FILE007FILE007FILE007FILE007
  • صفحه اصلی
  • کتاب ها
  • پژوهش ها
  • مقالات
  • نکات و تصاویر
  • درباره ایشان
  • تماس با ما

انگشتر

  • صفحه نخست
  • پژوهش ها
  • انگشتر
شب یلدا(پیشینه واحکام)
دی 12, 1404
شیطان شناسی ازمنظرقرآن
دی 12, 1404
منتشر شده توسط ادمین ادمین در دی 12, 1404
موضوعات
  • پژوهش ها
  • مقالات
برچسب ها

(استحباب،انواع، خواص ،معصومین ،احکام)

مقدمه ………………………………………………………………………….۳

گفتار۱.انگشترسنت است ………………………………………………………۵

گفتار۲.انگشتر به دست راست یاچپ؟ …………………………………………۶

گفتار۳. انگشتر یاقوت ……………………………………………………….۱۰      

گفتار۴. انگشتر عقیق ………………………………………………………..۱۱      

گفتار۵. انگشتر فیروزه ………………………………………………………۱۲     

گفتار۶. انگشتر دُر نجف …………………………………………………….۱۴    

گفتار۷. انگشتر حدید ………………………………………………………..۱۴   

گفتار۸.قصه جنیان زائرامام رضا ع وتبرک به انگشتر………………………۱۶

گفتار۹. نقش نگین انگشتر پیامبرص وامامان علیهم السلام ………………….۱۷

گفتار۱۰.نقش نگین ………………………………………………………….۱۹

گفتار۱۱.انگشترو استنجاء (رفتن به دستشویی) ……………………………..۲۰

گفتار۱۲.نهی ازانگشترطلابرای مرد …………………………………………….۲۰

گفتار۱۳.احکام انگشتر………………………………………………………۲۱

 (انگشتر طلا/انگشتر آهنى/استحباب انگشتر به دست راست/انگشتربه هنگام   تخلی/انگشتر به هنگام وضو يا غسل وتیمم/نمازبا انگشترطلا وغصبی وآهنینماز وطواف با انگشتر نجس/‌مكيدن انگشتر براى روزه‌دار/انگشتر عقيق زرد يا فيروزۀ برای مساف/آميزش با همراه داشتن انگشتر/ارث انگشتر)

مقدمه

۱.علت نوشتن این مقاله،دیدم درفضای مجازی روایاتی بی مدرک وضعیف وگاه کذب به معصومین علیهم السلام درموضوع انگشترنسبت داده اند.نوعاازجانب برخی انگشترفروشها جهت جذب مشتری وبازارگرمی صورت گرفته است.

۲.دربررسی اولیه روایات بیشماری پیرامون انگشتروخواص واحکام آن آمده است.شیخ حرعاملی دروسایل الشیعه حدود ۸۰ روایت ازکتب روایی کافی،تهذیب و…جمع آوری کرده است.همچنین دربحارالانوارمجلسی.بخشی ازآنها با حذف راوی درکتاب مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی،فرزندمرحوم طبرسی نویسنده تفسیرمجمع البیان ص۸۵تا۹۳ آمده است.

۳.روایات انگشتربه چندگروه تقسیم می شوند:استحباب انگشتربه دست کردن   ،خواص انگشترها،نوع انگشتر پیامبرص وامامان ع ونوشته نگین آنها و…

۴. دراخلاقیات ومستحبات قاعده تسامح درادله سنن وروایات من بلغ حاکم است.لذابه بررسی ونقد وتحلیل روایات پرداخته نمی شود.وهرروایتی را ولوضعیف ویاکذب نقل می کنند.برخی ازاخباریون قائلند که خداوند برگفته این روایات پاداش می دهد!البته برخی ازفقها این رانمی پذیرند.

۵.برخی روایات انگشتردرصورت صحت بطورتقیه صادرشده است.

۶. نکته مهم این است که در منابع روایی، تأکید اصلی بر “نیت قلبی”، “توکل بر خدا” و “جنبه تبرکی و یادآوری” این سنگ‌هاست و نباید آنها را به عنوان طلسم یا جایگزین اسباب عقلایی و پزشکی دانست.وبیشترین نقش وتاثیرش نیزبردعاهایی است که برنگین انگشترحک شده است.مانند:لاقوة الابالله و…

۷. ازلحاظ علمی، ارزش اصلی این سنگ‌ها در زیبایی، دوام، و اثرات غیرمستقیم روان‌شناختی و فرهنگی آنهاست، نه در خواص جادویی یا فراحسی.البته نمی توان خواص سنگها رانادیده گرفت.ولی هیچ سازوکار فیزیکی یا شیمیایی شناخته‌ شده‌ای وجود ندارد که بتواند تأثیراتی مانند “دفع بلا” یا “جلب روزی” را مستقیماً از طریق این سنگ‌ها توضیح دهد. اگر فردی اعتقاد داشته باشد که سنگ خاصی به او آرامش یا قدرت می‌دهد، این باور می‌تواند به صورت روان‌تنی باعث کاهش استرس، افزایش اعتماد به نفس و بهبود عملکرد او شود. این یک اثر واقعی اما ذهنی است.

۸.تأثیر رنگ‌های درخشان و زیبای این سنگ‌ها بر روان انسان تأثیر غیرقابل انکاری دارند.

این انگشترها به دلیل رنگهای زیبا،می تونندنوعی زیبایی به انسان بدهند.شایدبه همین دلیل است که انگشتربرای زینت برای محرم درحج حرام شمرده شده است.

۹. مهم است که بین باورهای دینی-فرهنگی (که بر نیت و تبرک تأکید دارند) و ادعاهای علمیِ اثبات‌ نشده تمایز قائل شویم. علم می‌تواند خواص فیزیکی سنگ و اثر روان‌شناختی رنگ را بررسی کند، اما وارد حوزه مفاهیم متافیزیکی نمی تواند بشود.

۱۰.شیوه تنظیم،ابتداپس ازعنوان، ترجمه روایت وبعدمتن عربی ومنبع روایت همه درمتن بطورتسلسل مقاله آمده است.تاخواننده زودتربه مطلب دست یابد.

۱۱.متن عربی روایت بارنگ آبی به جهت اتقان واعتمادخواننده پس ازترجمه آمده است.البته روایات ازلحاظ سند،نقدوبررسی نشده وبه نقل منابع روایی اکتفا گردیده است.

۱۲.این مقاله بانقل برخی روایات ونه تمام آنهابه مباحث: استحباب،انواع، خواص واحکام انگشترباذکرمتن روایت ومنبع بدون تحلیل در۱۳گفتارپرداخته است.نقل وبررسی مجموعه روایات انگشترخودفرصتی دیگرمی طلبد.

