
دو نوع تفکّر در گرایش با نظام سلطه ودشمنان وکفارحربی وجود دارد: یک.تفکری که می گوید: نباید به نظام سلطه به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکا گرایش واعتماد نمود.اینان کفارحربی هستند. دو. تفکری که می¬گوید: باید به قدرت¬های استکباری ونظام سلطه وکفارحربی اعتماد وبه آنان تکیه کرد.
مقدمه
دو نوع تفکّر در گرایش با نظام سلطه ودشمنان وکفارحربی وجود دارد:
یک.تفکری که می گوید: نباید به نظام سلطه به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکا گرایش واعتماد نمود.اینان کفارحربی هستند.
دو. تفکریکه میگوید: باید به قدرتهای استکباری ونظام سلطه وکفارحربی اعتماد وبه آنان تکیه کرد.
این نوشته درصدد رمزگشایی وریشه یابی این دوتفکرازمنظرقرآن است.درسه بخش: تفکرعدم گرایش ،تفکرگرایش و چرایی عدم اعتماد به نظام سلطه وهشت گفتارتنظیم شده است.
بخش اول.تفکرعدم گرایش
گفتار۱.تفکرعدم گرایش واعتماد به نظام سلطه
این تفکر که از قرآن و مکتب اسلام ناب سرچشمه میگیرد،معتقد است که نباید به نظام سلطه وشسطان بزرگ آمریکا تکیه و به او اعتماد نمود و نباید توطئه اورا توّهم شمرد. چراکه نظام سلطه ودشمنان انقلاب فقط به منافع خود میاندیشند و برای حفظ منافع دنیوی خویش به هیچ اصولی پایبند نیستند. «نه قرابتی را مراعات میکنند و نه پیمانی را.»[1]
قرآن دشمنان قسم خورده راچنین معرفی می کند: بطور مسلم يهود و مشركان را دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت. (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا) (مائدة۸۲)
نظام سلطه وصهیونیسم به رهبری آمریکا،خشن ترین ودشمن ترین انقلاب اسلامی بشمارمی آیند.وارتباط با آنان مانند رابطه گرگ ومیش است.
تفکرعدم گرایش به نظام سلطه به آیات قرآن وتاریخ استناد دارد.
حضرت آدم وحوابه شیطان اعتماد کردند ،ازبهشت رانده شدند. دولت هایی که به نظام سلطه وآمریکا تکیه واعتماد کردن وتوسط همان ها ساقط شدند کم نیستند. لیبی،مصر،کشورهای عربی،اکراین و….
درایران دولت دکترمحمد مصدق به دشمنان اعتمادکرد وسرنگون شد.«رضاخان خان پهلوی » -یک سرباز ساده که نگهبانی اصطبل سفارت هلند را برعهده داشت-با کودتای انگلیسی سوم اسفند ۱۲۹۹ بر سر کار آمد.وقتی به مقاصدخودرسیدند.شهریور ۱۳۲۰ اورا مانند دستمال مصرف شده دور انداختند.پسرش محمدرضا پهلوی سرنوشتی بهترازپدرنداشت.اوکه با نوکری آمریکا،کشور را دراختیارآمریکایی ها گذاشته بود،درآستانه انقلاب اسلامی ازایران فرار کرد واربابش آمریکا حاضرنشداورا به کشور آمریکا راه دهد.
حاکمیت این خاندان منحوس موجب شد که ملت غارت زده ایران چندده سال روی آزادی و استقلال و عزت را نبیند.
گفتار۲.بستن دم روباه به دم شتر
اعتماد به دشمنان سلطه مانند بستن دم روباه به دم شتراست.روباهی گول هیکل شتر را خورده با او رفیق شد. و برای تحکیم دوستی دُمش را به دُم شتر گره زد.روزی شیری به شتر حمله کرد و شتر رَم کرده ازجا بلندشد وپا به فرار گذاشت. روباه هم به پشت شتر آویزان و مثل پاندول ساعت، این طرف و آن طرف میرفت. رفیقش پرسید؛ این چه حالتی است؟ گفت؛ این نتیجه اعتماد به هیکل درشت و بیبخار است!
