
چکيده حجراسماعيل، موضوع چند مسألة فقهي قرارگرفته است؛ مانند «داخل طواف قرار گرفتن»، «دست کشيدن روي ديوارحجر هنگام طواف» و «فاصلة مطاف ازديوارحجر». در چرايي و دلايل مسائل فوق، ميان فقها اختلاف است. حجر، هم موضوع قرارگرفته و هم مورداستدلال و استناد برخي فقيهان بوده است. چون مسأله به ماهيت حجر باز مي گردد، اين مقاله ميکوشد ضمن تبيين چيستي حجراسماعيل، نقش وجايگاه آن در تأثيرگذاري بر مباني و دلايل مسائل فقهي روشن سازد
| حجر اسماعيل وجايگاه آن در مباحث فقهي مصطفي آخوندي فصلنامه ميقات حج > ميقات حج 69 چکيده حجراسماعيل، موضوع چند مسألة فقهي قرارگرفته است؛ مانند «داخل طواف قرار گرفتن»، «دست کشيدن روي ديوارحجر هنگام طواف» و «فاصلة مطاف ازديوارحجر». در چرايي و دلايل مسائل فوق، ميان فقها اختلاف است. حجر، هم موضوع قرارگرفته و هم مورداستدلال و استناد برخي فقيهان بوده است. چون مسأله به ماهيت حجر باز مي گردد، اين مقاله ميکوشد ضمن تبيين چيستي حجراسماعيل، نقش وجايگاه آن در تأثيرگذاري بر مباني و دلايل مسائل فقهي روشن سازد. کليدواژها: حجراسماعيل، طواف، هاجر، اسماعيل وکعبه مقدمه حجر اسماعيل چيست؟ آيا جزو كعبه است يا خارج آن؟ در اين مسأله از ديرباز ميان فقيهان اختلاف بوده وطبعاً بر مباني فقهيِ آنان تأثيرگذاشته وگاه به عنوان دليل مسأله مورد عنايت قرارگرفته است. مانند: بطلان طواف از داخل حجر اسماعيل، دست کشيدن برديوار يا دست گذاشتن روي ديوار حجر اسماعيل، وفاصلة حدّ مطاف از طرف حِجر اسماعيل، طبق فتواي فقهاي گذشته که قائل به تحديد مطاف به فاصله 5/26 ذراع هستند. در اينجا اين پرسش به ذهن مي آيدکه جايگاه حجر اسماعيل در مسائل مربوط به طواف ومسائل فقهي چه مقداراست؟ و اين باز ميگردد به چيستي حجراسماعيل و قرارگرفتن آن در حيطة دلايل مسائل فوق، لذاکوشيدهايم با دلايل نقلي، چيستيِ حجر اسماعيل را تبيين و مسائل فقهي مربوط به آن را بيان کنيم. حجر اسماعيل چيست و آيا جزو كعبه است يا خارج آن؟ حجر اسماعيل ميان دو ركن شامي و عراقي است. ديواري كوتاه و قوسي شكل به ارتفاع 30/1 سانتيمتر و پهناي نيم متر دارد. بالاي آن، سه لامپ نوراني با فاصله از هم قرارد قراردادهاند. داخل حجر، محل دفن حضرت هاجر، حضرت اسماعيل و تعدادي از پيامبران است.1 در اينكه آيا حجر اسماعيل جزو كعبه است؟ دو نظريه وجود دارد: الف: حِجر اسماعيل ـ تمام يا قسمتي از آن ـ جزو كعبه بوده كه از آن جدا شده است. اين قول منتسب به اهل سنت و علاّمة حلّي است و شهيد اوّل نيز با ترديد به مسأله نگريسته است. ب: حجر اسماعيل ـ نه تمامش و نه قسمتي ازآن ـ جزو بيت نيست. اين نظريه منتسب به مشهور فقهاي اماميه است. پيروان نظرية اول * الف: علامة حلّي، از ميان علماي شيعه، تنها فقيهي است که اين نظريه را داده و شهيد اوّل در دروس با ترديد از آن گذرکرده است. شهيد اول با نسبت دادن مسأله به قول مشهور مينويسد: «سواء قلنا بأنّه من البيت كما هو المشهور أو لا…»؛ حجر بايد داخل طواف باشد، چه معتقد باشيم که آن جزو بيت است همانگونه كه مشهور است، يا بر اين باور نباشيم.1 شهيد اوّل، جزو