الهی وفقنالماتحب وترضی

دی۱۴۰۴

 گفتار۱.انگشترسنت است

۱.يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ ازامام صادق ع:به دست کردن انگشتراستحب است. (عنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنَ السُّنَّةِ لُبْسُ الْخَاتَم‏)(وسائل الشيعة ؛ ج‏۵ ؛ ص۷۶،ح۵۹۶۲،باب۴۵ اسْتِحْبَابِ لُبْسِ الْخَاتَمِ)

۲.ابن طاوس نقل می کند:مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَازامام صادق علیه السلام: دوست دارم هر مؤمنى پنج انگشتر به دست كند:

۱.یاقوت که بهترین آنهاست.
۲. عقیق که خالص‌ترین آنها برای خداوند عزوجل و برای ما (اهل بیت) است.
۳. فیروزه که بینایی را تقویت می‌کند، سینه را گشاده می‌سازد و بر قدرت قلب می‌افزاید و هر کس با آن انگشتری کند، با کامیابی در حاجتش بازمی‌گردد.
۴. حدید چینی؛ و من آن را دوست ندارم، اما پوشیدن آن را هنگام رویارویی با کسی که از شر او می‌ترسی از اهل شر، برای خاموش کردن شرش، مکروه نمی‌دانم. و آن جنایتکارانِ شیاطین را می‌پراکند. بنابراین به همین خاطر دوست دارم که آن را برگزینند.
۵.  درّنجف که خداوند عزوجل با نگین‌های سفید در «غریین» (نجف و کربلا) ظاهر می‌سازد. زیرا هر کس با آن انگشتری کند و به آن نگاه کند، خداوند برای هر نگاه، ثواب یک زیارت (حج یا زیارت اهل بیت) برایش می‌نویسد. و اگر رحمت خدا نبود آن قـدر گران مى شد كه قـابل خریدن نبود لكن خداوند آسان گرفته تا ثروتمند و فقیر شیعیان از آن انگشتر به دست كنند .  

(عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ أُحِبُّ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ أَنْ یَتَخَتَّمَ بِخَمْسَةِ خَوَاتِیمَ بِالْیَاقُوتِ وَهُوَ أَفـْخَرُهَا وَبِالْعَقـِیقِ وَهُوَ أَخْلَصُهَا لِلَّهِ وَلَنَا وَبِالْفَیْرُوزَجِ وَهُوَ نُزْهَةُ النَّاظِرِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَهُوَ یُقَوِّی الْبَصَرَ وَیُوَسِّعُ الصَّدْرَ وَیَزِیدُ فِی قُوَّةِ الْقَلْبِ وَبِالْحَدِیدِ الصِّینِیِّ وَمَا أُحِبُّ التَّخَتُّمَ بِهِ وَلَا أَكْرَهُ لُبْسَهُ عِنْدَ لِقَاءِ أَهْلِ الشَّرِّ لِیُطْفِیَ شَرَّهُمْ وَأُحِبُّ اتِّخَاذَهُ فـَإِنَّهُ یُشَرِّدُ الْمَرَدَةَ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَمَا یُظْهِرُهُ اللَّهُ بِالذَّكَوَاتِ الْبِیضِ بِالْغَرِیَّیْنِ قـُلْتُ یَامَوْلَایَ وَمَا فِیهِ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ مَنْ تَخَتَّمَ بِهِ وَیَنْظُرُ إِلَیْهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ نَظْرَةٍ زَوْرَةً أَجْرُهَا أَجْرُ النَّبِیِّینَ وَالصَّالِحِینَ وَلَوْلَا رَحْمَةُ اللَّهِ لِشِیعَتِنَا لَبَلَغَ الْفَصُّ مِنْهُ مَا لَا یُوجَدُ بِالثَّمَنِ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَخَّصَهُ عَلَیْهِمْ لِیَتَخَتَّمَ بِهِ غَنِیُّهُمْ وَفَقِیرُهُ)(فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في النجف، ابن طاووس، عبدالكريم بن احمد، 1جلد، منشورات الرضي – ايران ؛ قم، چاپ: اول، بى تا.ص۸۷-۸۹ وتهذیب الاحكام ج۶ ص۳۷ باب فضل الكوفة)

  گفتار۲.انگشتر به دست راست یاچپ؟ 

۱/۲.دست راست(بیشترین روایت)

برای انگشتربه دست راست یا دست چپ دوگروه روایت آمده است.گروهی که بیشترین روایات هستند،به دست راست اشاره دارند.لذاعلماانگشتربه دست راست رامستحب دانسته اند.

  ۳.مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ ازامام حسن عسکری ع در روایت مرسله:نشانه های مومن پنج چیزاست.ازجمله انگشتربه دست راست.

(مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ رُوِيَ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ ع أَنَّهُ قَالَ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ التَّخَتُّمُ فِي الْيَمِينِ الْحَدِيثَ).(وسائل الشيعة، ج‏۵، ص: ۸۲،ح۵۹۷۹.)

۴.بحر (يكى از اصحاب امام ششم (ع) گويد: از حضرت صادق (ع) راجع بدست راست كردن انگشتر پرسيدم و گفتم: من بنى هاشم را مى‏بينم كه همواره انگشتر رابدست راست مى‏كنند، فرمود: آرى؛ پدرم انگشتر بدست راست مى‏كرد، كه از همه آنها فقيه‏تر و برتر بود.(مِنْ كِتَابِ اللِّبَاسِ عَنْ بَحْرٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ التَّخَتُّمِ فِي الْيَمِينِ وَ قُلْتُ إِنِّي رَأَيْتُ بَنِي هَاشِمٍ يَتَخَتَّمُونَ فِي أَيْمَانِهِمْ فَقَالَ نَعَمْ كَانَ أَبِي يَتَخَتَّمُ فِي يَمِينِهِ وَ كَانَ أَفْضَلَهُمْ وَ أَفْقَهَهُمْ)(مکارم الاخلاق،ص‏۸۵)

۵.حسين بن خالد گويد: از حضرت رضا (ابى الحسن دوم) پرسيدم كه براى ما روايت شده كه پيغمبر (ص) در حالى كه انگشتر بدست داشت استنجاء مى‏كرد و همچنين امير مؤمنان (ع)، و نقش نگين پيغمبر (ص) بود:«محمّد رسول اللَّه‏». فرمود راست است، گفتم براى ما نيز اين عمل جايز است؟ فرمود: نه، آنها انگشتر را بدست راست مى‏كردند و شما بدست چپ مى‏كنيد، و بعد ساكت شد (و عادة استنجاء با دست چپ است).(عنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي ع قَالَ‏ قُلْتُ لَهُ إِنَّا رُوِّينَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص كَانَ يَسْتَنْجِي وَ خَاتَمُهُ فِي إِصْبَعِهِ وَ كَذَلِكَ كَانَ يَفْعَلُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ النَّبِيِّ ص مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ صَدَقُوا قُلْتُ وَ كَذَلِكَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَفْعَلَ قَالَ لَا إِنَّ أُولَئِكَ كَانُوا يَتَخَتَّمُونَ فِي الْيَدِ الْيُمْنَى وَ إِنَّكُمْ أَنْتُمْ تَتَخَتَّمُونَ فِي الْيَدِ الْيُسْرَى قَالَ فَسَكَتَ‏)(همان)

 ۶.محمدبن ابوعمیربه امام موسی بن جعفرع گفتم: به چه دلیل امیرمومنان ع انگشتربه دست راست می کرد؟فرمود:چون اوامام اصحاب یمین بعدازرسول الله ص بود.خداونداصحاب یمین راستوده واصحاب شمال رامذمت کرده است.ورسول خدا ص هم انگشتربه دست راست می کرد.انگشتربه دست راست نشان شیعه است.

(عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع أَخْبِرْنِي عَنْ تَخَتُّمِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع بِيَمِينِهِ لِأَيِّ شَيْ‏ءٍ كَانَ ؟فَقَالَ إِنَّمَا كَانَ يَتَخَتَّمُ بِيَمِينِهِ لِأَنَّهُ إِمَامُ أَصْحَابِ الْيَمِينِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص- وَ قَدْ مَدَحَ اللَّهُ أَصْحَابَ الْيَمِينِ وَ ذَمَّ أَصْحَابَ الشِّمَالِ وَ قَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَتَخَتَّمُ بِيَمِينِهِ وَ هُوَ عَلَامَةٌ لِشِيعَتِنَا يُعْرَفُونَ بِهِ) (وسائل الشيعة، ج‏۵، ص: ۸۳،ح۵۹۸۱)

۷.جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ‏ :پیامبرص انگشتربه دست راست می کرد.(عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ‏ أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ يَتَخَتَّمُ بِيَمِينِهِ.) (وسائل الشيعة، ج‏۵، ص: ۸۳،ح۵۹۸۲)

۸.ازامام رضا ع:پیامبرص انگشتردردست راست می کرد.(عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ ع‏ أَنَّ النَّبِيَّ ص كَانَ يَتَخَتَّمُ فِي يَمِينِهِ.)  (همان،ح۵۹۸۴)    

۹.ازامام صادق ع: امیرمومنان ع انگشتردردست راست می کرد.َ(عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَتَخَتَّمُ فِي يَمِينِهِ.) (همان،ح۵۹۸۵)  

۱۰. خالد ازامام کاظم ع:پیامبرص وامیرمومنان ع وامامان ع انگشتررادردست راست می کردند.(خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي ع فِي حَدِيثٍ‏ أَنَّ النَّبِيَّ ص وَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ الْأَئِمَّةَ ع- كَانُوا يَتَخَتَّمُونَ فِي الْيَدِ الْيُمْنَى.) (همان،ص۸۴،ح۵۹۸۷)  

شاید یکی ازدلایل استحباب انگشتردردست راست اولابا نگین اسامی مقدس بوده ،وثانیا مسئله تخلی واستنجا وگرفتن طهارت باشد.همچنان که درروایت ۴ازحسين بن خالد آمده است.

۲/۲.دست چپ

دوروایت آمده که امام علی وامام حسن وامام حسین ع،انگشتربه دست چپ می کردند.ولی علما اين دوخبررا درصورت صحت حمل برتقيه کرده اند.

۱۱.از حضرت باقر (ع): على و حسن و حسين (ع) انگشتر بدست چپ مى‏كردند.(عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع‏ أَنَّ عَلِيّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ‏

 ع كَانُوا يتختموا [يَتَخَتَّمُونَ‏] فِي أَيْسَارِهِمْ‏ ).  

 ۱۲.از حضرت باقر (ع): حسنين (ع) انگشتر بدست چپ مى‏كردند.(عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَخِيهِ عليهم السلام قَالَ‏ كَانَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع يَتَخَتَّمَانِ فِي يَسَارِهِمَا) (مكارم الأخلاق، ص: ۹۳)

۳/۲.عدم تفاوت به دست راست یاچپ 

۱۳.عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ از عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ:ازبرادرم موسی بن جعفرع پرسیدم:آیاانگشتررابه دست راست می کنند؟فرمود:مختاری،به دست راست بکنی یا دست چپ.  

(عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَخِي مُوسَى ع عَنِ الْخَاتَمِ يُلْبَسُ فِي الْيَمِينِ فَقَالَ إِنْ شِئْتَ‏ فِي الْيَمِينِ وَ إِنْ شِئْتَ فِي الْيَسَارِ).(وسائل الشيعة ؛ ج‏۵؛ ۷۹،ح۵۹۷۲،باب۴۸)

 ۱۴.«حسن بن علی بن شعبه در کتاب “تحف‌العقول” از امام حسن عسکری(ع)( در سال ۲۶۰ هجری) به شیعیانش فرمود: ما قبلاً به شما دستور دادیم انگشتر را در دست راست کنید، در حالی که ما در میان شما حاضر بودیم؛ و اکنون که غیبت ما از شما آغاز شده، به شما دستور می‌دهیم انگشتر را در دست چپ کنید، تا زمانی که خداوند امر ما و شما را آشکار سازد. زیرا این (تغییر دست انگشتر) از روشن‌ترین نشانه‌های شما بر ولایت ما اهلبیت است. – پس حاضرین، انگشترهای خود را پیش روی او از دست راست بیرون آورده و در دست چپ کردند و امام به آنان فرمود: این (دستور) را به شیعیان ما برسانید.  

(عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيِّ ع‏ أَنَّهُ قَالَ لِشِيعَتِهِ فِي سَنَةِ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ أَمَرْنَاكُمْ بِالتَّخَتُّمِ فِي الْيَمِينِ وَ نَحْنُ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ وَ الْآنَ نَأْمُرُكُمْ بِالتَّخَتُّمِ فِي الشِّمَالِ لِغَيْبَتِنَا عَنْكُمْ إِلَى أَنْ يُظْهِرَ اللَّهُ أَمْرَنَا وَ أَمْرَكُمْ فَإِنَّهُ مِنْ أَدَلِّ دَلِيلٍ عَلَيْكُمْ فِي وَلَايَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ- فَخَلَعُوا خَوَاتِيمَهُمْ مِنْ أَيْمَانِهِمْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَبِسُوهَا فِي شَمَائِلِهِمْ وَ قَالَ لَهُمْ حَدِّثُوا بِهَذَا شِيعَتَنَا.) (وسائل الشيعة، ج‏۵، ص۸۱،ح۵۹۷۸)

  صاحب وسائل‌الشیعه در « شرح حدیث می‌گوید: این احادیث (چند احتمال دارد).یک. یا بر جواز حمل می‌شوند (یعنی هر دودست جایز است) پس با روایات استحباب انگشتر در دست راست منافاتی ندارد؛ دویا بر جواز جمع بین انگشتر در دست راست و دست چپ هردوحمل می‌شوند؛ وسه یا بر استحباب آن دردست راست، به دلیل رجحان اقتدا به امامان(ع)؛ وچهار یا بر تقیه حمل می‌شوند.چون اختصاص انگشتر در دست چپ از سنت معاویه و بنی‌امیه بود. و الله اعلم.»(همان)

 خلاصه:باتوجه به روایات مذکورانگشتربه دست راست استحباب دارد.وبه دست چپ هم اشکال ندارد.بویژه اگرکسی بخواهدازچهارانگشتراستفاده کند.چون بدلیل کراهت انگشتربه انگشت وسط وسبابه، همه رانمی توانددردست راست داشته باشد. 

 ۴/۲.کراهت انگشتربه انگشت وسط وسبابه

  ۱۵. ازامام صادق ع ازپیامبرص:امتم راپرهیزمی دهم ازانگشتربه انگشت وسط وسبابه بکنند.

( الْحَسَنُ بْنُ الْفَضْلِ الطَّبْرِسِيُّ فِي مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَنْهَى أُمَّتِي عَنِ التَّخَتُّمِ فِي السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَى.)( وسائل الشيعة، ج‏۵، ص: ۹۸)ح۶۰۲۸،باب۵۹ بَابُ كَرَاهَةِ التَّخَتُّمِ فِي السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَى)

  ۱۶.ازپیامبرص:ای علی!انگشتربه انگشت وسط وسبابه نکن.قوم لوط چنین می کردند.

(الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ شُعْبَةَ فِي تُحَفِ الْعُقُولِ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: يَا عَلِيُّ لَا تَخَتَّمْ فِي السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَى فَإِنَّهُ كَانَ يَتَخَتَّمُ قَوْمُ لُوطٍ فِيهِمَا).(همان،ح۶۰۲۹)

۱۷.از امام صادق (ع)ازپيغمبر (ص): امت من از اينكه انگشتر را به انگشت‏ وسط و سبابه كنند نهى شده‏اند.

