مصطفی آخوندی
به نام خدا
استظلال
چکیده
مقاله استظلال به یکی از محرمات مبتلا به احرام پرداخته وفتاوای اهل سنت را نیز در این مسئله دیدگاههای فقیهان قدیم وجدید مطرح ومورداستناد واستدلال قرارگرفته است. استظلال در روزبرای مردان درحالت اختیار ودرحال سیر وحرکت، به اجماع فقهاءشیعه حرام است.ولی ابن جنید و اهل سنت آن راجایز شمرده اند.مشهور بین فقها،استظلال درشب واستظلال درمکه وعرفات ومنا را جایز، وعده ای نیزقائل به احتیاط شده اند.دراستظلال اضطراری اختلافی نیست.ولی کفاره دارد.همچنین جوازاستظلال مطلقابرای زنان وکودکان اجماعی است وکفاره ندارد. استظلال درهوای بارانی وابری وسرد بین فقیهان اختلاف می باشد. استظلال چه اختیاری وچه اضطراری کفاره دارد.
کلید واژه ها:استظلال،تظلیل، خیمه،مکه،عرفات ومنا، اضطرار،روز،شب ،زنان ،توقفگاه.باران وابر
نوزدهمین محرمات احرام که درمناسک حج آمده،استظلال وسایه قرار دادن بالای سر است.بحث استظلال بر خلاف سایر محرمات از مباحث چالشی و مئارک آراءبین فقیهان شیعی وفقها شیعه وسنی ودارای مباحث فراوانی است.مانند: استظلال در روز ،استظلال در روزهای ابری وبارانی وهوای سرد وطوفانی.استظلال درحالت اضطرار. استظلال بر بدن. استظلال در توقفگاهاومنزلگاها چون توقف درپمپ بنزین ،اسکان درمنزل،شهرمکه وعرفات ومنا. استظلال برای زنان وکودکان. .استظلال در شب.وکفاره استظلال .
پیرامون استظلال در روزبین فقیهان شیعه علی رغم اختلاف مبانی ،اتفاق نظر است.ولی میان فتاوای فقیهان شیعی با فقها سنی اختلاف فاحش وجود دارد.
فتاوا پیرامون استظلال بردو مبنا استوار است.
مبنای دوم استظلال را به معنی استتار وپوشش می گیرد.بر این مبنا علاوه برروز ،شب وهوای بارانی وابری نیزمصداق استظلال هستند.
قدر متیقن این دو مبنا حرمت سایه گرفتن واستظلال در روز است.و وجه افتراق بین آن دو،شب و روزهای ابری وبارانی است. مبنای فتاوای عالمان شیعه حرمت استظلال است.اما بیشتراهل سنت استظلال را جایز می دانند وحرمتی برای آن قائل نیستند.
دراین نوشته به فتاوای عالمان شیعی واهل سنت ودلایل آنان پرداخته شده ومباحث ذیل تبیین ومستند می گردد.
استظلال در روز وفروعات آن، استظلال در روزهای ابری وبارانی. استظلال درشب.وفروعات آن وکفاره استظلال مباحثی اندکه به آن ها پرداخته شده است.
خلاصه دراین مقاله نه موضوع در نه فصل مورد بحث واستدلال قرار می گیرد.1.
فصل اول. استظلال در روز
بحث استظلال در روز به عصر پیامبر(ص)وامامان معصوم(علیهم السلام)باز می گردد.ومورد ابتلای مسلمانان بوده است.به همین دلیل روایات فراوانی پیرامون موضوع وجود دارد.
الف. حرمت استظلال.
مشهور فقیهان شیعه –قدما ومتاخرین-قائل به حرمت استظلال وسایه گرفتن به سر می باشند.
ملاک حرمت چهار چیزاست .نخست باید در حال اختیار باشد ونه اضطرار.دوم فقط برای مردها حرام است.سوم. سایه گرفتن باید در حال سیر وحرکت باشد.چه سواره وچه پیاده. .چهارم سایه گرفتن برسر ملاک است نه بربدن .
