

(دشمنت را بشناس، آنگاه تصميم بگير)
فهرست
مقدمه ……………………………………………………………………………..۵
فصل اول: ضرورت دشمن شناسى ………۶
گفتار۱. معناى دشمن …………………….. ……………………….۶
گفتار۲. فرق دشمنان و مخالفان …………………………………….۷
گفتار۳. لزوم شناخت دشمن ………………………………………..۸
گفتار۴.دشمنت را بشناس، آنگاه تصميم بگير ………………………۹
گفتار۵.دشمنی نظام سلطه با اسلام ناب وانقلاب اسلامی …….۱۰
گفتار۶.تبعات تاریخی شناخت دشمنان ……………………………..۱۱
فصل دوم. ماهیت و خصلتهاي دشمنان ونظام سلطه .۱۳
گفتار۷.دشمن کیست وچه ماهیت وصفات وویژگی هایی دارد؟ ……..۱۳
۱.خوی استکباری وخودبزرگ بینی ………………………۱۳
۲. جنگ افروزی و فساد گری ………………………….۱۵
۳. کینه ورزی وفتنه گری ……………………………….۱۸
۴.پیمان شکنی…………………………………………….۱۹
۵.فریبکار ……………………………………………………۱۹
۶. پشتیبانی از یکدیگرعليه مسلمانان ……………………..۱۹
۷. فاقد رحم و عاطفه انسانى ……………………………..۲۰
فصل سوّم: روحيات دشمن …………….. ..۲۰
گفتار۸. نقاط ضعف …………………………………………………۲۰
۱. دارای روحيه ضعيف ،مرعوب و ترسان ………………..۲۰
۲. اختلاف و پراكندگى دلها به رغم اتّحاد ظاهرى …………۲۱
۳. ناتوان در مصاف با مردان خدا ………………………….۲۲
۴. اتكا به استحكامات فيزيكى ………………………………۲۳
۵. خطای محاسباتی دشمنان ……………………………….۲۳
گفتار۹.نقاط قوّت ……………………………………………………۲۴
۱. اتّحاد و پشتيبانى از يكديگر………………………………۲۴
۲ . برخوردارى از تجهيزات و تكنولوژى پيشرفته. ……….. ۲۴
۳.برخوداری امپراتوری تبلیغات وجنگ نرم………………..۲۴
فصل چهارم. اقسام دشمنان …………..۲۴
گفتار۱۰.دشمنان خارجى …………………………………………۲۴
گفتار۱۱.دشمنان داخلى …………………………………………….۲۶
فصل پنجم. علل دشمنى نظام سلطه ….۲۸
۱. گسترش اسلام ناب ……………………………………….۲۸
۲.پیشرفت وشکوفایی انقلاب اسلامی ………………………..۲۹
۳. نفى سلطه درهمه عرصه ها ……………………………..۳۰
فصل ششم. اهداف دشمنان ………….۳۱
۱.هدف کلان: فروپاشی نظام …………………………………۳۴
۲.اهداف عملیاتی: مهارانقلاب اسلامی ……………………….۳۴
۳.اهداف راهبردی: الف.تضعیف قدرت نظام اسلامی ………..۳۴
گفتار۱۲.تضعیف ارکان نظام اسلامی …………………………….۳۴
فصل هفتم.راهبردها وشیوه های نظام سلطه ..۴۱
گفتار۱۳.تعريف تهديد سخت وقدرت نرم…………………….۴۱
گفتار۱۴.عوامل سه گانه پیش برنده تهديدات (مالى، نظامى وتبليغات).۴۲
گفتار۱۵.مؤلفههاى تهديدات سخت و تهديدات نرم ………………..۴۷
گفتار۱۶.شیوه هاوتاکتیکهای نظام سلطه درجنگ نرم …………….۵۱
۱. تضعیف و تخریب باورهای دینی ………………………..۵۱
۲. ایجاد اختلاف و تفرقه بین مسئولین و اقشار مختلف …….۵۳
۳. القای ناکارآمدی دین …………………………………….۵۶
۴. تفکیک دین از سیاست (سکولاریسم) …………………….۵۷
۵.تربیت نخبگان و به کارگیری آنان ………………………..۵۸
