگفتیهای دریا چشم دوخته، بنگر چه لذتی مي برد.
و روی دیگر دریا، ترسناک است. خروش و غرش و امواج سهمگین و طوفانی دریا با وجود ابرهای سیاه و تاریک که به کسی رحم نمیکند.
چهره ترسناک و خشمگین دریا در آياتي از قرآن به تصویرکشیده شده که حتی انسانهای لجوج را تسلیم خالق دریا کرده است. درسوره نور آیه 40 میخوانیم:
أَوْ كَظُلُماتٍ في بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
«يا همچون ظلماتى در يك درياى عميق و پهناور كه موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج ديگرى، و بر فراز آن ابرى تاريك است ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگرى، آن گونه كه هر گاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند! و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست!»
براى درك عمق اين مثال به معنى واژه “لجى” درجمله «فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ» توجه شود.
“لجى” (بر وزن گرجى) به معنى درياى عميق و پهناور است و در اصل از ماده”لجاج” به معنى پىگيرى كردن كارى است (كه معمولا در مورد كارهاى نادرست گفته مىشود) سپس به پىگيرى امواج دريا و قرار گرفتن آنها پشت سر هم گفته شده است.
و از آنجا كه دريا هر قدر عميقتر و گستردهتر باشد امواجش بيشتر است اين واژه در مورد درياهاى عميق و پهناور مانند اقیانوس ها به كار مىرود.
نورآفتاب كه قويترين نورها است تا حدود عمق هفتصد متر نفوذ مىكند و در اعماق بيشتر، ظلمت دائم و شب جاويدان حكم فرما است.
علاوه آب اگر صاف و بدون تلاطم باشد نور را بهتر منعكس مىكند ولى امواج متلاطم شعاع نور را در هم مىشكند و مقدار كمترى از آن به اعماق آب منتقل مىگردد.
اگر بر اين امواج خروشان اين موضوع را نيز اضافه كنيم كه ابرى تيره و تار بر بالاى آنها سايه افكنده باشد ظلمتى كه از آن حاصل مىشود ظلمتى است فوق العاده متراكم. ظلمت اعماق آب از يك سو، ظلمت امواج خروشان از سوى ديگر، ظلمت ابر تاريك از سوى سوم، ظلماتى است كه بر روى يكديگر قرار گرفته است و بديهى است كه در چنين ظلمتى نزديكترين اشياء قابل رؤيت نخواهد بود، حتى اگر انسان دست خود را نزديك چشمش قرار دهد آن را نمىبيند. كافرانى كه از نور ايمان بى بهرهاند به كسى مىمانند كه در چنين ظلمت مضاعفى گرفتار شده است.[4]
دریا هیچ جای امنی ندارد. زیر پای انسان سست و ناامن است. ازحیوانات خطرناک گرفته تا امواج خروشان و ساحل بیانتهایش، رعب آور و هراس انگیز است.
امام علیm فرمود:
«مسافر به هنگام آرامش دریا، معلوم نیست به سلامت بماند، چه برسد به طوفانی بودن آن.»[5]
درهرصورت دریا، ساحلش، بویش، رنگش، سکوتش، صدای گوش نوازش، غرشش، امواج خروشانش، خشمش و ظلمتش، و موجوداتش، ذخائرش، اقتدارش و…، همه از شگفتیها و اسرار شناخته و ناشناخته آن حکایت دارد.
دریا، این پدیده زیبای ترسناک، در نظام آفرینش از جایگاه خاصّی بر خوردار است.
در عظمت دريا همین بس که خداوند در دو آیه قرآن کریم، به دریا و کشتی سوگند یاد کرده و در دهها آيه به دريا و دريا نوردي و… پرداخته است.
«وَالْبَحْرِالمْسْجُورِ»[6] «سوگند به درياى مملوّ و برافروخته.»
«فَالجْارِيَاتِ يُسْرًا»[7] «پس سوگند به كشتيهايى كه به آسانى به حركت درمىآيند.»
براى “مسجور” دو معنى ذكر شده: يكى “برافروخته” و ديگرى “مملو و مالامال”[8]
سوگند به دريا و كشتيهايى كه بر گستره درياها و اقيانوسها به آسانى به حركت درمىآيند” بيانگر این است که دریا از آیات بزرگ الهی بشمار میآید که انسان را به سوی خدا و معاد هدایت میکند.