کعبه بودن حِجر را به مشهور نسبت ميدهد، در حالي که مشهور فقهاي شيعه گفتهاند حجر اسماعيل جزو بيت نيست. علاّمه در کتاب «منتهي المطلب» (ج2، ص691) و تذكرة الفقاء، با استناد به قول اهلسنّت و دلايل آنان مينويسد: بنابر قولي از شافعي، حجر جزو بيت نبوده و از خارج آن است و طبق قول ديگري از وي، حجر اسماعيل به اندازة شش ذراع جزو کعبه است. از عايشه نقل شده که گفت: «نذر كردم دو رکعت نماز در داخل کعبه بخوانم، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: در حجر اسماعيل بخوان.» بنابراين، شش ذراع از آن جزو بيت ميباشد. برخي هم گفتهاند هفت ذراع. علاَمه روايت تاريخي زير را نيز به عنوان دليل ديگر آورده است: قبل از بعثت پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم سيلي آمد و خانة خدا را خراب كرد. قريش گرد آمدند تا آن را مانند قبل بسازند. هنگام ساخت و تعمير خانه، پول پاک و طيّب و هدايا و نذر كم آمد. پس کعبه را از جانب حِجر كم گذاشتند، همچنين شاذروان را. ليکن عبداللَّهبن زبير كه بر مكه تسلّط يافت، كعبه را خراب و طبق نقشة حضرت ابراهيم بنا كرد. حَجّاجبن يوسف ثقفي كه روي كار آمد، بناي زبير را خراب و كعبه را به حالت بناي کنوني ـ كه همان بناي قريش است ـ درآورد.3 رواياتي که علامه از عامه آورده، نزد فقيهان شيعه اعتبار ندارد و جز اين روايات، دليل ديگري ذکرنکرده است. بنابراين، نظرية علامه ـ که شاذّ و نادراست ـ در برابر قول مشهور قدرت عرض اندام ندارد و از اعتبار و حجّيت ساقط است. سيد محمد عاملي در كتاب «مدارك الاحكام في شرح شرايع الاسلام» مينويسد: روايتي که سند بر گفتة شهيد باشد نيافتيم و بر روايتي كه علامه در تذكره آورده، اعتمادي نيست و بر مدّعاي او نيز مستندي نديديم، علاوه اين كه مدعاي ايشان مخالف با روايات است.4 علامه محمد حسن نجفي درکتاب «جواهرالکلام»، سخنان علامه را بيپايه و اساس دانسته، مينويسد: «اينها حرفهايي است بيتحقيق كه با روايات بسياري در تعارض است.»5 آيت اللَّه فاضل= مينويسد: «اين قول ـ كه حجر اسماعيل جزو بيت است ـ با روايات بسياري در تعارض ميباشد.6 * ب: اهلسنت به اتفاق، جز شافعي گفتهاند: حجر اسماعيل جزو بيت است. ابن قدامه در جايي مينويسد: «و لنا أنّه من البيت»؛ «باور ما آن است كه حِجر جزو بيت مي باشد.» و دليل اين سخن را كه طواف بايد از خارج حجر اسماعيل انجام گيرد، همين ميداند. او ميافزايد: طواف بايد بيرون از حجر باشد، چون حجر جزو بيت است.7 دلايل اهل سنت دلايلي كه اهل سنت بر اين نظريه اقامه کردهاند، رواياتي است كه از عايشه نقل شده و به آنها اشاره ميکنيم . 1. ابن قدامه در المغني به تفصيل و با دو نقل ذكر كرده است: الف: پيامبرـ صلي الله عليه ]وآله[ و سلّم ـ به عايشه فرمود: «صلّي فِي الحَجَر فَإنّ الحَجَر مِنَ البَيتِ»؛ «در حجر نماز بخوان، زيرا آن، جزو بيت و کعبه است.» ب: عايشه گفت: «دوست داشتم داخل كعبه شوم و در آنجا نماز بخوانم. پس پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه ]وآله[ و سلّم ـ دست مرا گرفت و داخل حجر برد و فرمود: در حجر نماز بخوان، اگر