۶.ترویج آزادی وارداتی ……………………………………۵۹
۷.ابزار نظام سلطه درجنگ نرم …………………………….۵۹
فصل هشتم. گرایش واعتمادبه دشمنان ….۶۰
گفتار۱۷.تفکرعدم گرایش واعتماد به نظام سلطه …………….۶۰
گفتار۱۸. نهی ازگرایش واعتمادبه دشمنان ازمنظرقرآن ………۶۲
گفتار۱۹تفکرگرایش واعتمادبه نظام سلطه ……………………۶۷
فصل نهم.علل گرایش به نظام سلطه ……..۶۸
۱.ازترس کمی قدرت ومعیشت.۲.عزت خواهی.۳.دنیاطلبی……۶۸
فصل دهم.چرایی عدم اعتماد به نظام سلطه ..۷۳
یک.حفظ منافع…………………………………………………۷۳
دو. دین زدایی…………………………………………………۷۵
سه.ستم به خود. ……………………………………………….۷۷
چهار.خطر سلطه همه جانبه. …………………………………..۷۸
پنج.حبط عمل ………………………………………………….۷۸
فصل یازدهم. راهكارهاى مقابله با تهديدات دشمن ..۷۹
توجه به يك اصل:مخالفت با دشمنان ……………………………۷۹
گفتار۲۰.راهكارهاى مقابله …………………………………….۸۰
۱. پدافند غيرعامل …………………………………….۸۰
۲. پدافند عامل …………………………………………۸۱
۳. تقويت نقاط قوّت ……………………………………۸۲
۴. پاكسازى زمينههاى رخنه دشمن …………………….۸۵
۵. تهاجم به زيرساختهاى فكرى دشمن ……………….۸۵
۶. پاسدارى از اصول و ارزشها و اركان نظام اسلامى..۸۵
مقدمه
هرانسان وهرانقلابی دشمن دارد.
شناخت دشمن موجب تداوم و اهداف انقلاب، برنامهريزى صحيح و درست جهت مقابله با دشمن شود ، وكاهش انحراف عمليات، بالا بردن ضريب غافلگير كردن دشمن و غافلگير دشمن نشدن را درپی داشته باشد.
درقرآن وروایات فراوان به دشمن شناسی پرداخته شده است.این نوشته براساس نظرات امام خمینی ره وامام خامنه ای با مبانی قرآنی وروایی دوازده فصل وبیست گفتارتنظیم شده است.
فصل اول: ضرورت دشمن شناسى
دشمن شناسى ازمسائل مهم مکتب دفاعى اسلام است. و در آيات، روايات، سخنان امام خمينى(ره) و مقام معظم رهبرى بر آن تأكيد شده است.
گفتار۱. معناى دشمن
كلمه «دشمن» در لغت به معناى، بدنفس، زشت طبع،[1] بدخواه و خصم.[2] (و در اصطلاح به معناى بدخواه، كينهجو يا در جنگ و ستيز است.[3]
امام خمينى(ره) فرمود:
همه آن اشخاصى كه برخلاف مسير ملّت ما هستند، بر خلاف مسير قرآن و اسلام هستند، برخلاف مسير پيغمبر(ص) و ائمه اطهار(ع) هستند، اينها دارند با هم مجتمع مىشوند وتوطئه مىكنند.[4]
مقام معظم رهبرى فرمود:
دشمن كيست؟ هر كسى كه با حاكميت نظام مستقل مردمى دينى مخالف است، دشمن است. طمعورزان، غارتگران، سودجويان، زراندوزان، زورگويان، وابستگان، مايلين به فساد و كسانى كه از حاكميت فرهنگ دينى زيان شخصى مىبينند، دشمنند.[5] امروز دشمنى اصلى ما در دنيا، صهيونيست و استكبار است.[6]
دشمن كسى است كه برخلاف مسير قرآن و اسلام حركت مىكند و مخالف حاكميت دينى است.انقلاب اسلامی پرچمدارحاکمیت دینی واسلام ناب محمدی ص می باشد.