این سنت الهی است که هرکس به شیطان وپیروانش اعتمادکند، شیطان او را تحقیر کرده و از او درس عبرتی برای تاریخ میسازد.
گفتار۳. آیات قرآن درنهی ازگرایش واعتمادبه دشمنان
قرآن درآیاتی چند مسلمانان را ازگرایش واعتماد به دشمنان مستکبرپرهیزمی دهد.آیات مذکورچنان روشن وگویا هست که نیازی به تفسیرندارد.
۱.يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبِيناً (نساء:۱۴۴)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد كافران را بجاى مومنان ولى و تكيه گاه خود قرار ندهيد آيا مىخواهيد (با اين عمل) دليل آشكارى بر ضرر خود در پيشگاه خدا قرار دهيد؟
۲.يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (مائدة:۵۷)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، افرادى كه آئين شما را بباد استهزاء و بازى مىگيرند از اهل كتاب و مشركان، دوست و تكيهگاه خود انتخاب نكنيد، و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد.
۳.يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ … إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ ( ممتحنة:۱و۲)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد دشمن من و دشمن خويش را دوست خود قرار ندهيد، شما نسبت به آنها اظهار محبت مىكنيد، در حالى كه به آنچه از حق براى شما آمده كافر شدهاند… اگر آنها بر شما مسلط شوند دشمنتان خواهند بود، و دست و زبان خود را به بدى بر شما مىگشايند و دوست دارند شما به كفر باز گرديد.
شان نزول
غالب مفسران با تفاوتهاى مختصرى تصريح كردهاند كه اين آيات (يا آيه اول) در باره” حاطب ابن ابى بلتعه”، نازل شده است.
بنقل ازمرحوم طبرسى در مجمع البيان: زنى بنام” ساره” كه وابسته به يكى از قبائل مكه بود از مكه به مدينه خدمت رسول خدا ص آمد، پيامبر ص به او فرمود: آيا مسلمان شدهاى و به اينجا آمدهاى؟ عرض كرد نه،
فرمود: به عنوان مهاجرت آمدهاى؟
گفت: نه.
فرمود: پس چرا آمدى؟
عرض كرد: شما اصل و عشيره ما بوديد، و سرپرستان من همه رفتند، و من شديدا، محتاج شدم نزد شما آمدهام تا عطائى به من كنيد و لباس و مركبى ببخشيد.
فرمود: پس جوانان مكه چه شدند؟ (اشاره به اينكه آن زن خواننده بود و براى جوانان خوانندگى مىكردومزدمی گرفت)
گفت: بعد از واقعه بدر، هيچكس از من تقاضاى خوانندگى نكرد، (و اين نشان مىدهد ضربه جنگ بدر تا چه حد برای مشركان مكه سنگين بود.)
حضرت ص به فرزندان عبد المطلب، دستور داد، لباس و مركب و خرج راهى به او دادند، و اين در حالى بود كه پيامبر ص آماده فتح مكه مىشد.
در اين موقع” حاطب بن ابى بلتعه” (از مسلمانان معروف كه در جنگ بدر و بيعت رضوان شركت كرده بود) نزد” ساره” آمد و نامهاى نوشت و گفت: آن را به اهل مكه بده و ده دينار و بقولى ده درهم و پارچه بردى نيز به او داد.
” حاطب” در نامه به اهل مكه چنين نوشته بود: رسول خدا ص قصد دارد به سوى شما آيد، آماده دفاع از خويش باشيد!” ساره” نامه را گرفت و از مدينه به سوى مكه حركت كرد.
جبرئيل نازل شدو ماجرا را به اطلاع پيامبر ص رسانيد. رسول خدا، على ع و عمار و عمر و زبير و طلحه و مقداد و ابو مرثد را دستور داد كه سوار بر مركب شوند و به سوى مكه حركت كنند. و فرمود در يكى از منزلگاههاى وسط راه به زنى مىرسيد كه حامل نامهاى از” حاطب” به مشركين مكه است، نامه را از او بگيريد.