فتاوای فقها
علامه حلی درکتاب تذکره الفقهاء:یحرم علی المحرم استظلال حال السیر. 1
استظلال درحال حرکت بر محرم حرام است.
شیخ طوسی درکتاب خلاف: للمحرم أن يستظل بثوب ينصبه ما لم يكن فوق رأسه بلاخلاف،
و إذا كان فوق رأسه مثل الكنيسة، و العمارية، و الهودج فلا يجوز له ذلك سائرا. …دليلنا: إجماع الفرقة، و طريقة الاحتياط، لأنه إذا لم يستر صح إحرامه.2
بر قول مشهور دلایلی چون اجماع وروایات اقامه شده است.
1.اجماع
علامه حلی در کتاب تذکره الفقهاءومنتهی المطلب وشیخ طوسی در کتاب خلاف ادعای اجماع کرده اند.
شیخ طوسی در کتاب خلاف علاوه براجماع به احتیاط نیز اشاره دارد.می فرماید:دلیل ما اجماع فرقه واحتیاط است.
علامه حلی درکتاب تذکره: يحرم على المحرم الاستظلال حالة السير، فلا يجوز له الركوب في المحمل و ما في معناه، كالهودج و الكنيسة و العمارية و أشباه ذلك، عند علمائنا أجمع.4
استظلال در حال سیر بر محرم حرام است.پس برای محرم جایزنیست که برمحمل ومانندآن مثل هودج وکنیسه وعماریه وشبه آن (که دارای سقف می باشند)بنشینند.این مسئله نزدعلمای ما اجماعی است.
هرچندمسئله حرمت استظلال در روز مورد اتفاق عالمان شیعه است وکسی جز ابن جنید فتوایی بر خلاف نداده است.اما دلیل اجماع واحتیاط شیخ طوسی قابل بحث وبررسی است.
اولا. جز دو نفر(شیخ طوسی وعلامه)کسی ادعای اجماع نکرده است.حتی صاحب جواهر که نوعابه دلیل اجماع آنهم به هر دو قسم محصل ومنقول اشاره دارد دراین مسئله هیچ اشاره ای به اجماع ندارد.
ثانیا.اجماع مطرح شده اجماع منقول است که در حد یک خبر ارزیابی می شود.
ثالثا.ممکن است اجماع مطرح شده از نوع اجماع مدرکی باشد ومدرک آن همان روایات باب باشد.بنابر این دلیل اجماع از استحکام بر خوردار نیست.
اما احتیاطی که شیخ به آن اشاره کرده چیز خوبی است.ولی احتیاط ،دلیل به شمار نمی آید.بلکه فقها در مواردی به اصل احتیاط متوسل می شوند که به دلیلی دست پیدا نمی کنند.
2.روایات.
عمده دلیل حرمت استظلال در روزروایات درحد تواتر است که به
چند گروه تقسیم می شوند. چون برخی از روایات صحیح السند هستند. از برسی اسناد رجالی آن ها صرف نظر می کنیم.
گروه نخست.نهی از تظلیل
روایاتی که با واژه تظلیل آمده شمارشان به هفت روایت می رسد. تظلیل، به معنی ایجاد ظل وسایه درست کردن. مانند:خیمه به پا کردن واستفاده ازسایه آن ،چتر گرفتن بالای سر ومانند آن.
صحیح عبدالله بن مغیره [16955] 1.