خواستي داخل خانه شوي، همانا حجر قطعهاي از خانه است.» و در مورد صحت روايت، ترمذي گويد: اين حديث حسن و صحيح است.8 2. «عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: سَأَلْتُ رَسُول اللَّهِ ـ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ ] وآله[ وَسَلَّمَ ـ عَنْ الْحِجْرِ فَقَالَ هُوَ مِنْ الْبَيْتِ».9 از عايشه نقل شده که گفت: از پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در مورد حجر پرسيدم، فرمود: آن جزو خانه است.» 3. عايشه گويد: پيامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمود: قوم تو، از خانه كم گذاشتند. اگر تجديد عهد آنان با شرك نميشد، آنچه را كم گذاشتند، برميگرداندم. پس اگر بعد از من قوم تو خواستند (كعبه را) تجديدبنا كنند، بيا تا آنچه را كم گذاشتهاند نشان دهم. پس، نزديک هفت ذراع بود)كه كم گذاشته بودند.»10 بررسی همانطور که پيشترگفته شد، اهلسنت تنها سه روايت از عايشه به عنوان دليل نقل كردهاند كه علامة حلّي برخي از آنها را در كتاب تذكرة الفقها آورده است. ولي فقهاي بزرگوار، اين دسته از روايات را معتبر ندانستهاند. بنابراين، قول نخست كه ميگويد: حجر اسماعيل ـ تمام يا جزئي از آن ـ از بيت ميباشد، بيپايه و دليل است؛ زيرا اوّلا: جز چند روايت که عايشه نقل کرده، دليل ديگري بر اين مطلب وجود ندارد. ثانياً ـ با دلايل و رواياتي از اهلبيت علیهم السلام كه در قول دوّم خواهيم آورد، در تعارض ميباشند. پيروان نظرية دوّم، يا قول مشهور مشهور ميان فقهاي اماميه آن است كه حجر اسماعيل ـ نه تمام و نه بخشي ازآن ـ جزو کعبه نيست. فقهايي چون صاحب جواهر،11 صاحب مدارك،12وآيت اللَّه فاضل13 و… به اين مسأله تصريح كردهاند. دلايل سه گروه از روايات بر اين نظريه اقامه شده و آن را به اثبات رسانده است: الف ـ رواياتي كه با صراحت ميگويند، حجر اسماعيل جزو خانه نيست، عبارتاند از: 1. صحيحة معاو ية بن عمار «مُحَمَّدُبْنَ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ يَحْيَي عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِبْنِ سَعيدٍ عَنْ فَضَالَةَبْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَبْنِ عَمَّارٍ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْحِجْرِ أَمِنَ الْبَيْتِ هُوَ أَوْ فِيهِ شَيْءٌ مِنَ البَيْتِ؟ فَقَالَ: لا، وَلا قُلامَةُ ظُفُرٍ وَلكِنَّ إِسْمَاعِيلَ دَفَنَ أُمَّهُ فِيهِ فَكَرِهَ أَنْ يُوطَأَ فَجَعَلَ عَلَيْهِ حِجْراً وَ فِيهِ قُبُورُ أَنْبِيَاءَ».14 «معاوية بن عمار گويد: از امام صادق علیه السلام پرسيدم: آيا حجر جزو خانه است يا چيزي از خانه در آن واقع شده است؟ فرمود: نه جزو خانه است و نه چيزي از خانه به اندازه سر ناخن، در آن است. بلكه اسماعيل مادر خود را در آن دفن كرد و خوش نداشت قبر مادرش زير پاي طواف كنندگان قرار گيرد. پس اطراف آن را ديوار كشيد و همچنين آنجا قبور پيامبران ميباشد.» 2. صحيحة زراره «وَ عَنْهُ عَنِ الحَسَنِبْنِ فَضَّالٍ وَ عَبْدِاللَّه الْحَجَّالِ جَميعاً عَنْ ثَعْلَبَةبْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّه علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الحِجْرِ، هَلْ فِيهِ شَيءٌ مِنَ البَيْتِ؟ فَقَالَ لا، وَلا قُلامَة ظفُرٍ».15 «زراره گويد: از امام صادق علیه السلام پرسيدم: آيا چيزي از خانة خدا در حجر واقع شده است؟ فرمود: نه و نه به اندازة يك سر ناخن. 3. قَالَ: وَ رُوي أَنَّ فِيهِ قُبُورَ الانْبِيَاء علیهم السلام وَ مَا فِي الْحِجْرِ شَيْءٌ مِنَ البَيْتِ وَ لا قُلامَة ظُفُر».16 «روايت شده كه در حجر، قبور پيامبران علیهم السلام است. نه چيزي از حجر جزو کعبه قرار گرفته و نه به اندازة سرانگشتي از خانه در حجر واقع شده است.» نتيجه روايت معاويه و زراره تصريح دارند كه حجر جزو خانة خدا نيست و حتي به اندازه سر ناخن از كعبه در آن واقع نشده است. تعبير «لا» در روايت؛ يعني نه تمام حجر و نه قسمتي از آن، جزو كعبه نيست و تعبير «لاقلامة ظُفر» تأكيد بر آن است كه حتي سر ناخن از حجر اسماعيل جزو خانة خدا واقع نشده است. ب: رواياتي است كه ميگويد: حجر اسماعيل، خانه اسماعيل بوده كه محلّ دفن هاجر، اسماعيل، دختران او و برخي پيامبران ميباشد. 4. خبر مفضلبن عمر وَعَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِبْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّه علیها السلام قَالَ: الْحِجْرُ بَيْتُ إِسْمَاعِيلَ وَ فِيهِ قَبْرُ هَاجَرَ وَ قَبْرُ إِسْمَاعِيلَ».17 مفضلبن عمر از امام صادق علیه السلام روايت ميكند كه فرمود: حجر، خانة اسماعيل بود، آنجا قبر هاجر و قبر اسماعيل است. 5. روايت حلبي «مُحَمَّدُبْنُ إِدْريسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلاً مِنْ نَوَادِرِ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدِبْنِ أَبِينَصْرٍ الْبَزَنْطِيِّ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِيعَبْدِاللَّه علیها السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الحِجْرِ، فَقَالَ إِنَّكُمْ تُسَمُّونَهُ الحَطِيمَ وَ إِنَّمَا كَانَ لِغَنَمِ إِسْمَاعِيلَ وَ إِنَّمَا دَفَنَ فِيهِ أُمَّهُ و كَرِهَ أَنْ يُوطَأَ قَبْرُهَا فَحَجَّرَ عَلَيْهِ وَ فِيهِ قُبُورُ أَنْبِيَاءَ».18 حلبي ميگويد: از امام صادق علیه السلام در مورد حِجر پرسيدم. فرمود: شما آن را حطيم ميخوانيد. همانا حجر براي گوسفندان اسماعيل بود و در آنجا مادرش را دفن كرد و چون دوست نداشت قبر مادرش پايمال شود، ديواري دور آن كشيد و همچنين آنجا قبر پيامبران است.» 6 . خبر ابوبكر حضرمي «وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيّبْنِ النُّعْمَانِ، عَنْ سَيْفِبْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِيبَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ، عَنْ أَبيعَبْدِاللَّه علیها السلام قَالَ: إِنَّ إِسْمَاعِيلَ دَفَنَ أُمَّهُ فِي الحِجْرِ وَ حَجَّرَ عَلَيْهَا لِئَلا يُوطَأَ قَبْرُ أُمِّ إِسْمَاعِيلَ فِي الْحِجْرِ».19 «ابوبكر حضرمي از امام صادق علیه السلام روايت ميكند كه فرمود: اسماعيل مادرش را در حجر به خاك سپرد و دور آن را ديوار كشيد تا قبر مادر