(عنِ الصَّادِقِ ع قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقُولُ‏ أَنْهَى أُمَّتِي عَنِ التَّخَتُّمِ فِي السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَى)(همان)‏ منظورنهی کراهتی است.

۱۸.شیخ صدوق به نقل ازابوسعیدآدمی درذیل روایت وَ بَلِّغُوا بِالْخَوَاتِيمِ:انگشتررا به انگشت آخر(کوچک)کنید نه انگشت سبابه:روایت شده که قوم لوط انگشتررابه انگشت سبابه می کردند.( قَالَ الصَّدُوقُ نَقْلًا عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْأَدَمِيِّ قَالَ أَيِ اجْعَلُوا الْخَوَاتِيمَ فِي آخِرِ الْأَصَابِعِ وَ لَا تَجْعَلُوهَا فِي أَطْرَافِهَا. َإِنَّهُ يُرْوَى‏ أَنَّهُ مِنْ عَمَلِ قَوْمِ لُوطٍ.) (وسائل الشيعة، ج‏۵، ص:۲۸۵،ح۵۹۹۰)

  خواص انگشترها: (یاقوت،عقیق،فیروزه،درّنجف و حدید،)

     گفتار۳. انگشتر یاقوت           

سنگ یاقوت، ازگران ترین گوهرها ست. یاقوت نوعی کوراندوم (اکسید آلومینیوم) با ناخالصی کروم است که رنگ قرمز می‌دهد.

از دیدگاه روان‌شناسی رنگ، رنگ قرمز سمبل انرژی، شجاعت و اراده است که ممکن است بر حالات روانی فرد تأثیر بگذارد.

ودربرخی روایات خاصیت ازبین بردن فقررادارد.  

۱۹.ازپیامبرص درروایت مرسله:انگشتریاقوت به دست کنید،فقررامی برد.

(تَخَتَّمُوا بِالْيَوَاقِيتِ فَإِنَّهَا تَنْفِي الْفَقْرَ). (وسائل الشيعة، ج‏۵، ص: ۹۳،ح۶۰۱۷).

۲۰.حُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ ازامام رضا ع:انگشتریاقوت به دست کنید.فقررابرطرف می کند.

(عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الرِّضَا ع عن أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:تَخَتَّمُوا بِالْيَوَاقِيتِ فَإِنَّهَا تَنْفِي الْفَقْرَ.)

۲۱. مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ ازابوالحسن ازپدرانش ازپیامرص:انگشتریاقوت به دست کنید.فقررابرطرف می کند.

(عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ تَخَتَّمُوا بِالْيَوَاقِيتِ فَإِنَّهَا تَنْفِي الْفَقْرَ.)( كافي،کلینی (اسلامية) ؛ ج۶ ؛ص۴۷۱،۱و۲)

  گفتار۴. انگشتر عقیق       

عقیق یمنی معروف است.انگشتروتسبیح وگردنبند ازآن می سازند.

عقیق از انواع کلسدونی (سیلیس) است و در رنگ‌های مختلفی یافت می‌شود.

در سنگ‌ درمانی مدرن، برای ایجاد تعادل عاطفی، تقویت بینش و آرامش بخشیدن استفاده می‌شود، اگرچه اثربخشی آن از نظر علمی ثابت نشده است.

خواص عقیق درروایات ازقبیل:

۲۲.حفظ آدمی از بدی ها (يَحْرُسُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ.)

۲۳.ایمنی دهنده در سفرها (الْعَقِيقُ حِرْزٌ فِي السَّفَرِ.)

۲۴.ایمنی ازبلا  (فِي أَمْنٍ مِنَ الْبَلَاءِ.)

۲۵.پیوسته با خیر و نیکی روبه رو است. (لَمْ يَزَلْ يَنْظُرُ إِلَى الْحُسْنَى)-

۲۶.نمازباعقیق معادل هزاررکعت (تَعْدِلُ أَلْفَ رَكْعَةٍ بِغَيْرِهِ.) (وسائل الشيعة،ج‏۵، ص:۸۸-۹۳)

۲۷. بَشِيرٍ الدَّهَّانِ به امام باقرع گفتم کدام انگشتررابه دست کنم؟ فرمود:بشیر!عقیق سرخ وزرد وسفیدازکوههای بهشتند.تااینکه فرمود:هرشیعه آل محمدآن رابه دست داشته باشد،ازاین مواردبهره مند می شود:خیرونیکی،وسعت رزق،سلامت از بلایا،امان ازپادشاه ظالم وهرآنچه انسان ازآن می ترسد.

(عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَّانِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع أَيَّ الْفُصُوصِ أُرَكِّبُ عَلَى خَاتَمِي- فَقَالَ يَا بَشِيرُ أَيْنَ أَنْتَ عَنِ الْعَقِيقِ الْأَحْمَرِ- وَ الْعَقِيقِ الْأَصْفَرِ وَ الْعَقِيقِ الْأَبْيَضِ- فَإِنَّهَا ثَلَاثَةُ جِبَالٍ فِي الْجَنَّةِ- إِلَى أَنْ قَالَ فَمَنْ تَخَتَّمَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْهَا مِنْ شِيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ- لَمْ يَرَ إِلَّا الْخَيْرَ وَ الْحُسْنَى وَ السَّعَةَ فِي الرِّزْقِ- وَ السَّلَامَةَ مِنْ جَمِيعِ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ- وَ هُوَ أَمَانٌ مِنَ السُّلْطَانِ الْجَائِرِ- وَ مِنْ كُلِّ مَا يَخَافُهُ الْإِنْسَانُ وَ يَحْذَرُهُ.) (وسائل الشيعة، ج۵، ص: ۸۹،ح۶۰۰۱)

 گفته شده که عقیق پرتوهای خورشید را جذب و به فردانرژی می بخشد.

   گفتار۵. انگشتر فیروزه      

 سنگ فیروزه (معدن اصلی در خراسان و نیشابور).

 ازلحاظ علمی فیروزه یک فسفات آبدار مس و آلومینیوم است و رنگ آبی‌سبز آن به دلیل وجود مس است.

 در فرهنگ‌های مختلف، سنگی محافظتی و خوش‌یمن شمرده می‌شود.

دربرخی روایات خواصی برای فیروزه ذکرشده است:

۲۸.مفضل ازامام صادق ع:بینایی را تقویت می‌کند، سینه را گشاده می‌سازد و بر قدرت قلب می‌افزاید و هر کس با آن انگشتری کند، با کامیابی در حاجتش بازمی‌گردد.

وَ بِالْفَيْرُوزَجِ وَ هُوَ يُقَوِّي الْبَصَرَ وَ يُوَسِّعُ الصَّدْرَ وَ يَزِيدُ فِي قُوَّةِ الْقَلْبِ وَ مَنْ تَخَتَّمَ بِهِ عَادَ بِنُجْحِ حَاجَتِهِ(فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين ع ،ابن طاووس، ص۸۸)

۲۹.علی بن مهران گفت: بر امام موسی کاظم علیه‌السلام وارد شدم، در انگشت ایشان انگشتری بود با نگین فیروزه که بر روی آن عبارت «الله الملک» حک شده بود. من مدام به آن نگاه می‌کردم. امام فرمود: «چرا مدام به آن نگاه می‌کنی؟» گفتم: به من رسیده که برای علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام انگشتری با نگین فیروزه بود که بر روی آن عبارت «الله الملک» حک شده بود. فرمود: «آیا آن را می‌شناسی؟» گفتم: نه. فرمود: «این همان است. آیا می‌دانی داستانش چیست؟» گفتم: نه. فرمود: «این سنگی است که جبرئیل علیه‌السلام به پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله هدیه داد و پیامبر آن را به امیرالمؤمنین علیه‌السلام بخشید. آیا می‌دانی اسمش چیست؟» گفتم: فیروزه. فرمود: «این اسم فارسی‌اش است، اسم عربی‌اش چیست؟» گفتم: نمی‌دانم. فرمود: «اسمش ظَفَر است.»