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ (ع )أُظَلِّلُ وَ أَنَا مُحْرِمٌ ؟قَالَ :لَا .قُلْتُ أَ فَأُظَلِّلُ وَ أُكَفِّرُ ؟قَالَ لَا. قُلْتُ فَإِنْ مَرِضْتُ ؟قَالَ ظَلِّلْ وَ كَفِّرْ .ثُمَّ قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص )قَالَ مَا مِنْ حَاجٍّ يَضْحَى مُلَبِّياً حَتَّى تَغِيبَ الشَّمْسُ إِلَّا غَابَتْ ذُنُوبُهُ مَعَهَا.5
عبدالله بن مغیره می گوید:به امام موسی بن جعفر(ع) گفتم.وقتی که محرم هستم آیا می توانم سایه بان درست کنم واز سایه آن استفاده کنم؟امام فرمود:نه.عرض کردم:آیا می توانم سایه بگیرم وکفاره بدهم؟فرمود:نه.گفتم:اگر بیمار شدم چی؟فرمود:در این صورت سایه بگیروکفاره بده.سپس فرمود: آیا نمی دانی که رسول خدا(ص)فرمود:هیچ حاجی درحالی که لبیک می گوید، درزیر تیغ خورشید تاغروب آفتاب قرارنمی گیرد مگرآن که همراه غروب آفتاب گناهانش ریخته می شود.
نحوه استدلال.
از پرسش راوی و پاسخ امام(ع) معلوم است که تظلیل در حال اختیار جایز نیست ولوبخواهد کفاره بدهد.ولی تظلیل درحال اضطرار مانند بیماری مانعی ندارد لیکن با ید کفاره پرداخت کند.
نکته دیگرواژه ضحی وشمس است که به ملاک تظلیل اشاره دارد.یعنی سایه گرفتن ازگرمای خورشید.
2.صحیح اسحاق بن عمار
عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (ع) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ يُظَلِّلُ عَلَيْهِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ ؟قَالَ لَا إِلَّا مَرِيضٌ أَوْ مَنْ بِهِ عِلَّةٌ وَ الَّذِي لَا يُطِيقُ الشَّمْسَ.6
اسحاق بن عمار می گوید:از امام موسی بن جعفر(ع) ازمحرم پرسیدم که آیا می تواند سایه بگیرد؟درپاسخ فرمود:نمی تواند.مگر آن که بیمار باشد،یامشکلی داشته باشد،ویا طاقت گرمای خورشیدرانداشته باشد.
استدلال به روایت روشن است.سایه قرار دادن در حال اختیار جایز نیست.ولی درحال اضطرار مانندبیمار یا کسی که مشکلی دارد ویا کسی که طاقت گرمای خورشید را ندارد، اشکال ندارد.
3.صحیح محمدبن منصور
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْهُ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الظِّلَالِ لِلْمُحْرِمِ فَقَالَ لَا يُظَلِّلُ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ أَوْ مَرَضٍ. 7
محمدبن منصور می گوید ازاو(امام موسی بن جعفر یا علی بن موسی علیهماالسلام)ازسایه گرفتن محرم پرسیدم:فرمود:تظلیل جایزنیست مگربه جهت علتی ویابیماری ر.
استدلال.
این روایت که با دوسند شیخ طوسی وشیخ کلینی ذکر شده به عدم جواز تظلیل درحال اختیار وجوازآن در حال اضطراردلالت می کند.
4.صحیح بکربن صالح
عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع أَنَّ عَمَّتِي مَعِي وَ هِيَ زَمِيلَتِي وَ يَشْتَدُّ عَلَيْهَا الْحَرُّ إِذَا أَحْرَمَتْ فَتَرَى لِي أَنْ أُظَلِّلَ عَلَيَّ وَ عَلَيْهَا فَكَتَبَ ظَلِّلْ عَلَيْهَا وَحْدَهَا.8
بکر بن صالح می گوید:نامه ای به امام جواد(ع)نوشتم وپرسیدم:درسفرحج عمه ام همراه من و(درمحمل)کنارم قرار دارد،گرمای خورشید او را درحال احرام می آزارد،آیااجازه می دهید برای هردومان سایه بان درست کنم؟امام درپاسخ نوشت:فقط برای او سایه بان درست کن.