گفتار۲. فرق دشمنان و مخالفان
مقام معظم رهبرى فرمود:
مخالفان اسلام مىتوانند در اين نظام زندگى كنند؛ كسانى كه اسلام را اصلاً قبول ندارند،مىتوانند در اين نظام زندگى كنند. اسلام نگفته كه هر كس در ظلّ نظام اسلامى زندگى كند، بايد معتقد به اسلام و مبانى اسلام باشد، نه، زندگى بكنند، از حقوق شهروندى و امنيت هم برخوردار باشند… امّا حقّ معارضه و مبارزهى با نظام را ندارند.[7]
برخوردامام علی(ع)باخوارج معترض ومخالف
اميرمؤمنان(ع) درمسجدسخن می گفت. مردي از خوارج فرياد زد: »حكومت تنها براي خداست«- اين سخن كنايهاي به امام(ع) بود، كه چرا مردان را در دين خدا حاكم قرار داده است -امام ع ساکت ماند.نفربعد وبعدی سخن اوراتکرارکردند.وقتی تعدادشان زیادشد.امام(ع)درپاسخ فرمود: سخن حقي است كه از آن اراده باطل شده است. شما بر ما سه حق داريد: شما را از مساجد خدا منع نميكنيم تا نام خدا را در آن ببريد. مادام كه دستتان در دست ماست، شما را از فئي (و بيت المال) محروم نميكنيم. وآغازگر جنگ با شما نیستیم. مگرشما آغازگرباشید. …لَكُمْ عِنْدَنَا ثَلَاثُ خِصَالٍ لَا نَمْنَعُكُمْ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ تُصَلُّوا فِيهَا وَ لَا نَمْنَعُكُمُ الْفَيْءَ مَا كَانَتْ أَيْدِيكُمْ مَعَ أَيْدِينَا وَ لَا نَبْدَؤُكُمْ بِحَرْبٍ حَتَّى تَبْدَءُونَا[8]
سخن امام(ع) با خوارج این است که تا وقتي كه در قبضه حكومت و اطاعت ما هستيد و از ما جدا نشديد وفقط مخالفت می کنید، ما نيز به حقوق مادي و معنوي شما احترام مينهيم.مفهوم اين سخن اين است كه اگر از قبضه حكومت ما خارج شديد، رفتار ديگري با شما خواهيم داشت.[9]
گفتار۳. لزوم شناخت دشمن
تداوم انقلاب اسلامى و ارزشهاى الهى و حفظ نظام و ايستادگى در برابر دشمنان و مستكبران جهانخوار، جز از طريق شناخت واقعى آنان به ثمر نمىنشيند؛ چون شناخت كامل دشمن وداشتن اطلاعات صحيح و درست از او، بهترين راه درست در برنامهريزى، و هدايت و ترسيم كننده نحوه مقابله با اوست و در تأمين نيروها و سازمان و اهداف نقش مؤثّرى ايفا مىكند. يكى ازعلل موفقيت امام خمينى(ره) در مبارزه با استكبار جهانى، شناخت دقيق ماهيت، اهداف وتوطئهها و شيوههاى دشمنى نظام سلطه بود.
امام خمينى(ره):بايد دشمنانتان را بشناسيد، اگر نشناسيد نمىتوانيد دفعش كنيد.[10] لحظهاى نبايد از كيددشمنان غافل بمانيم.[11]
امام خامنه ای:وجود دشمن با به خواب رفتن من و شما كه از بين نمىرود… با ندانستن ما، يا خود را به ندانستن زدن، دشمن از دشمنى خود دست بر نمىدارد.