اسماعيل پايمال (طوافكنندگان) نشود.» نكته: اين روايت را صدوق نيز از طريق خود نقل كرده است. 7. روايت مفضلبن عمر «وَ عَنْ بَعَضِ أَصْحَابِنَا، عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مُحَمَّدِبْنِ سِنَانٍ، عَنِ الْمُفَضَّلِبْنِ عُمَرَ، عَنْ أَبِيعَبْدِاللَّه علیها السلام قَالَ: الحِجْرُ بَيْتُ إِسْمَاعِيلَ وَ فِيهِ قَبْرُ هَاجَرَ وَ قَبْرُ إِسْمَاعِيل».20 «مفضلبن عمر از امام صادق علیه السلام روايت ميكند كه فرمود: حِجر خانة اسماعيل بود و در آن، قبر هاجر و قبر اسماعيل واقع شده است.» 8 . صحيح ابوبصير «وَ فِي الْعِلَلِ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ سَعْدِبْنِ عَبْدِاللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدِبْنِ عِيسَي، عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدِبْنِ أَبِينَصْرٍ، عَنْ أَبَانِبْنِ عُثَْمانَ، عَنْ أَبِيبَصِيرٍ، عَنْ أَبِيجَعْفَرٍ أَوْ أَبِي عَبْدِاللَّه علیهم السلام فِي حَديثِ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: وَ تُوُفِّي إِسْمَاعِيلُ بَعْدَهُ وَ هُوَ ابْنُ ثَلاثِينَ وَ مِائَةِ سَنَةٍ فَدُفِن فِي الحِجْرِ مَعَ أمِّهِ».21 «ابوبصير از امام باقر يا امام صادق علیها السلام در حديث ابراهيم و اسماعيل ميگويد: اسماعيل بعد از مادرش، در حالي كه به سن 130 سالگي رسيده بود رحلت كرد و كنار مادرش در حجر به خاك سپرده شد.» 9. روايت محمدبن عليبن الحسين «مُحَمَّدُبْنُ عَلِيّبْنِ الحُسَيْنِ، عَنِ النَّبِيِّ وَ الأئِمَّة علیهم السلام قَالَ: صَارَ النَّاسُ يَطوفُونَ حَوْلَ الحِجْرِ وَ لايَطوفُونَ فِيهِ، لأنَّ أُمَّ إِسْمَاعِيلَ دُفِنَتْ فِي الحِجْرِ فَفِيهِ قَبْرُهَا فَطيفَ كذَلِكَ لِئَلاَّ يُوطأَ قَبْرُهَا».22 «محمدبن عليبن الحسين، از پيامبر و ائمه علیهم السلام چنين روايت ميكند: مردم پيرامون حِجر طواف ميكنند و نه داخل آن، چون مادر اسماعيل در حجر دفن شده است. پس آن قبر مادر اسماعيل است. اين چنين طواف ميكنند تا قبر او پايمال نشود.» 10. قَالَ: وَ رَوِيَ أَنَّ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام لَمَّا قَضَي مَنَاسِكَهُ أَمَرَهُ اللَّهُ بِالانْصِرَافِ فَانْصَرَفَ وَ مَاتَتْ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ فَدَفَنَهَا فِي الحِجْرِ و حَجَّرَ عَلَيْهَا لِئَلاَّ يُوطَأَ قَبْرُهَا».23 «هنگامي كه ابراهيم مناسكش را به پايان رساند، خداوند فرمان به بازگشت او داد. مادر اسماعيل از دنيا رفت و در حجر دفن شد و بر آن ديوار كشيدند تا قبر او پايمال نشود.» 11. روايت معاويةبن عمار «وَ عَنْ عدَّةِ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ سَهْلِبْنِ زِيَادٍ، عَنْ مُحَمَّدِبْنِ الوَليدِ شَبَابٍ الصَّيْرَفِيِّ، عَنْ مُعَاوِيَةَبْنِ عَمَّارٍ، قَالَ: قَالَ أَبُوعبْدِاللَّه علیه السلام : دُفِنَ فِي الحِجْرِ مِمَّا يَلِي الرُكْنَ الثَّالِثَ عَذَارَي بَنَاتِ إِسْمَاعِيلَ».24 «معاوية بن عمار از امام صادق علیه السلام روايت کرد که: در حجر اسماعيل ـ آنچه تا ركن سوّم ميرسد