دریا ترجمان واژههاي «بحر» و «یمّ» است. واژه «بحر» با مشتقاتش 42 و کلمه «یّم» 8 بار در قرآن آمده است.
واژه «بحر» در اصل به معنای هر چیز فراخ، گسترده و پهناور است. دریا نیز به جهت گستردگی و وسعتش، «بحر » نامیده شده است.[9]
راغب اصفهانی مینویسد: اصل واژه «بحر» به هر جای وسیعی که آب فراوان داشته باشد، گفته میشود.[10]
واژه «یمّ» نیز به معنای دریاست و به رودخانههای بزرگی مانند رود نیل نیز اطلاق میشود.[11] بنابراين مفهوم بحر (دريا) درآموزههاي ديني شامل رودهاي بزرگ، درياچهها و درياها و اقيانوسها مي شود. گر چه واژهای رودخانه، درياچه، دريا و اقيانوس در زبان فارسي و عرف مردم معناي خاص خود را دارد و در نام گذاری حجم آنان مد نظر قرار گرفته است.
خداوند ابتدا آب و دریاها را آفرید. همه چيز آب بود و جز آب، پديدهاي وجود نداشت. آنگاه خداوند خشکی (دشت و صحرا و کوهها) را بر امواج دریاهاي سرمست و چموش و پر تلاطم قرار داد.
ازکلمات امیرمومنانm در نهجالبلاغه خطبه 1 و90 و211 در چگونگی پیدایش جهان استفاده میشود که خداوند ابتدا آب را آفرید و بعد خشکی را.
درخطبه نخست نهج البلاغه میفرماید:
«خداوند زمین را بر امواج پرخروش و سرمست، در دل آب کوههی دریاها فرو نشاند، در حالی که امواج شکننده و پر هول، در تلاطمی سخت، هر یک دیگری را واپس میزد و چونان نرينه های مست شهوت، کف بر لب آورده بود. پس آن آب خروشان، به رغم آن همه سرکشی در زیر فشار بار زمین خاضع شد و آشوبش با سینه کوفتن زمین فرو نشست و به آرامش گرایید و همین که زمین با آن شانههای سنگین برآن غلتی زد، رام شد و آرام گرفت. بدین سان، دریا، از پی آن همه غرش و هیاهو، به ناگریز، سر به لگام داد و اسیر و رام و آرام شد و زمین در دل امواج خروشان جای گرفت و گسترش یافت و غرور و برتری جویی و خود بزرگ بینی و بلند پروازی دریا را در هم شکست و جریان تندش را مهار کرد. پس آب با پذیرش شکست، فرو نشست و در پی خیزشهای چند، پیرامون زمین را فرا گرفت و چون زیر بار شانههای سنگین زمین، هیجان آب فرونشست و سکون یافت و کوههای مغرور و سر به فلک کشیده بر گردههایش سوار شدند، از دماغهی کوهها، در هر سو چشمهها جاری شد و دشتها و صحراها را آبیاری کرد.»[12]
و در کلامی دیگر فرمود:
«سپس خداوند در آن (فضاى عظيم) آبى جارى ساخت كه امواج متلاطم و متراكم داشت و آن را بر پشت تندبادى شديد و طوفانى كوبنده و شكننده سوار كرد. سپس باد را به بازگرداندن آن امواج فرمان داد و بر نگهداريش مسلّط ساخت و تا حدّى كه لازم بود، آن دو را با هم مقرون ساخت، فضاى خالى در زير آن گشوده شده بود و آب در بالاى آن در حركت سريع قرار داشت.»[13]
و در خطبه 211 میفرماید:
«این از نشانههای اقتدار و جبروت و نوآوری لطیف سازندگی خداوند است که از آب انباشته و پرتلاطم دریا، پدیدهای خشک و جامد به –نام زمین-پدید آورد.»[14]
بنابراین خداوند در آغاز، آب – يا به تعبير ديگر- مايعى همانند آب آفريد و آن را بر پشت تند بادى سوار كرد، اين تندباد مأمور بود آن مايع را كاملا حفظ كند و از پراكندگى آن جلوگيرى نمايد و در حدود و مرزهايش متوقّف سازد.