آنها حركت كردند و در همان مكان كه رسول خدا ص فرموده بود به او رسيدند. ابتدا اوسوگند ياد كرد كه هيچ نامهاى نزد او نيست. اثاث سفر او را تفتيش كردند و چيزى نيافتند، همگى تصميم بر بازگشت گرفتند، ولى على ع فرمود: نه پيامبر ص به ما دروغ گفته، و نه ما دروغ مىگوئيم، شمشير را كشيد و فرمود: نامه را بيرون بياور، و الا به خدا سوگند گردنت را مىزنم!” ساره” هنگامى كه مساله را جدى يافت نامه را كه در ميان گيسوانش پنهان كرده بود بيرون آورد، آنها نامه را خدمت پيامبر ص آوردند.
حضرت ص ” حاطب” رااحضارکرد، فرمود اين نامه را مىشناسى؟! عرض كرد: بلى، فرمود: چه چيز موجب شد به اين كار اقدام كنى؟! عرض كرد اى رسول خدا! به خدا سوگند از آن روز كه اسلام را پذيرفتهام لحظهاى كافر نشدهام، و هرگز به تو خيانت ننمودهام، و هيچگاه دعوت مشركان را از آن زمان كه از آنها جدا شدم اجابت نكردم، ولى مساله اين است كه تمام مهاجران كسانى را در مكه دارند كه از خانواده آنها در برابر مشركان حمايت مىكند، ولى من در ميان آنها غريبم و خانواده من در چنگال آنها گرفتارند، خواستم از اين طريق حقى به گردن آنها داشته باشم تا مزاحم خانواده من نشوند، در حالى كه مىدانستم خداوند سرانجام آنها را گرفتار شكست مىكند، و نامه من براى آنها سودى ندارد.
پيامبر ص عذرش را پذيرفت، (اينجا بود كه آيات فوق نازل شد و درسهاى مهمى در زمينه ترك هر گونه دوستى نسبت به مشركان و دشمنان خدا به مسلمانان داد) [2]
۵. يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْيهَودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَ مَن يَتَوَلهَّم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنهْمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(مائده:۵۱)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! يهود و نصارى را ولّى (و دوست و تكيهگاه خود،) انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند؛ و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعيّت ستمكار را هدايت نمىكند.
اولیاء جمع ولی به معنی نزدیکی فوقالعاده میان دو چیز، به سه معنی است: یک: به معنی دوستی و محبت،دوبه معنی سرپرستی،سه به معنی همپیمانی. مراد ولّی در آیه شریفه، دوستی و تمایل روحی واعتماد است.[3]
آیات شریفه به شدت مسلمانان را از گرایش و دوستی با یهود و نصاری ودشمنان و اعتماد کردن به آنان را نهی میکند.کسانی نه به معاهدات پایبندندونه به حلال وحرام وقوانین الهی.
۶.يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( توبة :۲۳)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد هر گاه پدران و برادران شما كفر را بر ايمان ترجيح دهند آنها را ولى (و يار و ياور و تكيه گاه) خود قرار ندهيد و كسانى كه آنها را ولى خود قرار دهند ستمگرند.
آیه شریفه گرایش وتکیه به کفاررا چنان ناپسند ومضرمی داندکه حتی اگرآنان پدران وبرادران شما بود ازشان پرهیزکنید.
گفتار۴.تعامل باکفارغیرحربی
این آیات باآیاتی که تعامل با کفاررا اشکال نمی بیند،درتعارض نیست.چون آیات تعامل، به کفاری اشاره داردکه استکبارودشمنی نمی ورزند ودرپی جنگ افروزی وضربه زدن واستعمارمسلمانان نیستند.آیات۸ و۹سوره ممتحنه بین کفارمستکبروجنگ افروزونظام سلطه وکفاربی آذارتفکیک قایل شده است.
درآیه۸ ممتحنه درتعامل با کفاربی آذارومسالمت جومی فرماید: خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمىكند، چرا كه خداوند عدالتپيشگان را دوست دارد.(لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ.)
این آیه شریفه ازقطع ارتباط با دنیا وکشورهای کفرنهی نمی کند.چون این کفاردرصدد استعمارمسلمانان نیستند.
