

گفتاراول. پیشینه سحر وجادووتفال درقرآن
گفتاردوم.سحردرروایات
گفتارسوّم. احکام سحر
گفتارچهارم. امور غریبه(طلسم، تسخیر…)
گفتارپنجم. شعبده (تردستی،چشمبندی
گفتارششم. فال زدن(تطیر)
گفتارهفتم. علم نجوم وستاره شناسی
گفتارهشتم. کهانت(کاهن)
گفتارنهم.تسخیرجن
گفتاردهم.هیپنوتیزم
گفتاریازدهم .اضلال (گمراه کردن)
گفتاردوازهم.وظیفه حکومت اسلامی آذر۱۴۰۴
بحث سحروجادووعلوم غریبه قدمتی هزاران ساله دارد.طبق روایت بعدازطوفان حضرت نوح براین مسئله دامن زده وروزبه روزگستره و واستفاده ازآن بیشترشده است. رواج سحر و جادو و طلسم ورمالی و…درجامعه موجب بروز مشکلاتی درخانواده ها شده زندگی ها را تلخ و گاه سرنوشت انسانی را تباه می سازد. مثلا طلسم می کنند دختری ازدواج نکند و یاخانواده ای ازهم بپاشد ویابامشکلات جسمی وروحی مواجهه شود. ودرسطح کلان دشمنان و سران فاسد و فراماسونر برای تباه کردن جامعه، ازجادوگران و طلسم نویسان ورمالان و…استفاده کنند.
حتی صهیونیستها ونظام سلطه درجنگها مورداستفاده قرارمی دهند.
آشنایی به احکام وچیستی سحروطلسم و انواع آن علاوه برشناخت ساحران ورمالان و…وسرنوشت شوم آنها،ما را ازافتادن دردام وتله این شیطان صفتان وشیادان نجات می دهد.
دراین مقاله احکام مباحث: سحر،شعبده،جادو،طلسم،فال،رمالی،تسخیر،طالعبینی،کفبینی ،نجوم،کهانت،تسخیرجن واضلال و…ازمنظرفقهی به فتوای امام خامنه ای موربحث قرارگرفته وبعضا به مبانی قرآن وروایی هم اشاره شده است.مقاله دردوازه گفتارتنظیم وبرای تسهیل، آدرسها درمتن ذکرشده است.
قاعده کلی:اگرسحر وجادووستاره شناسی وعلوم غریبه،صرفا جهت افزایش علم ودانش باشد ویا جهت مقابله وخنثی سازی آثارسحرو…بکارگرفته شود،آموزش وآموختن آنها اشکال نداشته وحرام نیست. اما اگربرای اهداف نامشروع بکارگرفته شود،اشکال شرعی داشته وحرام می باشد.
کلیدواژه: سحر،شعبده،جادو،طلسم،فال،رمالی،تسخیر،طالعبینی،کفبینی ،نجوم،کهانت،تسخیرجن واضلال
گفتاراول. پیشینه سحر وجادووتفال درقرآن
درروایتی ازامام صادق ع :پس ازنوح ع سحروجادوگری فراوان شد.( و كان بعد نوح قد كثر السحرة و المموّهون)( تفسير الصافي، ج۱،ص۱۷۱،ذیل سوره بقره:۱۰۲ )
واژه سحرومشتقاتش ۵۶ باردرقرآن آمده است.همچین درسوره فلق آیه ۴به زنان ساحره (وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ )اشاره کرده است.
آیة الله مکارم:از بررسی حدود ۵۱ مورد کلمهی «سِحر» و مشتقات آن در سورههای قرآن از قبیل: «طه»، «شعراء»، «یونس» و «اعراف» و… راجع به سرگذشت پیامبران خدا: موسی(علیه السلام)، عیسی(علیه السلام) و پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) به این نتیجه میرسیم که سِحر از نظر قرآن به دو بخش تقسیم میشود:
۱. آنجا که مقصود از آن فریفتن، تردستی، شعبده و چشمبندی است و حقیقتی ندارد، چنانکه میخوانیم: «فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعی»(طه:۶۶) (ریسمانها و عصاهای جادوگرانِ زمان موسی در اثر سِحر، خیال میشد که حرکت میکنند) و در آیهی دیگر آمده است: «فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْیُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُم»(اعراف:۱۱۶) (هنگامی که ریسمانها را انداختند چشمهای مردم را سِحر کردند و آنها را ارعاب نمودند) از این آیات روشن میشود که سِحر، دارای حقیقتی نیست که بتواند در اشیاء تصرفی کند و اثری بگذارد؛ بلکه این تردستی و چشمبندی ساحران است که آن چنان جلوه میدهد.