سپس تندباد ديگرى برانگيخت كه كارش ايجاد امواج در آن مايع عظيم و گسترده بود و آن تندباد، امواج عظيم آب را عظيمتر ساخت و آن را مرتّبا در هم كوبيد. آن گاه زمین را بر امواج پر خروش آبها قرارداد. آبها ازخروش افتادند و بر گرد زمین حلقه زدند.
در برخی روایات از وجود دریا در آسمانها و در بهشت خبر داده شده است که صرفا جهت اطلاع و پی بردن به این همه عظمت و قدرت الهی به آنها اشاره میکنیم.
ازامیرمومنانm چنین روایت شده که فرمود مراد از آیه؛ «وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُور؛»[15] «دریایی است در آسمان زیر عرش.»[16]
جمیل بن درّاج میگوید:
از امام صادقm پرسیدم: آیا در آسمان هم دریا وجود دارد؟
فرمود: آری.
پیامبرj فرمود: «در آسمانهای هفتگانه، دریاهایی است که ژرفای هریک از آنها به اندازه پانصد سال راه است.»[17]
اخیرا دانشمندان در زیر پوسته پلوتون، اقیانوسی را کشف کردهاند که به اندازه کره زمین است. عظمت و بزرگی آفرینش آسمانها و زمین از اندیشه بشر بیرون است. آنچه بشر با تمام ابزارهای پیشرفته تا به امروز توانسته به آن دست یابد، کره زمین و چند اقمار نزدیک به زمین مانند: کره ماه، مریخ و… در زیر آسمان اول است. اطلاع از آسمانها جز از طریق وحی و روایات معصومین امکان ندارد.
از رسول خداj روایت شده که فرمود:
«در بهشت، دریای آب، دریای عسل، دریای شیر، دریای باده وجود دارد، سپس رودها و جویبارها [از آنها منشعب] میشوند.»[18]
جهان آفرینش پر از شگفتی و اسرار و نشانه های عظمت، قدرت، حکمت، و تدبیر آفریدگار جهان هستی است که در این میان برخی پدیدهها شگفت انگیزتر و اسرارآمیزتر هستند.
خداوند شگفتیهای آفرینش خود را در دریاها و اقیانوسها به نمایش گذاشته است.
رسول خداj فرمود:
« ای آن که شگفتیهایش را دریاها پدیدار ساخته است » [19]
همه پدیدههای جهان آیت و نشانه قدرت بیکران خالق هستی است. ولی بايد عظمت خدا را در آسمانها و شگفتیهاي آفرینش او را در درياها و اقيانوسها جستجو كرد.
امیرالمومنینm فرمود:
« خدایا تو آنی که آسمان، نشانه عظمت توست، زمین گواه قدرت تو و در دریا، شگفتیهایت را پدید آوردهای.»[20]
همچنین فرمود:
«خداوند آب را آفرید و برای معاش و زندگی در اختیار شما گذاشت و دریا را علت افزونی ثروت شما قرار داد.»[21]
یاکهعلمحقکزان دریا چو موج گشت ظاهرجملهاشیا فوجفوج
برخی از شگفتیهای دریا کشف شده ولی بخش معظم آن در انتظار پیشرفت دانش بشری نشسته است.
آنچه کشف شده، نقش دریا در نزول باران، تعدیل هوا، تامین رطوبت زمین و عناصری که از آب دریا گرفته میشود و در صنایع گوناگون و داروسازی کاربرد دارند مانند منیزیم، پتاسیم و بُرم، سولفات سُدیم و…، است. ولي مسایل بی شماری وجود دارد که هنوز کشف نشده است.
به برخي ازاسرار درياها که درآموزههای دینی به آنها اشاره شده و ما را متوجه عظمت و قدرت نامتناهی حضرت حق میکند اشاره میکنیم:
دریا با وسعت 361 میلیون کیلومتر مربع از سطح زمین (به مساحت 510 میلیون کیلومتر مربع) را فرا گرفته است. 71% دریا در مقابل 29% خشکی.[22] این نسبت در قرآن کریم به عنوان اعجاز این کتاب آسمانی آمده است. با این بیان که واژه «بحر» به صورت صیغه مفرد 32 بار و کلمه «برّ» (خشکی) 13مورد در قرآن مجید آمده است. جمع آیاتی که واژه دریا و خشکی آمده به 45 مورد میرسد (13+32). حال اگر این عدد را با نسبت ریاضی محاسبه کنیم، نسبت های زیر به دست میآید:
نسبت واژه دریا 7%=45: 32 و نسبت واژه خشکی 29%=45: 13مي شود. يعني دريا71% از مجموع 45 آیه و خشکی 29% از مجموع 45 آیه.