درآیه۹درنهی ازگرایش به کفارستمگرمی فرماید:تنها شما را از دوستى كسانى نهى مىكند كه در امر دين با شما پيكار كردند، و شما را از خانههايتان بيرون راندند، يا به بيرون راندن شما كمك كردند از اينكه با آنها دوستى كنيد، و هر كس آنها را دوست دارد ظالم و ستمگر است. (إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ.)
این کفارهمانانی هستندکه نابودی اسلام ناب وانقلاب اسلامی راتعقیب می کنند.مانند:نظام سلطه ورژیم صهیونیستی به رهبری آمریکا.
بخش دوّم.تفکرگرایش واعتمادبه نظام سلطه
این تفکر و اندیشه میگوید: باید به قدرتهای استکباری ونظام سلطه اعتماد وبه آنان تکیه کرد. نباید با تصمیمها و عملکرد خود، آنان را از خود نرنجانیم. چون آنان دارای قدرت هستند.عزت وقدرت وقتی تامین می شود که زیرپرچم نظام سلطه قراربگیرم.
قرآن این طرز تفکر را به منافقان نسبت میدهد. در سوره نساء آیه ۱۳۹ میفرماید: «آنها(منافقان) کافران را به جای مؤمنان دوست و ولی خود انتخاب میکنند و حال آنکه عزّت از آن خداست.»[4] چون عزّت همواره از علم و قدرت سرچشمه میگیرد، و قدرتهای استکباری هم قدرتشان ناچیز و هم دانششان ناچیز است و کاری از آنان ساخته نیست تا بتوانند برای جامعهای عزّت و سربلندی به وجود آورند.[5]
قدرتهای استکباری هر کجا گام نهادند جز فساد، فحشاء و بیبند و باری، غارتگری، و ناتوان ساختن ملتها وناامنی چیزی به ارمغان نیاوردند. لذا قرآن کریم به مسلمانان هشدار میدهد که عزت خود را در همه شئون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، دفاعی و… در دوستی با دشمنان اسلام ونظام سلطه نجویید، به خدا تکیه کنید که سرچشمه همه عزّتهاست. (لَا تَتَّخِذُواْ الْيهَودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِيَاءَ)
البته زندگی مسالمتآمیز و داد و ستد و پیمان بستن با اهل کتاب و کفار غیر حربی جایز است. چون پیامبر خدا(ص) با کفار پیمانهای دفاعی و… داشت.
آنچه قرآن مسلمانان را از آن پرهیز میدهد و نهی میکند، گرایش قلبی و دوستی و اعتماد و وابستگی و پذیرفتن ولایت آنهاست.
گفتار۵.علل گرایش به نظام سلطه
چرا این تفکرعلی رغم این که می داند نظام سلطه دشمن است ودشمن هم دشمنی می کند،ولی چشم به نظام سلطه دوخته است .قرآن درآیاتی به ریشه این تفکر اشاره می کند:
۱.ازترس کمی قدرت ومعیشت.۲.عزت خواهی.۳.دنیاطلبی.
عده ای به جهت ترس ازنابودی وازدست دادن منصب حکومتی وتحریم شدن وازدست دادن معیشت دنیا وعزت خواهی به دامن قدرت های استکباری پناه می برند.
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ (عنكبوت:۶۷) آيا نديدند كه ما حرم امنى براى آنها قرار داديم در حالى كه مردم را در اطراف آنها (در بيرون اين حرم) مىربايند؟ آيا به باطل ايمان مىآورند و نعمت خدا را كفران مىكنند؟.
شان نزول:
ابن عباس می گوید: ” گروهى از مشركان گفتند: اى محمد! اگر ما داخل در دين تو نمىشويم تنها به خاطر اين است كه مىترسيم مردم (حکومت ستمگرمشرک)ما را بربايند (و ما را نابود كنند) چون جمعيت ما كم است و جمعيت مشركان عرب بسيارند، به محض اين كه به آنها خبر رسد كه ما وارد دين تو شدهايم به سرعت به ما حمله می کنند، و خوراك يك نفر از آنها هستيم! در اينجا آيه شریفه نازل شد و به آنها پاسخ گفت.خدايى كه قادر است در اين درياى متلاطم و طوفانى سرزمين حجاز، حرم مكه را همچون جزيرهاى آرام و امن و امان قرار دهد چگونه قدرت ندارد آنها را در برابر دشمنان حفظ كند؟ و چگونه آنها از اين مردم ضعيف و ناتوان در برابر خداوند بزرگ و قادر متعال وحشت دارند؟!” آيا با اين حال آنها به باطل ايمان مىآورند و نعمت خدا را كفران مىكنند”؟! [6]
طبق این گزاره عده ای عدم ایمان خویش به اسلام ترس ازمشرکان مطرح می کنند. وبرای حفظ خود به دامن آن قدرت ها پناه می برند.