 (عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ‏ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَرَأَيْتُ فِي يَدِهِ خَاتَماً فَصُّهُ فَيْرُوزَجٌ نَقْشُهُ اللَّهُ الْمَلِكُ قَالَ فَأَدَمْتُ النَّظَرَ إِلَيْهِ فَقَالَ لِي مَا لَكَ تَنْظُرُ هَذَا حَجَرٌ أَهْدَاهُ جِبْرِيلُ ع لِرَسُولِ اللَّهِ ص مِنَ الْجَنَّةِ فَوَهَبَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع تَدْرِي مَا اسْمُهُ قَالَ قُلْتُ فَيْرُوزَجٌ قَالَ هَذَا اسْمُهُ بِالْفَارِسِيَّةِ تَعْرِفُ اسْمَهُ بِالْعَرَبِيَّةِ قَالَ قُلْتُ لَا قَالَ هُوَ الظَّفَر)ُ(مکارم الاخلاق،ص۸۸)

۳۰.سَهْلِ بْنِ زِيَادٍدرحدیثی مرفوع ازامام صادق ع:کسی که انگشترفیروزه دردست داشته باشد،تنگدست نمی شود.

(عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ مَنْ تَخَتَّمَ بِالْفَيْرُوزَجِ لَمْ يَفْتَقِرْ كَفُّهُ‏) (مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول،علامه مجلسی، ج‏۲۲، ص۳۶۰باب الفيروزج‏ ولی ضعيف على المشهور.)

۳۱.على بن محمد صمیرى كاتب مى گوید : دختر جعفر بن محمود كاتب را به عقد خود در آوردم و هیچ كس را به اندازه او دوست نداشتم ، فرزنددار شدنم به تاخیر افتاد به نزد امام رضا علیه السلام رسیدم و این مسئله را مطرح كردم حضرت تبسمى نمودند و فـرمودند : انگشترى فراهم كن كه نگین آن از فیروزه باشد و بر روى آن بنویس:رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَأَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ پروردگارا مرا تنها مگذار و فرزند برومندى به من عطا كن و تو بهترین وارثانى.

صمیرى گوید این كار را انجام دادم و بیشتر از یكسال نگذشت كه با این دستور فرزندى پسر روزیم شد.(شایددعای حک شده برانگشترتاثیرگذاربوده است.)

(عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّیْمَرِیِّ قَالَ تَزَوَّجَتْ ابْنَةُ جَعْفَرِ بْنِ مَحْمُودٍ الْكَاتِبِ فَأَحْبَبْتُهَا حُبّاً لَمْ یُحِبَّ أَحَدٌ أَحَداً مِثْلَهُ وَأَبْطَأَ عَلَیَّ الْوَلَدُ فـَصِرْتُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضَا علیه السلام فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهُ فـَتَبَسَّمَ وَقـَالَ اتَّخِذْ خَاتَماً فـَصُّهُ فـَیْرُوزَجٌوَ اكْتُبْ عَلَیْهِ رَبِّ ل ا تَذَرْنِی فـَرْداً وَأَنْتَ خَیْرُ الْو ارِثِینَ قَالَ فَفَعَلْتُ ذَلِكَ فَمَا أَتَى عَلَیَّ حَوْلٌ حَتَّى رُزِقْتُ مِنْهَا وَلَداً ذَكَرا.)(بحارالانوار ج۹۲ ص۳۴۳ باب الدعا)

 ۳۲.امام صادق ع :مفضل!فیروزه روشنی بخش چشم مردان وزنان باایمان است.

(يَا مُفَضِّلُ الْفَيْرُوزَجُ‏ نُزْهَةُ أَبْصَارِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ.) (فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين عليه السلام في النجف،ابن طاووس، عبدالكريم بن احمد،منشورات الرضي – ايران ؛ قم، اول، بى تا.ص۸۹)

 گفتار۶. انگشتر دُر نجف     

   سنگ دُر نجف ، صاف و شفاف و از خانواده ی سنگ های کوارتز می باشد.

 دربرخی روایات ازخواص آرامش بخشی، سبب تقویت انرژی معنوی،جهت دفع نیروهای منفی برخوردارمی باشد.

 ۳۳.مفضل ازامام صادق (علیه السلام )پرسید : سرورم ، خاصیت و فضیلت دست کردن انگشتر دُرّ نجف چیست ؟ حضرت فرمود : هر کس انگشتر دُرّ نجف در دست کند و نگاه به آن کند ، خداوند برای هر نگاهی که به این نگین می اندازد ، ثواب یک زیارت ( اعم از حج یا غیره ) در نامه عمل او می نویسد که اجر و ثواب آن برابر با اجر و ثواب عمل پیامبران و صالحان است و اگر رحمت خداوند بر شیعیان نبود ، قیمت هر دانه نگین درّ نجف به قدری گران می شد که کسی توانایی خرید آن را نداشت ، لکن خداوند آن را بر شیعیان ارزان قرار داده و زیاد یافت می شود تا آن که همه شیعیان بتوانند از آن بهره ببرند .

(وَ الْخَامِسُ مَا يُظْهِرُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالذَّكَوَاتِ الْبِيضِ بِالْغَرِيَّيْنِ فَإِنَّهُ مَنْ تَخَتَّمَ بِهِ فَنَظَرَ إِلَيْهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ نَظْرَةٍ ثَوَابَ زَوْرَةٍ وَ لَوْ لَا رَحْمَةُ اللَّهِ لِشِيعَتِنَا لَبَلَغَ الْفَصُّ مِنْهُ مَالًا عَظِيماً وَ لَكِنَّ اللَّهَ أَرْخَصَهُ بِهِ لِيَتَخَتَّمَ بِهِ غَنِيُّهُمْ وَ فَقِيرُهُمْ قَالَ أَبُو طَاهِرٍ ذَكَرْتُ هَذَا الْحَدِيثَ لِسَيِّدِي أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الرِّضَا ع فَقَالَ هَذَا مِنْ حَدِيثِ جَدِّي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ… ) (فرحة الغري،ابن طاووس، ص۸۹)

گفتار۷. انگشتر حدید    

آهن یک فلز ضروری برای بدن انسان است (برای ساخت هموگلوبین).

از دیدگاه علمی، تماس پوست با آهن خالص ممکن است اثرات قابل‌اندازه‌گیری خاصی نداشته باشد، اما در باورهای سنتی نماد استحکام و قدرت است.

در برخی روایات، استفاده از انگشتر آهن (حدید) نهی شده است، مگر آنکه “حدید چینی” باشد.

حدید صینی(چینی) به نوعی خاص از سنگ آهن یا فولاد گفته می‌شود که در چین ساخته می‌شد .

دربرخی روایات آن را مکروه دانسته ولی برای دفع شرّو افزایش نیرو و قدرت مفید دانسته‌اند.