حال اگر به سایت سازمان فضا نوردی آمریکا ناسا (nasa) مراجعه و نسبت دریاها و خشکیهای زمین را مشاهد کنیم، با شگفتی میبینیم که این نسبت برای دریاهای کره زمین 71% و برای خشکیها 29% ثبت شده است.[23] ولی قرآن قریب به هزار و پانصد سال پیش این نسبت را بیان کرده است.
امام صادقm به مفضل پیرامون فراوانی آب فرمود:
«آنگاه آب. اگر فراوانی آب نبود. و اگر از چشمه سارها و قناتها و نهرها روان نمیگشت، مردم در زندگی با مشکل رو به رو میشدند. مشکل برای شرب خود و چهار پایانشان، و آبیاری مزارع و درختها و اقسام کشتزارها و همچنین این حیوانات وحشی و درندگان و پرندگان هستند که به آب نیازمندند. آب زیستگاه ماهیها و آبزیان است. آب منافع دیگری دارد که به آن آشنایی ولی از عظمت آن غافلی…»[24]
این روایت به توحید مفضل معروف است.
پرسش: چراخداوند دو سوم کره زمین را آب قرار داده است؟
پاسخ: اگر کمتر از 71% بود کره زمین به خشکی میگرایید، میزان برف و باران کم میشد، در نتیجه نه گیاهی میروئید و نه زمین به خرمی و سبزی میرفت.
آب مادهای است که حیات بدون آن میسر نیست. دو سوم بدن انسان را آب تشکیل میدهد. 50/0 آب در خون موجود است و بقیه آن در داخل سلولها میباشد. اگر آب نباشد هیچ یک از فعالیتهای شیمیایی در بدن صورت نمیگیرد. نیازهای سلول برای جذب مواد مفید و دفع مواد زاید به آب بستگی دارد. اگر آب نباشد بدن یک جسم شکننده و سخت است، آب خاصیت ضربه گیری دارد و با ایجاد حالت ارتجاعی، از اندام های داخلی بدن محافظت میکند.
این وضعیت در تمام موجودات عالم وجود دارد. همه موجودات با آب زنده هستند.
«وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ »[25]
و هر چيز زندهاى را از آب قرار داديم، آيا ايمان نمىآورند!
مهّمترین عظمت این پدیده شگفت درکره زمین که حکایت از بزرگی و تدبیر خالق هستی دارد، قرار گرفتن دریاهای شور و شیرین در کنار هم با حائلی نامرئی است که هیچ یک بر دیگری غلبه نمیکند و در یکدیگر ادغام نمیشود و الا با وجود بیشترین آبهای شور، زیستن برای موجودات و انسانها مشکل میشد. خداوند در چند آیه شریفه در قرآن به این پدیده شگفت اشاره کرده است.
1. «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ» [26]
«دو درياى مختلف (شور و شيرين) را در كنار هم قرار داد، در حالى كه با هم تماس دارند. در ميان آن دو برزخى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمىكند» (و به هم نمىآميزند.)
ماده “مرج” (بر وزن فلج) به معنى مخلوط كردن و يا فرستادن و رها نمودن است و در اينجا به معنى فرستادن و در كنار هم قرار دادن مىباشد، به قرينه جمله” بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ”. منظور از اين دو دريا به گواهى آيه 53 سوره “فرقان” دو درياى آب “شيرين” و “شور” است.[27]
2. «وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ[28]»
دو دريا يكسان نيستند: اين يكى دريايى است كه آبش گوارا و شيرين و نوشيدنش خوشگوار است، و آن يكى شور و تلخ و گلوگير. (نعمتهاى او را بجا آوريد! )
واژه گان “عذب” یعنی شیرین و “فرات” آبى در نهايت “عذوبت” (پاكيزگى و گوارايى) و”سائغ” به معنى آبى است كه به خاطر گوارايى به راحتى از گلو پائين مىرود. به عكس ملح (آب شور) و اجاج آب تلخ است كه گويى گلو را مىسوزاند و راه حلق را مىبندد.[29]
این آيه به بخش ديگرى از آيات آفاقى كه نشانههاى عظمت و قدرت اويند در مورد آفرينش درياها و بركات و فوائد آنها اشاره دارد.