ـ دختران اسماعيل به خاك سپرده شدهاند.» اين دسته از روايات ميگويد: حِجر محل دفن هاجر، اسماعيل، دختران اسماعيل و برخي انبيا است؛ يعني يك قبرستان مقدس. ولو برخي از اين روايات مرفوعه است، اما برخي ديگر صحيح ميباشد، و اين گروه از روايات، شاهد خوبي است كه حجر اسماعيل جزو خانة خدا نيست و چيزي از خانة خدا در آن واقع نشده است. زيرا جايز نيست در داخل خانة خدا كسي را دفن كنند، هر چند پيامبر خدا يا از اولياء الله باشند. مرحوم آيت اللَّه فاضل= مينويسد: تأييد بر اين مطلب (که حجر جزو کعبه نيست) دفن اسماعيل، هاجر و تعدادي از پيامبران در آنجاست؛ زيرا مرسوم و معهود نبود كه خانة خدا يا جزئي از آن، محل دفن عدهاي قرار گيرد ولو از پيامبران يا افراد منتسب و مرتبط با آنان باشد. گرچه بگوبيم كه دفن جايز باشد. بنابراين، بدون هيچ ترديدي حجر بيرون از كعبه است و خانه، حتي جزئي از آن، شامل حجر اسماعيل نميشود.25 ج : رواياتي که دلالت مي کند بر جواز خواندن نماز در حجر اسماعيل: 12. روايت يونسبن يعقوب «مُحَمَّدُبْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ الْحُسَيْنِ، عَنِ الْحَسَنِبْنِ عَلِي، عَنْ يُونُسَبْنِ يَعْقُوبَ، قَالَ: قُلتُ لأَبِيعَبْدِاللَّه علیه السلام إِنِّي كنْتُ أصَلِّي فِي الحِجْرِ، فَقَالَ لِي رَجُلٌ لاتُصَلِّ المَكتُوبَة فِي هَذَا المَوْضع فَإِنَّ فِي الحِجْرِ مِنَ الْبَيْتِ. فَقَال علیه السلام كذَبَ صَلِّ فِيهِ حَيْثُ شئْتَ».26 «يونسبن يعقوب گويد: به امام صادق علیه السلام گفتم: در حجر اسماعيل نماز ميخواندم، مردي به من گفت: در اين مكان نماز واجب نخوان؛ زيرا حجر جزئي از خانة خداست. امام علیه السلام فرمود: دروغ گفته است. هرگاه که خواستي در آنجا نماز بخوان.» 13. خبر ابوبلال مكّي «وَ عَنْ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلاَدِ، عَنْ أَبِي بِلاَلٍ الْمَكِّيِّ، قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیها السلام دَخَلَ الْحِجْرَ مِنْ نَاحِيَةِ الْبَابِ، فَقَامَ يُصَلِّي عَلَي قَدْرِ ذِرَاعَيْنِ مِنَ الْبَيْتِ فَقُلْتُ لَهُ مَا رَأَيْتُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ يُصَلِّي بِحِيَالِ الْمِيزَابِ فَقَالَ هَذَا مُصَلَّي شَبَّرَ وَ شَبِيرٍ ابْنَيْ هَارُونَ».27 بلال مكّي ميگويد: امام صادق علیه السلام را ديدم که داخل حجر شد و دو ذراع مانده به خانه، نماز گزارد. به او گفتم: كسي از اهلبيت تو را نديدم كه زير ناودان نماز بخواند. فرمود: اينجا نمازگاه فرزندان هارون شبّر و شُبير است. بررسي روايت از اين روايات، به خصوص روايت يونس استفاده ميشود كه خواندن نماز واجب در حجر اسماعيل صحيح است و كراهتي ندارد و همين دليل بر اين است كه حجر جزو کعبه نيست؛ زيرا در داخل كعبه خواندن نماز مكروه است. البته سند هر دو روايت ضعيف ميباشد. خبر ابو بلال مكي به علت مجهول بودن وي ضعيف است و روايت يونس به خاطر عدم توثيق محمد بن الحسين. ليكن برخي از علما مانندآيت الله فاضل(ره) به روايت يونس استدلال كردهاند.28 كه در اين صورت ميتواند مؤيّد دو گروه قبلي Ø |