این روایت با سه سند توسط شیخ طوسی ،شیخ صدوق وشیخ کلینی ذکرشده است. استدلال به روایت روشن است. روایت به عدم جواز تظلیل ونشتن درمحمل سربسته درروزودر حال اختیارتصریح دارد . راوی ازامام می پرسد: آیااجازه می دهید برای هردومان سایه بان درست کنم؟( فَتَرَى لِي أَنْ أُظَلِّلَ عَلَيَّ وَ عَلَيْهَا)امام فرمود:فقط می توانی برای عمه ات سایبان درست کنی. تصریح این کلام ظَلِّلْ عَلَيْهَا وَحْدَهَا آن است که تو مجاز به استفاده از سایبان نیستی.
5. مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلِ (مناظره ابویوسف با امام(ع))
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ كُنَّا فِي دِهْلِيزِ يَحْيَى بْنِ خَالِدٍ بِمَكَّةَ وَ كَانَ هُنَاكَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى ع وَ أَبُو يُوسُفَ فَقَامَ إِلَيْهِ أَبُو يُوسُفَ وَ تَرَبَّعَ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ جُعِلْتُ فِدَاكَ الْمُحْرِمُ يُظَلِّلُ ؟قَالَ لَا. قَالَ فَيَسْتَظِلُّ بِالْجِدَارِ وَ الْمَحْمِلِ وَ يَدْخُلُ الْبَيْتَ وَ الْخِبَاءَ ؟قَالَ نَعَمْ. قَالَ فَضَحِكَ أَبُو يُوسُفَ شِبْهَ الْمُسْتَهْزِئِ .فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع يَا أَبَا يُوسُفَ إِنَّ الدِّينَ لَيْسَ يُقَاسُ كَقِيَاسِكَ وَ قِيَاسِ أَصْحَابِكَ .إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ فِي كِتَابِهِ بِالطَّلَاقِ وَ أَكَّدَ فِيهِ شَاهِدَيْنِ وَ لَمْ يَرْضَ بِهِمَا إِلَّا عَدْلَيْنِ وَ أَمَرَ فِي كِتَابِهِ بِالتَّزْوِيجِ وَ أَهْمَلَهُ بِلَا شُهُودٍ فَأَتَيْتُمْ بِشَاهِدَيْنِ فِيمَا أَبْطَلَ اللَّهُ وَ أَبْطَلْتُمْ شَاهِدَيْنِ فِيمَا أَكَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجَزْتُمْ طَلَاقَ الْمَجْنُونِ وَ السَّكْرَانِ. حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص فَأَحْرَمَ وَ لَمْ يُظَلِّلْ وَ دَخَلَ الْبَيْتَ وَ الْخِبَاءَ وَ اسْتَظَلَّ بِالْمَحْمِلِ وَ الْجِدَارِ. فَقُلْنَا كَمَا فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَسَكَتَ.9
محمدبن فضیل می گوید:درمکه دردهلیزیحیی بن خالد بودیم.ابوالحسن موسی بن جعفر(ع)وابو یوسف(ازعلمااهل تسنن)نیزبودند.ابو یوسف چهارزانو پیش روی امام نشست وپرسید:یا ابوالحسن فدایت شوم،آیا محرم تظلیل می کند؟امام فرمود:خیر.ابو یوسف گفت:آیادرسایه دیوار وسایه محمل وداخل خانه وچادراستظلال می کند؟فرمود:بلی.راوی می گوید:ابویوسف به حالت استهزاءخندید.امام(ع)فرمود:ابو یوسف دراحکام دین قیاس نیست،آن گونه که تو ویاران توقیاس می کنید.خداوند درکتابش دستوربه طلاق داده وبرای آن تاکیدبر دوشاهدعادل کرده است.ودرکتابش دستور به ازدواج داده ولی شاهدی نخواسته است.لیکن شما برخلاف دستورخدا آنجا که شاهد نخواسته دوشاهدآوردید.وآنجا که برشاهدتاکیدورزیده، آن رالغو کردید وطلاق دیوانه ومست را جایز شمردید.رسول خدا(ص)حج کرد واحرام بست وسایه نگرفت.ولی داخل خانه وچادرشد(که سایه داشتند) وبه سایه محمل ودیوار استظلال کرد.پس ما آن چه راکه رسول خدا(ص)انجام داده گفتیم.دراین هنگام ابو یوسف ساکت شد.