با آنكه هر دو نخست به صورت قطرات باران شيرين و گوارا از آسمان بر زمين نازل شدهاند، و هر دو از يك ريشه مشتقند، اما در دو چهره كاملا مختلف با فوائد متفاوت ظاهر گشتهاند.[30]
علامه طباطبایی در تفسیر دو آیه شریفه میفرماید: قابل قبولترين تفسيرى كه درباره اين دو آيه كردهاند اين است كه: مراد از دو دريا، دو درياى معين نيست، بلكه دو نوع دريا است، يكى شور و تلخ كه قريب سه چهارم كره زمين را در برگرفته و يكى شيرين و گوارا و نوشيدنش بلامانع. با اينكه يكسان نيستند شما از هر دو بهرهمند مىشويد، گوشت تازه مىخوريد، و مرواريد و مرجان استخراج نموده آرايش خود مىكنيد. دریاهای شور بيشتر اقيانوسها و درياها را تشكيل مىدهد و يكى هم درياهاى شيرين است كه خداى تعالى آنها را در زير زمين ذخيره كرده و به صورت چشمهها از زمين مىجوشد و نهرهاى بزرگ را تشكيل مىدهد و مجددا به درياها مىريزد، اين دو جور دريا يعنى درياهاى روى زمين و درياهاى داخل زمين همواره به هم اتصال دارند، هم در زير زمين و هم در روى زمين، و در عين اينكه” يلتقيان- برخورد و اتصال دارند” نه اين شورى آن را از بين مىبرد و نه آن شيرينى اين را، چون بين آن دو حاجز و مانعى است كه نمىگذارد در وضع يكديگر تغييرى بدهند و آن مانع، خود مخازن زمين و رگههاى آن است، كه نه مىگذارد درياى شور به درياى شيرين تجاوز نموده و آن را مثل خود شور كند و در نتيجه زندگى جانداران را تهديد نمايد و نه درياى شيرين به درياى شور تجاوز نموده بيش از اندازه از زمين بجوشد و زياده از اندازه به دريا بريزد و دريا را شيرين سازد و در نتيجه مصلحتى را كه در شورى آب درياها است كه يا تصفيه هوا است و يا مصالحى ديگر از بين ببرد و نيز به طور دائم درياهاى شور، درياهاى شيرين را از اين راه كمك مىكند كه آب خود را به ابرها داده و ابرها آن را بر زمين مىبارد و زمين باران را در خود فرو برده مخازن خود را پر مىكنند و همين مخازن هم درياهاى شور را كمك نموده همانطور كه گفتيم از زمين مىجوشد و به صورت نهرهاى كوچك و بزرگ به دريا مىريزد.
پس معناى اين دو آيه- و خدا داناتر است- اين است كه: خداى تعالى دو درياى شيرين و گوارا و شور و تلخ را مخلوط كرده، در عين اينكه تلاقى آن دو دائمى است، به وسيله مانعى كه بين آن دو قرار داده نمىگذارد كه يكديگر را در خود مستهلك كنند و اين صفت گوارايى آن را از بين ببرد و آن صفت شورى اين را و در نتيجه نظام زندگى جانداران و بقاى آن را تهديد كنند.[31]
پيوسته در اقطار عالم ابرها تماس با درياهاى شور و تلخ دارند از آبها رطوباتى حمل نموده كه فاقد تلخى و شورى است، ابرها بدين وسيله باردار و سنگين شده با قطار جهان به صورت قطرات باران گوارا فرو ميريزند و آبها مورد استفاده بشر و نباتات و حيوانات قرار گرفته و نيز در اثر فرو رفتن در اعماق زمين و كوهها و جلگهها ذخيره مىشود و از طريق چشمه سارها و چاهها مورد استفاده قرار ميگيرد.[32]
برخی ازمفسران