۳۴.مفضل ازامام صادق ع:انگشترآهن چینی؛من انگشتری با آن را دوست ندارم، اما پوشیدن آن را هنگام رویارویی با کسی که از شر او می‌ترسی از اهل شر، برای خاموش کردن شرش، مکروه نمی‌دانم. و آن، جنایتکارانِ شیاطین را می‌پراکند. به همین خاطر دوست دارم که آن را برگزینند.(بِالْحَدِيدِ الصِّينِيِّ وَ لَا أُحِبُّ التَّخَتُّمَ بِهِ وَ لَا أَكْرَهُ لُبْسَهُ عِنْدَ لِقَاءِ مَنْ يَتَّقِيهِ مِنْ أَهْلِ الشَّرِّ لِيُطْفِئَ شَرَّهُ وَ هُوَ يُشَرِّدُ مَرَدَةَ الشَّيَاطِينِ فَأُحِبُّ لِذَلِكَ اتِّخَاذَهُ)(فرحة الغري ابن طاووس،ص۸۸)

۳۵.مردی به امام صادق(ع)عرض کرد: مولای من! من از حاکم سرزمین جزیره در هراسم و می ترسم از این که او مرا به دشمنانم معرفی کند و به آن ها تحویلم دهد. امام صادق (ع) فرمود: انگشتری تهیه کن که نگین آن حدید صینی باشد و بر روی آن سه جمله در سه سطر بنویس:

« اعوذ بجلال الله»«اعوذ بکلمات الله»«اعوذ برسول الله»

و  بر پشت نگین، دو جمله در دو سطر بنویس:

«امنت بالله و کتبه»«انی واثق بالله و رسله»

و بعد دور نگین بنویس:«اشهد ان لا اله الا الله مخلصا»(مكارم الأخلاق، ص: ۸۸)

 کراهت انگشترآهنی

۳۶. سکونیاز امام صادق (ع)، ازپيغمبر اكرم ص: خداوند دستى را كه در آن انگشترى از آهن باشد پاكيزه نخواهد كرد.

(عَنِ السَّكُونِيِ‏عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَا طَهَّرَ اللَّهُ يَداً فِيهَا خَاتَمٌ مِنْ حَدِيدٍ (مكارم الأخلاق، ص: ۸۶ )

۳۷.ابوبصیرازامام صادق ازامیرمومنان ع: به جزنقره به دست نکنید.دستى كه در آن انگشترى از آهن باشد پاكيزه نخواهد كرد.

  عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ لَا تَخَتَّمُوا بِغَيْرِ الْفِضَّةِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَا طَهُرَتْ كَفٌّ فِيهَا خَاتَمُ حَدِيدٍ. (وسائل الشيعة، ج‏۵، ص: ۷۹،ح۵۹۶۷)

گفتار۸.قصه جنیان زائرامام رضا ع وتبرک به انگشتر

سید ابن طاووس در کتاب «اَمان الاخطار» از ابومحمّد قاسم بن علا از صافی خادم حضرت هادی(علیه‌السلام) روایت کرده: از آن حضرت اجازه خواستم به زیارت جدّش حضرت رضا(علیه‌السلام) بروم، فرمود: با خود انگشتری داشته باش، دارای نگین زرد و نقش نگین آن «مَا شاءَ اللّٰهُ لَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ أَسْتَغْفِرُ اللّٰهَ» و نقش طرف دیگرش «محمّد و علی». چون این انگشتر را برداری، از شرّ دزدان و راهزنان امان یابی و برای سلامت تو تمام‌تر و نسبت به دین تو حفظ کننده‌تر است.

خادم گوید: بیرون آمدم و انگشتری که حضرت فرموده بود تهیه کردم، سپس خدمت ایشان بازگشتم که برای سفرم با آن جناب وداع کنم، چون وداع کردم و دور شدم، دستور داد مرا برگردانند، وقتی برگشتم فرمود:

ای صافی؛ عرض کردم: لبّیک ای آقای من؛ فرمود: انگشتر فیروزه هم باید همراه داشته باشی، زیرا میان طوس و نیشابور شیری به تو برخواهد خورد که قافله را از ادامه سفر منع خواهد کرد، تو پیش برو و این انگشتر را به شیر نشان بده و بگو مولای من می‌گوید از راه دور شو؛ باید بر یک طرف نگین فیروزه «اللّٰهُ الْمَلِکُ» و بر طرف دیگرش «الْمُلْکُ لِلّٰهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ» نقش کنی، زیرا نقش انگشتر فیروزه امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) «اللّٰهُ الْمَلِکُ» بود، چون خلافت به آن حضرت برگشت «الْمُلْکُ لِلّٰهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ» را نقش کرد و چنین نگینی انسان را از حیوانات درنده امان می‌بخشد و در جنگ‌ها باعث پیروزی می‌شود.

صافی می‌گوید: به سفر رفتم، به خدا سوگند، در همان مکان که حضرت فرموده بود شیر بر سر راه آمد و آنچه فرموده بود انجام دادم، شیر برگشت، چون از زیارت بازگشتم، آنچه اتفاق افتاده بود خدمت آن حضرت عرض کردم.

فرمودند: یک چیز ماند که نگفتی، اگر می‌خواهی من بگویم، گفتم: آقای من شاید فراموش کرده باشم،

فرمود:شبی در طوس، شب را نزدیک قبر شریف به سر می‌بردی، گروهی از جنّیان به زیارت قبر آن حضرت آمده بودند، آن نگین را در دست تو دیدند و نقش آن را خواندند، پس آن را از دستت بیرون آوردند و به نزد بیماری که داشتند بردند، انگشتر را در آبی شسته و آن آب را به بیمار خود دادند، بیمارشان سالم شد، انگشتر را برگرداندند، درحالی‌که تو در دست راست داشتی، آنان در دست چپ تو کردند، تو از این امر بسیار تعجّب کردی و سببش را ندانستی، آنگاه نزدیک سر خود یاقوتی یافتی و آن را برداشتی، اکنون همراه توست؛ آن را به بازار ببر که به هشتاد اشرفی خواهی فروخت و این یاقوت هدیه آن جنّیان است که برای تو آورده بودند،

خادم می‌گوید: یاقوت را به بازار بردم و به هشتاد اشرفی فروختم همان‌طور که آقایم فرموده بود. (کلیات مفاتیح الجنان،شیخ عباس قمی،باب زیارات،خبرصافی/الامام الهادي من المهد الي اللحد، ص ۲۸۳و ۲۸۴.)

  گفتار۹. نقش نگین انگشتر پیامبرص وامامان علیهم السلام

  پیامبرص ومعصومین علیهم السلام هرکدام برنگین انگشتری خود،نقشی داشتند.

پیامبر، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ،               امام علی ع،اللَّهُ الْمَلِكُ ونعم القادر باللَّه ،

امام حَسَنِ، الْعِزَّةُ لِلَّهِ                  امام حُسَيْنِ وامام سجاد، إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ،

امام باقر، الْعِزَّةَ لِلَّهِ‏.                        امام صادق، أَنْتَ ثِقَتِي فَاعْصِمْنِي مِنَ النَّاسِ،

امام کاظم، حَسْبِيَ اللَّهُ‏ ،                    امام رضا، مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ،

امام جواد، حَسبیَ اللهُ حافِظی ،         امام هادی «الله رَبّی و هو عِصمَتی مِن خَلقِه،

امام عسکری،سُبْحَانَ‏ مَنْ‏ لَهُ‏ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض،

 امام زمان ،أنا حجة الله و خالصته.