دراین روایت ودو روایت بعدی چند نکته نهفته است:
1. استظلال درداخل منزل و خیمه وهم چنین در سایه محمل ویایه دیوارجایز شمرده است.( فَيَسْتَظِلُّ بِالْجِدَارِ وَ الْمَحْمِلِ وَ يَدْخُلُ الْبَيْتَ وَ الْخِبَاءَ ؟قَالَ نَعَمْ.)
2.استظلال در حال سیر وحرکت حرام شمرده شده است.این مطلب به قرینه جمله بالا استنباط می شود.
3.دلیل این مسئله سیره وعمل رسول خدا(ص)می باشد.( حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص فَأَحْرَمَ وَ لَمْ يُظَلِّلْ وَ دَخَلَ الْبَيْتَ وَ الْخِبَاءَ وَ اسْتَظَلَّ بِالْمَحْمِلِ وَ الْجِدَارِ.)
4.فتوای برخی اهل سنت که قایل به استظلال نیستند روشن می شود.ودلیلشان نیز قیاس باطلی است که بدان دچار شده اند.آنان تفاوتی بین استظلال در حالت حرکت واستظلال در حالت توقف ومنزلگاه نمی بینند.
6 .مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلِ وَ بَشِيرِ بْنِ إِسْمَاعِیل
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ وَ بَشِيرِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ قَالَ لِي مُحَمَّدٌ أَ لَا أَسُرُّكَ يَا ابْنَ مُثَنًّى؟ فَقُلْتُ بَلَى. فَقُمْتُ إِلَيْهِ. فَقَالَ لِي دَخَلَ هَذَا الْفَاسِقُ آنِفاً فَجَلَسَ قُبَالَةَ أَبِي الْحَسَنِ ع ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ مَا تَقُولُ فِي الْمُحْرِمِ يَسْتَظِلُّ عَلَى الْمَحْمِلِ؟ فَقَالَ لَهُ: لَا .قَالَ فَيَسْتَظِلُّ فِي الْخِبَاءِ؟ فَقَالَ لَهُ نَعَمْ .فَأَعَادَ عَلَيْهِ الْقَوْلَ شِبْهَ الْمُسْتَهْزِئِ يَضْحَكُ يَا أَبَا الْحَسَنِ فَمَا فَرْقٌ بَيْنَ هَذَا؟ فَقَالَ يَا أَبَا يُوسُفَ إِنَّ الدِّينَ لَيْسَ يُقَاسُ كَقِيَاسِكُمْ أَنْتُمْ تَلْعَبُونَ .إِنَّا صَنَعْنَا كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قُلْنَا كَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص). كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَرْكَبُ رَاحِلَتَهُ فَلَا يَسْتَظِلُّ عَلَيْهَا وَ تُؤْذِيهِ الشَّمْسُ فَيَسْتُرُ بَعْضَ جَسَدِهِ بِبَعْضٍ وَ رُبَّمَا يَسْتُرُ وَجْهَهُ بِيَدِهِ وَ إِذَا نَزَلَ اسْتَظَلَّ بِالْخِبَاءِ وَ فِي الْبَيْتِ وَ بِالْجِدَار.10
ِ جعفربن محمد مثنی خطیب از مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلِ وَ بَشِيرِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ می گوید: به من گفت: ای پسر مثنی آیا دوست داری خوشحالت کنم؟گفتم:آری.سپس همراه اوشدم.به من گفت:این فاسق (ابویوسف)همین الان داخل منزل امام شد ودرمقابل ابوالحسن موسی بن جعفر(ع) نشست، سپس رو کرد به آن حضرت وگفت:یا ابوالحسن نظرت درمورد محرمی که در محمل استظلال کرده چیست؟امام فرمود:جایز نیست.