مراقب دشمن باشيد؛ دشمن را خوب بشناسيد، مبادا از شناسايى دشمن غفلت كنيد.[12]
همچنین میفرمایند: «نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایههایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تجزیه و تحلیل کنید. [13]
گفتار۴.دشمنت را بشناس، آنگاه تصميم بگير
پیامبر اکرم (ص) فرمود:به راستی عاقلترین مردم بندهای است که پروردگارش را بشناسد پس او را اطاعت کند و دشمنش را بشناسد پس از او سرپیچی کند. [14]
امام على(ع) فرمود: آن كس كه توطئهها و حوادث را پيشبينى نكند، تأسف خوردن هنگام هجوم توطئه، به او سودى نمىرساند.[15]
همچنين فرمود: همانا برادر جنگ، بيدارى و هوشيارى است. هر كه به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابيد. [16]
امام خامنه ای:كسى كه به واسطه نشناختن دشمن، غافلگير توطئههاى دشمن مىشود، بايد خود را سرزنش كند و مقصر بداند، نه دشمن را.هيچكس به خاطر غفلت ستايش نمىشود. اگر بر آدم غافل ضربهاى وارد شد، اولين كسى كه مسئول و مذموم است خود اوست.[17]
گفتار۵.دشمنی نظام سلطه با اسلام ناب وانقلاب اسلامی
امام خمينى(ره) درتوصیف دشمنی نظام سلطه فرمود:
نكته مهمى كه همه ما بايد به آن توجه كنيم و آن را اصل و اساس سياست خود با بيگانگان قرار دهيم، اين است كه دشمنان و جهانخواران تا كى و تا كجا ما را تحمل مىكنند؟ و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند؟ به يقين آن مرزى، جز عدول از همه هويتها و ارزشهاى معنوى و الهىمان نمىشناسند و به گفته قرآن كريم، «هرگز دست از مقاتله وستيز با شما بر نمىدارند مگر اينكه شما را از دينتان برگردانند.»[18] ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيستها و آمريكا و شوروى(سابق) در تعقيبمان خواهند بود تا هويت دينى وشرافت مكتبى ما را لكّهدار كنند.[19]
ريچارد نيكسون، رئيس جمهور اسبق آمريكا، دردشمنی باانقلاب اسلامی مىنويسد:
اسلامِ خمينى و بنيادگرايى اسلامى براى ما خطرناكتر از شوروى است … در جهان اسلام،از مغرب (مراكش) تا اندونزى در شرق، بنيادگرايى اسلامى جاى كمونيسم را به عنوان وسيله اصلى دگرگونسازى قهرآميز گرفته است. تغيير در جهان سوم آغاز شده است وبادهاى آن به مرحله طوفان رسيده است. ما قادر نيستيم آن را متوقف كنيم. نظريه پردازان غربى معتقدند كه آرام ساختن طوفان اسلامى، تنها در سايه استحاله جمهورى اسلامى ايران يا شكست انقلاب اسلامى ميسر است.[20]
گفتار۶.تبعات تاریخی دشمن شناسی
دشمن شناسی در سه برهه از تاريخ آثاروتبعات خود را نشان داده است:
یک. مسلمانان در عصر رسول خدا(ص)، چون آگاه به اهداف و ماهيت دشمنان بودند، و پيروزشدند.
دو. در عصر امير مؤمنان(ع)، مسلمانان به علت عدم آگاهى نسبت به دشمنان، مغلوب شدند.
سه. در عصر امام خمينى(ره)، به علت آگاهی کامل به شناخت دشمنان ونظام سلطه ، پيروزى از آنِ فرزندان انقلاب شد.
سؤال: چگونه مسلمانان در عصر رسول خدا(ص) و امام خمينى(ره) بر دشمنان خود پيروزشدند، ولى در عصر امام على(ع) مغلوب دشمنان خدا گشتند؟
در عصر رسول خدا(ص)، دشمنان خدا ، شناخته شده بودند. مشركان مكّه وبتپرستان جزيرة العرب، به سردمدارى ابوسفيان، ابوجهل و… چهرهاى شناخته شده براى پيامبر خدا(ص) و ياران او بودند. سيزده سال آزار و شكنجه، خاطره تلخى در اذهان مسلمانان به جاى گذاشته بود. با هدايت و رهبرى پيامبر خدا(ص) و نزول آيات الهى بر افشاى چهره دشمنان، كمتر مسلمانى بود كه به رفتار و اهداف شوم وماهیت دشمنان خدا آگاهى نداشته باشد. از اينرو،مسلمانان در تمامى جنگها، با بصيرت به مصاف دشمن مىشتافتند.