۳۸.عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ ازامام صادق ع:نقش انگشترپیامبرص: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ونقش انگشتر أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ :اللَّهُ الْمَلِكُ‏ ونقش انگشترپدرم(امام باقرع) الْعِزَّةَ لِلَّهِ‏.بود

  عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ النَّبِيِّ ص مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ اللَّهُ الْمَلِكُ‏ وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ أَبِي‏ الْعِزَّةَ لِلَّهِ‏. (وسائل الشيعة، ج‏۵، ص۱۰۰،ح۶۰۳۳)

۳۹.از عبد خیر روایت شده که گفت: امام علی(ع) چهار انگشترداشت: ۱.یاقوت به نشانه بزرگی و منزلتش،۲. فیروزه به نشانه یاری‌اش [توسط خدا]، ۳.آهن چینی به نشانه قدرت‌اش، ۴.وعقیق به نشانه حفظ و حرزش. و نوشته روی یاقوت این بود: “لا اله الا الله الملک الحق المبین”، و نوشته روی فیروزه این بود: “الله الملک الحق”، و نوشته روی آهن چینی این بود: “العزة لله جمیعاً”، و نوشته روی عقیق در سه سطر بود: “ما شاء الله لا قوة الا بالله .

 (عن عَبْدِ خَيْرٍ قَالَ: كَانَ لِعَلِيٍّ ع أَرْبَعَةُ خَوَاتِيمَ يَتَخَتَّمُ بِهَا يَاقُوتٌ لِنُبْلِهِ وَ فَيْرُوزَجٌ لِنُصْرَتِهِ وَ الْحَدِيدُ الصِّينِيُّ لِقُوَّتِهِ وَ عَقِيقٌ لِحِرْزِهِ وَ كَانَ نَقْشُ الْيَاقُوتِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ وَ نَقْشُ الْفَيْرُوزَجِ‏ اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُ‏[1]– وَ نَقْشُ الْحَدِيدِ الصِّينِيِ‏ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً- وَ نَقْشُ الْعَقِيقِ ثَلَاثَةُ أَسْطُرٍ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.(وسائل الشيعة، ج‏۵، ص۹۹،ح۶۰۳۱ومرآة العقول ، في شرح أخبار آل الرسول ،علامه مجلسی؛ج‏۲۲،ص۳۶۰)  

۴۰.حسین بن خالداز حضرت على بن موسى الرضا (ع): نقش نگين پيغمبر (ص) «محمّد رسول اللَّه‏»، وامير مؤمنان (ع) «اللَّه الملك»و امام حسن (ع) بود:«العزّة للَّه»وامام حسين (ع) «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏»وامام على بن الحسين (ع) مانند پدر، و حضرت باقر (ع) همانند جدش حسين (ع) بود، و امام صادق (ع) «اللَّه وليى و عصمتى من خلقه‏. وامام موسى بن جعفر (ع) «حسبى اللَّه». و امام رضا (ع) «ما شاء اللَّه و لا قوة الا باللَّه». حضرت دستش را بسويم دراز كرد و فرمود انگشتر من همان انگشتر پدرم است، و انگشتر امام (ع) «حسبى اللَّه حافظي». و ازامام جواد چنين بود، وازامام هادی(ابى الحسن سوم (ع) «اللَّه الملك». بود

(الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي ع قَالَ‏ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ النَّبِيِّ ص مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ خَاتَمِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع اللَّهُ الْمَلِكُ وَ خَاتَمِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع الْعِزَّةُ لِلَّهِ وَ خَاتَمِ الْحُسَيْنِ ع إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ وَ خَاتَمُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع خَاتَمَ أَبِيهِ وَ أَبُو جَعْفَرٍ الْكَبِيرُ ع خَاتَمُهُ خَاتَمَ جَدِّهِ الْحُسَيْنِ أَيْضاً وَ خَاتَمُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع اللَّهُ وَلِيِّي وَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ وَ خَاتَمُ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع‏ حَسْبِيَ اللَّهُ‏ وَ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي ع‏ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ وَ مَدَّ يَدَهُ إِلَيَّ وَ قَالَ ع خَاتَمِي خَاتَمُ أَبِي وَ نَقْشُ خَاتَمِ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع حَسْبِيَ اللَّهُ حَافِظِي هَكَذَا كَانَ عَلَى خَاتَمِ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ عَلَى خَاتَمِ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع اللَّهُ الْمَلِكُ‏(مكارم الأخلاق، ص۹۱)

۴۱.ابوبصیر:نزدابوالحسن رضا ع بودم.انگشترامام صادق ع رابیرون آورد.نقش آن أَنْتَ ثِقَتِي فَاعْصِمْنِي مِنَ النَّاسِ بود. وانگشترابوالحسن موسی ع را که نقش آن حَسْبِيَ اللَّهُ‏ بود.

(مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي‏ نَصْرٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع- فَأَخْرَجَ إِلَيْنَا خَاتَمَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ خَاتَمَ أَبِي الْحَسَنِ ع- وَ كَانَ عَلَى خَاتَمِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنْتَ ثِقَتِي فَاعْصِمْنِي مِنَ النَّاسِ وَ نَقْشُ خَاتَمِ أَبِي الْحَسَنِ‏ حَسْبِيَ اللَّهُ‏- وَ فِيهِ وَرْدَةٌ وَ هِلَالٌ فِي أَعْلَاهُ.(همان،ح۶۰۳۴)

۴۲.به روایت امام رضاع:نقش انگشترش مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ وَنقش انگشترامام موسی کاظم ع: حَسْبِيَ اللَّهُ‏. 

  (عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ نَقْشِ خَاتَمِهِ وَ خَاتَمِ أَبِيهِ- قَالَ نَقْشُ خَاتَمِي مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ– وَ نَقْشُ خَاتَمِ أَبِي‏ حَسْبِيَ اللَّهُ‏– وَ هُوَ الَّذِي كُنْتُ أُخَتِّمُ بِهِ.) (همان،ح۶۰۳۵)

گفتار۱۰.نقش نگین

۴۳. مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ درروایتی مرفوع ازامام صادق ع:کسی که برنگین انگشترش بنویسد: مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ،ازفقردرامان باشد.

(وَ فِي ثَوَابِ الْأَعْمَالِ …مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي‏ عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ كَتَبَ عَلَى خَاتَمِهِ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ- أَمِنَ مِنَ الْفَقْرِ الْمُدْقِعِ)( وسائل الشيعة، ج‏۵، ص۱۰۳،ح۶۰۴۲)

۴۳.امام على (ع) فرمود: هر كس نقش انگشترش باشد: «ما شاء اللَّه لا قوّة الّا باللَّه استغفر اللَّه»در آن ثوابى بس بزرگ خواهد بود.

(عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ‏ مَنْ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِهِ‏ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَذَكَرَ فِي ذَلِكَ ثَوَاباً عَظِيماً) (مكارم الأخلاق، ص۹۲)

۴۴.از حضرت باقر (ع): هر كس نقش انگشترش آيه‏اى از كتاب خدا باشد خداوندش بيامرزد، و نقش انگشتر قاسم را ديدم چنين بود:«و ربّك فكبر»

(عَنِ الْبَاقِرِ ع‏ مَنْ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِهِ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ رَأَيْتُ‏ نَقْشَ خَاتَمِ الْقَاسِمِ‏ وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ(مدثر:۳) (همان).

گفتار۱۱.انگشترو استنجاء (رفتن به دستشویی)

۴۵.و آن حضرت در وصيت به اصحاب خود فرمود: هر كس در نگين انگشترش نقشى دارد كه در آن اسماء الهى است از دستى كه استنجاء مى‏كند به دست ديگر انتقال دهد.