پرسید:درخیمه استظلال می کند.فرمود:اشکال ندارد.ابو یوسف سخنش را تکرارکرد ودرحالی که خنده استهزا آمیزی برلب داشت گفت:یا ابو الحسن فرق این دو حکم چیست؟امام (ع)درپاسخ فرمود:ای ابو یوسف دراحکام دین قیاس نیست آن گونه که شما قیاس می کنید.شمابادین خدابازی می کنید.ما کاری را انجام می دهیم که رسول خدا(ص)انجام داد.وسخنی می گوییم که رسول خدا(ص)می گفت.رسول خدا(ص) (درحال احرام) برراحله اش می نشست واستظلال نمی کرد ،درحالی که آفتاب او را می آزرد.پس بابعض اعضای بدنش بعض دیگررا می پوشاند.وچه بسا با دستش صورتش را می پوشاند(تا ازسوزش خورشید در امان بماند.)ولی هنگامی که ،درخیمه یا منزل ویا سایه دیوار، فرود می آمد سایه می گرفت واستظلال می کرد.
7. عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى (مناظره ابویوسف با امام(ع))
عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ قَالَ أَبُو يُوسُفَ لِلْمَهْدِيِّ وَ عِنْدَهُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع أَ تَأْذَنُ لِي أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ مَسَائِلَ لَيْسَ عِنْدَهُ فِيهَا شَيْءٌ .فَقَالَ لَهُ نَعَمْ .فَقَالَ لِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع أَسْأَلُكَ؟ قَالَ نَعَمْ .قَالَ مَا تَقُولُ فِي التَّظْلِيلِ لِلْمُحْرِمِ؟ قَالَ لَا يَصْلُحُ .قَالَ فَيَضْرِبُ الْخِبَاءَ فِي الْأَرْضِ وَ يَدْخُلُ الْبَيْتَ ؟قَالَ نَعَمْ. قَالَ فَمَا الْفَرْقُ بَيْنَ هَذَيْنِ ؟قَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع مَا تَقُولُ فِي الطَّامِثِ أَ تَقْضِي الصَّلَاةَ؟ قَالَ لَا. قَالَ فَتَقْضِي الصَّوْمَ؟ قَالَ نَعَمْ. قَالَ وَ لِمَ ؟قَالَ هَكَذَا جَاءَ .فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (ع ) وَ هَكَذَا جَاءَ هَذَا. فَقَالَ الْمَهْدِيُّ لِأَبِي يُوسُفَ مَا أَرَاكَ صَنَعْتَ شَيْئاً. قَالَ رَمَانِي بِحَجَرٍ دامغ.11
عثمان بن عیسی ازبرخی یارانش نقل می کند:ابویوسف (عالم سنی)که نزد مهدی عباسی نشسته بود،امام موسی بن جعفر(ع) نیزحضور داشت،اجازه خواست ازامام پرسشی بکند.مهدی نیزاجازه داد.ابویوسف به امام عرض کرد:سوال کنم؟امام فرمود:بپرس.ابویوسف گفت:درموردتظلیل محرم چه می گویید؟امام فرمود:جایز نیست.اوگفت:داخل خانه می شود،خیمه به پا می کند؟امام فرمود:دراینجا جایزاست.پرسید:فرق این دو حکم چیست؟امام فرمود:درموردزن حائض چه می گویی آیا نمازش را قضا کند؟گفت:خیر.فرمود:آیا روزه اش را باید قضا کند؟گفت:آری.امام فرمود:فرق این دو حکم چیست؟گفت:این چنین دستور آمده است.امام فرمود:درمورداستظلال نیز دستورآمده است.مهدی عباسی خطاب به ابو یوسف گفت:دیدم که کاری نکردی.درپاسخ گفت:او مرا با سنگی رمی کرد که مغزم راشکافت.