۲.عزّت خواهی وقدرت طلبی
عده ای با این تصوربه قدرت های استکباری پناه می برند تا عزّت پیدا کنند ودرمیان مردم خودی نشان دهند.قرآن این اندیشه باطل را به منافقین نسبت می دهد.می فرماید: همانها كه كافران را، بجاى مومنان، دوست خود بر مىگزينند، آيا اينها مىخواهند از آنان كسب عزت و آبرو كنند با اينكه همه عزتها مخصوص خدا است؟!(الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً) ( نساء:۱۳۹)
آيا راستى این عده مي خواهند آبرو و حيثيت خود را از طريق سینه زدن زیرپرچم نظام سلطه كسب كنند”؟! نمی دانند كه تمام عزتها مخصوص خدا است.
زيرا عزت همواره از” علم” و” قدرت” سرچشمه مي گيرد و قدرتهای استکباری كه قدرتشان ناچيزوعلمشان نيز همانند قدرتشان ناچيز است، كارى از دستشان ساخته نيست كه بتوانند منشا عزتى باشند.
اين آيه به همه مسلمانان هشدار مي دهد كه عزت خود را در همه شئون زندگى اعم از شئون اقتصادى و فرهنگى و سياسى و مانند آن، در دوستى با دشمنان اسلام نجويند، بلكه تكيه گاه خود را ذات پاك خداوندى قرار دهند كه سرچشمه همه عزتها است، و غير خدا از دشمنان اسلام نه عزتى دارند كه به كسى ببخشند و نه اگر مي داشتند قابل اعتماد بودند، زيرا هر روز كه منافع آنها اقتضا كند فورا صميمىترين متحدان خود را رها كرده و به سراغ كار خويش مي روند كه گويى هرگز با هم آشنايى نداشتند، چنان كه تاريخ معاصر شاهد بسيار گوياى اين واقعيت است!. [7]
درآیه دیگرمی فرماید:فَترَى الَّذِينَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَرِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نخَشىَ أَن تُصِيبَنَا دَائرَةٌ فَعَسىَ اللَّهُ أَن يَأْتىِ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلىَ مَا أَسرَّواْ فىِ أَنفُسِهِمْ نَادِمِين (مائده:۵۲)
مىبينى كسانى را كه در دلهايشان بيمارى است در (دوستى با دشمنان)، بر يكديگر پيشى مىگيرند، و مىگويند: «مىترسيم حادثهاى براى ما اتفاق بيفتد (و نياز به كمك آنها داشته باشيم!)» شايد خداوند پيروزى يا حادثه ديگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد؛ و اين دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند!