(وَ قَالَ ع‏ فِي وَصِيَّتِهِ لِأَصْحَابِهِ مِنْ نَقْشِ خَاتَمِهِ وَ فِيهِ أَسْمَاءُ اللَّهِ فَلْيُحَوِّلْهُ عَنِ الْيَدِ الَّتِي يَسْتَنْجِي بِهَا إِلَى الْمُتَوَضِّئِ )‏ (مكارم الأخلاق، ص۸۷)   

گفتار۱۲.نهی ازانگشترطلابرای مرد

۴۶.حضرت صادق (ع) از قول آباء و اجداد گراميش نقل ميكند كه پيغمبر (ص) ما را به هفت چيز امر كرد و از هفت چيز نهى فرمود: ازانگشتر طلا.  

(عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ:‏ أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص بِسَبْعٍ وَ نَهَانَا عَنْ سَبْعٍ عَنْ خَاتَمِ الذَّهَبِ)  ‏

۴۷.امام صادق (ع): پيغمبر (ص) به على فرمود: كه از انگشتر طلا بپرهيز كه طلا زينت بهشت است.

(عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِعَلِيٍّ ع إِيَّاكَ أَنْ تَتَخَتَّمَ بِالذَّهَبِ فَإِنَّهُ حِلْيَتُكَ فِي الْجَنَّةِ)(مکارم الاخلاق،ص۸۶)

گفتار۱۳.احکام انگشتر

انگشتر طلا

۱.به دست كردن انگشتر طلا براى مرد، حرام (جواهر الكلام،محمدحسن نجفی ،ج۴۱،ص ۵۴)

۲.انگشتر آهنى براى مرد و زن، مكروه است. (همان ،ج۲و۸،ص۲۶۴و۲۶۵)  

استحباب انگشتر به دست راست  

  ۳.به دست راست كردن انگشتر مستحب است. ( وسائل الشيعة،ج۵،ص۸۱ و الحدائق الناضرة ،ج۲،ص۸۰)

انگشتربه هنگام تخلی

  ۴.همراه داشتن انگشتر منقوش به اسماى الهى در حال تخلّى  و نيز استنجاء با دست مزيّن به انگشتر منقوش به اسماى الهى، و بنا بر قول مشهور اسماى امامان معصوم و انبيا عليهم السّلام و به تصريح برخى حضرت فاطمه سلام اللّه عليها در صورت نرسيدن نجاست به آن مكروه و در صورت‌ نجس شدن آن، حرام مى‌باشد، همچنين استنجاء با انگشتر داراى نگين سنگ زمزم مكروه است. (كتاب الطهارة ،شيخ انصارى،ج،۴۸۶و جواهر الكلام،ج۲،ص۷۱و۷۳)    

انگشتر به هنگام وضو يا غسل وتیمم

۵.حركت دادن يا جا به جا كردن انگشتر به هنگام وضو يا غسل، با علم به رسيدن آب به زير آن، مستحب و در صورت علم به نرسيدن آب به زير آن و يا شك در رسيدن آب، واجب است.(جواهر الكلام،ج۲،ص۲۸۷).

۶.بيرون آوردن انگشتر به هنگام تيمّم واجب است.(العروة الوثقى،ج۱،ص۴۹۷)   

نمازبا انگشترطلا وغصبی وآهنی

 ۷.به قول مشهور، نماز مرد همراه با انگشتر طلا (جواهرالكلام،ح۸،ص۱۱۰-۱۱۱)

۸.نماز مرد و زن با انگشتر غصبى، باطل است.(الحدائق الناضرة،ج۷،ص۱۱۱)

۹.نماز خواندن با انگشتر آهنى مكروه است.(جواهر الكلام،ج۸،ص۲۶۴)  

۱۰.به قول مشهور، نمازبا انگشتر منقوش به تصوير حيوان يا انسان مكروه است.   (الحدائق الناضرة،ج۷،ص۱۴۹)  

۱۱.در كراهت نماز خواندن با انگشتر منقوش به تصوير غير داراى روح مانند درخت، اختلاف است. (جواهر الكلام،ج۸،ص۲۷۶)  

 ۱۲.نماز خواندن با انگشتر عقيق به ويژه عقيق يمانى و نيز انگشتربانگين بلور  مستحب است.(مستند الشيعة،ج۴،ص۳۷۳و جامع عباسى،ص۳۴۷)  

نماز وطواف با انگشتر نجس

۱۳.نماز با همراه داشتن انگشتر نجس صحيح است؛ مانند عرقچين و جوراب نجس از مصاديق غیرساتراست.(العروة الوثقى،ج۱،ص۱۰۴)

۱۴.شمارش تعداد ركعات نماز با جا به جا كردن انگشتر جايز است.(‌همان۷۲۳).

۱۵.به دست كردن انگشتر براى محرم به احرام حج به قصد زينت، حرام و به قصد استحباب يا خاصيّت آن، جايز است.(همان)

۱۶.به قول مشهور، طواف با انگشتر نجس باطل است.( جواهر الكلام،۱۹،ص۲۷۳) ‌مكيدن انگشتر براى روزه‌دار

۱۷.مكيدن انگشتر براى روزه‌دار جهت كاستن از تشنگى جايز است.(جواهر الكلام،ج۱۶،ص۲۶۰)  

انگشتر عقيق زرد يا فيروزۀ برای مسافر

 ۱۸.مستحب است مسافر براى حفظ سلامتى خود، انگشتر عقيق زرد يا فيروزۀ نوشته شده با ذكر خاص، همراه داشته باشد. (جواهر الكلام،ج۱۸،ص۱۶۲-۱۶۳)  

۱۹.درجهادانگشتر از سلب محسوب مى‌شود.(همان،ج۲۱،ص۱۹۰)  

آميزش با همراه داشتن انگشتر

۲۰.آميزش با همراه داشتن انگشتر نوشته شده به اذكار و اسماى الهى، مكروه است. (الحدائق الناضرة،بحرانی،ج۲۳،ص۱۳۸)  

۲۱.در صورت ذكر نشدن مهر در عقد، اگر شوهر بخواهد پيش از دخول زن را طلاق دهد، بايد به فراخور حال خود، مالى به زن بدهد مانند انگشتر طلا يا نقرۀ با ارزش در حال تنگدستى.(جواهر الكلام،ج۳۱،ص۵۵)  

۲۲.اگر كسى سوگند ياد كند كه زيور آلات نپوشد، انگشتر را نيز شامل مى‌شود.از اين رو، با به دست كردن انگشتر، سوگند شكسته مى‌شود.(جواهرالكلام،ج۳۵،ص۳۳۴)   

ارث انگشتر

 ۲۳. انگشتر ميّت از حبوه است و به پسر بزرگ‌تر داده مى‌شود. (جواهرالكلام،ج۳۹،ص۱۲۷)     

(احکام برگرفته ازفرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، جمعى از پژوهشگران زير نظر شاهرودى، سيد محمود هاشمى، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام، قم – ايران، اول،۱۴۲۶ه‍ ق،ج‌۱، ص۷۴۶،انگشتر)


 

اشتراک گذاری
0
ادمین ادمین
ادمین ادمین

مطالب مرتبط

بهمن 10, 1404

رمزگشایی،صلوات برمحمدوآل محمد


اطلاعات بیشتر
بهمن 10, 1404

شیطان شناسی ازمنظرقرآن


اطلاعات بیشتر
آذر 29, 1404

شب یلدا(پیشینه واحکام)


اطلاعات بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق برای نویسنده محفوظ است .

کاری از گروه طراحی آسان وب