استدلال
این روایت نیز چون روایت پیشین، استظلال درحال سیروحرکت را حرام ودرحال توقف ومنزلگاه جایز می شمرد.وفتوای اهل سنت را نیز روشن می سازد.
ابو یوسف شاگرد ابو حنیفه ونخسین کسی است که ملقب به قاضی القضات حکومت شده است*.
نکته دیگرآن که روایات مناظره ابویوسف با امام موسی بن جعفر(ع) هر چند به ظاهر متعدد است.ولی بعید نیست که همه این مسائل در یک مجلس رخ داده باشد.در هر صورت چه یک روایت وچه سه روایت،دلالت آن بر مطلب بسیار روشن است.
گروه دوم.نهی از استظلال
این دسته روایات نهی از استظلال (سایه گرفتن یا زیرسایه رفتن) می کند. مانند قبه وکنیسه وسوارشدن برماشین مسقف یاهواپیمایا .
8.روایت حُسَيْنِ بْنِ مُسْلِمٍ
عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع أَنَّهُ سُئِلَ مَا فَرْقٌ بَيْنَ الْفُسْطَاطِ وَ بَيْنَ ظِلِّ الْمَحْمِلِ؟ فَقَالَ لَا يَنْبَغِي أَنْ يُسْتَظَلَّ فِي الْمَحْمِلِ وَ الْفَرْقُ بَيْنَهُمَا أَنَّ الْمَرْأَةَ تَطْمَثُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَتَقْضِي الصِّيَامَ وَ لَا تَقْضِي الصَّلَاةَ قَالَ صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ.12
حُسَيْنِ بْنِ مُسْلِمٍ ازامام جواد(ع):ازآن حضرت سوال شد:فرق بین رفتن زیرسایه خیمه وسایه گرفتن درمحمل چیست؟امام فرمود:استظلال در محمل جایز نیست.وفرق بین آن دو این که زن درماه رمضان عادت می شود،روزه اش را باید قضا کند ولی نمازش قضا ندارد.حسین بن مسلم گفت:فدایت شوم راست گفتی.
شیخ صدوق فرمود:یعنی حکم این دونوع استظلال از جانب خداست وسنت الهی قیاس نمی شود.
این روایت به تفاوت بین زیرسایه رفتن درخیمه وچادروسایه گرفتن درمحمل پرداخته است.اهل سنت به دلیل قیاس باطل تفاوتی بین این دو نمی بینند وهردو را جایز می شمرند.ولی مکتب اهل بیت اینها را دو چیز می بیند و بر آنها دو حکم بار می کند.خیمه وچادرچون منزلگاه است، استظلال درآنها جایز می باشد.برخلاف محمل که متحرک است وحاجی درحال سیر،نباید زیر سایه قراربگیرد.
گروه سوم: نهی ازسوارشدن برقبه وکنیسه
9.صحیح محمدبن مسلم
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْكَبُ الْقُبَّةَ؟ فَقَالَ. لَا قُلْتُ فَالْمَرْأَةُ الْمُحْرِمَةُ ؟ قَالَ نَعَمْ.14
محمدبن مسلم می گوید:از امام باقر یا امام صادق(علیهماالسلام)پرسیدم:آیا محرم سوار قبه می شود؟امام در پاسخ فرمود:خیر(جایزنیست).گفتم زن محرم چگونه؟فرمود:آری.
10. هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ
عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُحْرِمِ يَرْكَبُ فِي الْكَنِيسَةِ فَقَالَ لَا وَ هُوَ لِلنِّسَاءِ جَائِزٌ.15
هشام بن سالم می گوید:ازامام صادق (ع)پرسیدم:آیا جایز است محرم بر کنیسه سوار شود؟فرمود:خیر.لیکن برای زنان جایزاست.
قبه وکنیسه دو وسیله ای سواری درآن زمان که دارای هودج وسایه بان بودند.
گروه چهارم .دستور به اضحاء(آفتاب گرفتن)
این دسته از روایات دستور می دهد که محرم خود را در معرض خورشید قرار دهد ودرزیر تیغ آفتاب قرار گیردواز رفتن زیر سایه پرهیز نماید.ضحی واضحاءیعنی آفتاب بر او تابید،وقت بالا آمدن آفتاب.
11. حَفْصِ بْنِ بَخْتَرِيِّ
عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ وَ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع … قَالَ اضْحَ لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ.16
حَفْصِ بْنِ بَخْتَرِيِّ وَ هِشَامِ بْنِ حَكَمِ هر دو از امام صادق(ص)که فرمود:…خود را برای کسی که برایش محرم شدی در معرض خورشید قرار بده.
12. عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُغِيرَةِ
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الظِّلَالِ لِلْمُحْرِمِ؟ فَقَالَ :اضْحَ لِمَنْ أَحْرَمْتَ لَهُ. قُلْتُ إِنِّي مَحْرُورٌ وَ إِنَّ الْحَرَّ يَشْتَدُّ عَلَيَّ. فَقَالَ :أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الشَّمْسَ تَغْرُبُ بِذُنُوبِ الْمُحْرِمِينَ.17
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُغِيرَةِ کفت:از ابوالحسن امام موسی بن جعفر(ع)ازسایه گرفتن برای محرم پرسیدم؟فرمود:آفتاب بگیر برای کسی که برایش احرام بستی.گفتم:من گرمایی ام وتحمل گرمای آفتاب برایم مشکل است.فرمود:آیا نمی دانی که خورشید با بخشش گناه محرمین غروب می کند.
در این دو روایت کلمه اضح به صورت امر آمده است.اضح ازضحی به معنی آفتاب بر اوتابید.
گروه پنجم.نهی ازاستتار از خورشید
13. إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ
عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ يَسْتَتِرُ الْمُحْرِمُ مِنَ الشَّمْسِ؟ فَقَالَ لَا .إِلَّا أَنْ يَكُونَ شَيْخاً كَبِيراً أَوْ قَالَ ذَا عِلَّةٍ18
إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ می گوید:ازامام صادق (ع)پرسیدم آیا محرم می تواند خود را از خورشید به پوشاند وسایه بگیرد؟درپاسخ فرمود:خیر،مگر آن که پیرمردی کهنسال باشدیا مشکلی داشته باشد.
عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا يَسْتَتِرُ الْمُحْرِمُ مِنَ الشَّمْسِ بِثَوْبٍ وَ لَا بَأْسَ أَنْ يَسْتُرَ بَعْضَهُ بِبَعْض.19
مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ از امام صادق (ع)که فرمود:محرم نباید به وسیله لباسش خود را از خورشید بپوشاند.لیکن پوشاندن بعضی از بدن با بعض دیگر اشکالی ندارد.
15.مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ
عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا بَأْسَ بِأَنْ يَضَعَ الْمُحْرِمُ ذِرَاعَهُ عَلَى وَجْهِهِ مِنْ حَرِّ الشَّمْسِ وَ لَا بَأْسَ أَنْ يَسْتُرَ بَعْضَ جَسَدِهِ بِبَعْضٍ.20
مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّاراز امام صادق(ص):اشکالی ندارد به این که محرم با آرنج صورتش را ازگرمای خورشید بپوشاند.وهمچنین ایرادی نیست به این که بعض بدنش را بابعض دیگر بپوشاند.ٍ
در این سه ر