دل های بیمارکه با غبار ابهام و تردید نسبت به خدا و معاد، آغشته گردیده از فطرت الهی فاصله گرفته و از صراط مستقیم دور شده و به سمت شیاطین حرکت میکند. از این روی گرایش منافقان به کفار (هم نوعان خود) بیشتر ازدیگران است [8]
در سوره بقره آیه ۱۳ آمده است: «و هرگاه منافقان با شیاطین خویش خلوت میکنند، میگویند: ما با شما هستیم، ما مؤمنان را به سخریه گرفتیم.»[9]
منافقان بیماردل، برای رسیدن به جامعۀ کفر و عشق ورزیدن و همسو شدن با بیگانگان ونظام سلطه بر یکدیگر سبقت میگیرند. آنان فرهنگ و جامعه مسلمانان را مرتجع و فرهنگ و جامعه بیگانگان ودنیای غرب ونظام سلطه را پیشرفته میانگارند. از این رو اصرار میورزند که به دامن کفّار پناه ببرند و آنان را تکیهگاه خود قرار دهند. چون تصور میکنند خوشبختی در کشورهای کفر واستکباری است. (يُسَارِعُونَ فِيهِمْ)
منطق گرایش این خودباختگان و بیماردلان به بیگانگان ونظام سلطه؛این است که میگویند: میترسیم روزی قدرت به دست یهودیان و کفار و نظام سلطه بیفتد و ما گرفتار شویم و هستی خود را از دست بدهیم! و حوادث ناگواری از جانب آنان متوجّه ما شود! (نخَشىَ أَن تُصِيبَنَا دَائرَةٌ) .[10]
درپاسخ به این منطق سفیهانه باید گفت: چرا قدرت خدا را نادیده میگیرید؟وچرا به خدا سوءظنّ دارید؟ چرا احتمال قدرتمند شدن بیگانگان را میدهید و احتمال قدرتمند شدن مسلمانان را نمیدهید؟ آیا این احتمال نمیرود که خداوند با فتح و پیروزی، مسلمانان را به قدرت برساند و چرا احتمال نمیدهید که خداوند قدرتی به مسلمانان عطا کند و آنان را به اوج قدرت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برساند که دشمنان، خود به خود تسلیم آنان گردند و خود را ذلیل و خوار مسلمانان بدانند. (أَن يَأْتىِ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ).آیا عده ای غرب گرا وبیگانه پرست،قدرت وپیشرفت انقلاب اسلامی را نمی بینند؟!قدرت وشکوهی که استکبارجهانی به قیادت آمریکا،شیطان بزرگ را به زانو درآورده وطبل رسوایی ونابودی آنان را به صدا درآورده است ملاحظه نمی کنند؟!.
گفتار۶.پناه بردن به دشمنان،ازسفاهت عقل
امام سجاد(ع): و براین باورم كه در خواست نيازمندى از نيازمند ديگر سفاهت رأى و ضلالت عقل است.(چنین انسانی سفیه است)چه بسا- اى خداوند من- ديدهام كسانى را كه عزّت نه از تو طلبيدهاند و به ذلت افتادهاند و جز از خزانه فضل تو توانگرى جستهاند و بينوا شدهاند و آهنگ بلندى كردهاند و به پستى گراييدهاند. پس آن دور انديش كه از سر اعتبار نگريسته و چنين كسان را ديده، در دور انديشى خويش به راه خطا نرفته است و اختيارش به راه صواب رهنمون گشته است. [11]
فصل سوّم.چرایی عدم اعتماد به نظام سلطه
گفتار۷.نظام غرب ازمنظرامام خمینی(ره)
چرا نباید به نظام های استکباری وآمریکا اعتماد کرد؟ امام خمینی پاسخ می دهد.
-غرب به انسان کاری ندارد، غرب… انسان را «وحشی» بار میآورد، یعنی آدمکش[12].
-همه غرب زدگی ها ظلمت است، این هایی که توجهشان به غرب است… قبله شان غرب است… این ها در ظلمات فرورفته اند، اولیایشان هم طاغوت است… و از نور به ظلمات وارد شده اند[13].
– ما غرب زدگی را می زداییم، آثار غرب را، تمام آثار فاسده، تمام اخلاق فاسده غربی را، تمام نظرات باطله غربی را خواهیم زدایید، ما یک مملکت محمدی ایجاد می کنیم[14].
امام با هدفی استوار یک نبرد بنیادین با تمدن ماتریالیستی غرب راه انداخت. غرب را کل واحدی می دید که سرمایه داری با مکیدن خون پابرهنه ها ومستضعفان آن را فربه کرده است. تمدن غرب، جاهلیت متمدنی است که خبری از انسانیت ندارد وتوحش محض است.
-این چیزهایی که در ممالک دیگر شما خیال می کنید وتمدن است وقتی درست تأمل کنید تمدن نیست بلکه به توحش نزدیک تر است، برای اینکه تمام سلاح های مدرنی که درست کردند همه برای کشتن هم جنس خودشان وقتل عام بشر است[15].