امیرمومنان ع فرمود:مسلمانان)شمشیرهاشان بربصیرت استواربود.( حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ ) [21]
در عصر امام على(ع)، دشمنان، داخلى بودند و شناخت چهره و اهداف آنان در پس نقاب اسلام و قرآن، كار سادهاى نبود. اميرمؤمنان(ع) بسيار تلاش كرد ماهيت آنان را به مردم بشناسند. بسيارى از خطبهها و نامههاى نهج البلاغه گوياى اين مسئله است. متأسفانه بيشترمسلمانان به عمق سخنان و هشدارهاى آن حضرت پى نبردند. دشمنان در سه جبهه: ناكثين،قاسطين و مارقين، سازماندهى شده و با شعار قرآن، صحابى پيامبر(ص) و… به جنگ اسلام و قرآن و ولايت برخاسته بودند. بسيارى از مردم، دچار ترديد شده وجبهه دشمن را يارى
می دادند. امام على(ع) فرمود: پرچم اين نبرد را جز آن كه داراى بصيرت و صبر است و از مواضع حق آگاهى دقيق دارد، هيچ كس ديگر نمىتواند به دوش بكشد.[22]
ولی افسوس که مسلمانان نسبت به جبهه باطل بی بصیرت بودند وفریب ظاهردشمنان را می خوردند.
در عصر امام خمينى(ره) مردم با هدايت و رهبرى پيامبرگونه معمار انقلاب امام راحل (ره) ، دشمنان انقلاب اسلامى به سركردگى استكبار جهانى را خوب شناختند، امام خمينى(ره) با دادن لقب «شيطان بزرگ» به آمريكا، براى هميشه ماهيت ضد بشرى او را براى همگان روشن ساخت و ازآن پس شعار «مرگ بر آمريكا» به عنوان تداوم مبارزه درمیان مردم نهادينه شد. مردم ايران با شناختى كه ازاستكبار جهانى و شيطان بزرگ پيدا كردند، هيچگاه رهبر بزرگ انقلاب اسلامى را در مبارزه با دشمنان انقلاب تنها نگذاشتند، و همواره فاتح ميدان شدند.[23]
فصل دوم. ماهیت و خصلتهاي دشمنان ونظام سلطه
گفتار۷.دشمن کیست وچه ماهیت وصفات وویژگی هایی دارد؟
در آموزههاى دينى، براى دشمنان، خصلتهايى برشمرده شده كه ما را با ماهيت ذاتى آنان آشنا مىسازد و در تصميمگيرى و نحوه مقابله با آنان ياريمان مىدهد.
شناخت ماهیت وویژگی دشمنان ونظام سلطه بسیارمهم است.ازمنظرآموزه های دینی آنان ماهیتی شیطانی وغیرانسانی دارند،ازقبیل:
۱.خوی استکباری وخودبزرگ بینی
استکبار یعنی تَمرُد و نافرمانی نمودن و سرکشی و کبریایی کردن است.[24] اظهار بزرگی وتکبّرکند با آنکه اهلش نیست.[25] استکبار یعنی خود را بزرگتروبرتر از دیگران دیدن،نگاه حقارت آمیزبه دیگران،حق را انکار کردن ودر برابردستورات الهی سرکشی کردن، استکبار، صفت شیطانی است که ابلیس وفرعون ها ازآن برخورداربودند.قرآن می فرماید: وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ( بقره:۳۴).
وهمین صفت را به فرعون وقوم اومی دهد: فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً عالِينَ ( مومنون:۴۵-۴۷)
نظام سلطه واکنشی خشن نسبت به قرآن وارزشهای الهی وآمران به معروف دارد.
قرآن می فرماید:و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مىشود در چهره كافران آثار انكار مشاهده مىكنى، آن چنان كه نزديك است برخيزند و با مشت به كسانى كه آيات ما را بر آنها مىخوانند حمله كنند! (وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يَكادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آياتِنا) ( حج:۷۲)
” يسطون” از ماده” سطوت” به معنى بلند كردن دست و حمله كردن به طرف مقابل است، و در اصل- به گفته راغب در مفردات- به معنى بلند شدن اسب، بر سر پاها و بلند كردن دستها است، سپس به معنى بالا اطلاق شده.
در حقيقت هنگام شنيدن اين آيات بينات، تضادى در ميان منطق زنده قرآن و تعصبات جاهلانه آنها پيدا مىشود، و چون حاضر به تسليم در برابر حق نيستند، بى اختيار آثار آن در چهرههاشان نمايان مىشود، بلكه بر اثر شدت تعصب و لجاج” نزديك است برخيزند و با مشتهاى گره كرده خود به كسانى كه آيات ما را بر آنها مىخوانند Ø