۲. از بعضی از آیات قرآن استفاده میشود که بعضی از انواع سِحر به راستی اثر میگذارد مانند آیهی فوق که میگوید آنها سِحرهائی را فرا میگرفتند که میان مرد و همسرش جدائی میافکند: «فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِه»(بقره:۱۰۲) یا تعبیر دیگری که در آیات فوق بود که آنها چیزهائی را فرا میگرفتند که مضرّ به حالشان بود و نافع نبود: «وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُم».(بقره:۱۰۲) ولی آیا تأثیر سِحر فقط جنبهی روانی دارد و یا اینکه اثر جسمانی و خارجی هم ممکن است داشته باشد؟ در آیات بالا اشارهای به آن نشده و لذا بعضی معتقدند اثر سِحر تنها در جنبههای روانی است.
نکتهی قابل توجه اینکه: به نظر میرسد قسمت قابل توجهی از سِحرها به وسیلهی استفاده از خواص شیمیائی و فیزیکی به عنوان اغفال مردم سادهلوح انجام میشده است. مثلاً در تاریخ ساحران زمان موسی(علیه السلام) میخوانیم که آنها درون ریسمانها و عصاهای خویش مقداری مواد شیمیائی مخصوص (احتمالاً جیوه و مانند آن) قرار داده بودند که پس از تابش آفتاب و یا بر اثر وسائل حرارتی که در زیر آن تعبیه کرده بودند، به حرکت درآمدند و تماشاکنندگان خیال میکردند آنها زنده شدهاند. اینگونه سِحرها حتی در زمان ما نیز کمیاب نیست. (آیین رحمت – معارف اسلامی و پاسخ به شبهات کلامی – دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی)
الف.سحردرعصرموسی ع
درعصرموسی کلیم ع،ساحران درمصر ودرحکومت فرعونیان جایگاه وبروبیایی داشتند.تشکیلات فرعونی هم ازآنهابهره می برد.،فرعونیان چون دربرابرمعجزات حضرت موسی ع درمانده شدند،اورا ساحرنامیدند.وگفتند: اين به يقين ساحرى داناست.( قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيم )(اعراف:۱۰۹)
نظام فرعونی ساحران مصررا به مصاف حضرت موسی فرستاد.ولی ساحران به حقیقت رسالت ومعجزه موسی ع واقف وبه وی ایمان آوردند.
ب.سحردرعصرسلیمان ع
یهودیان درعصرحضرت سلیمان ع سحروجادوگری را تعقیب وبه مبارزه با آن حضرت پرداختند.
درسوره بقره آیه۱۰۲می خوانیم:( یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم میخواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد میدادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمیدادند، مگر اینکه از پیش به او میگفتند: ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!) ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را میآموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ … آنها قسمتهایی را فرامیگرفتند که به آنان زیان میرسانید و نفعی نمیداد. و مسلما میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهرهای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند!!» (وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ) (بقره:۱۰۲).
نكتهها:
۱.حضرت سليمان عليه السلام براى جلوگيرى از انحراف يا سوء استفاده، دستور داد اوراق ساحران را جمعآورى و نگهدارى كنند.ولى بعد از وفات او گروهى به آن نوشتهها دست يافته و مشغول تعليم و اشاعه سحر در ميان مردم شدند.
۲.آنان حتّى معجزات حضرت سليمان را سحر معرّفى كرده و پيامبرى او را منكر شدند.
۳. برخى از بنى اسرائيل نيز به جاى پيروى از تورات به سراغ سحر و جادو رفتند. اين كار چنان شهرت و گسترش يافت كه يهود زمان پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله نيز سليمان را ساحرى زبردست مىدانستند و او را به عنوان پيامبر نمىشناختند!
۴.اين آيه، گناه و انحراف رها كردن تورات و پيروى از شياطين سحرآموز را بيان مىكند كه يهود به جاى تورات از آنچه شياطين در زمان سليمان بر مردم مىخواندند، پيروى مىكردند.
۵. یهود براى توجيه كار خويش، نسبت سحر به سليمان نيز مىدادند، در حالى كه سليمان مرد خدا بود و كارش معجزه، و شياطين درجهت مخالف او و كارشان سحر بود.
۶. خداوند دو فرشته را به نام «هاروت» و «ماروت» به صورت انسان در شهر «بابل» در ميان مردم قرار داد كه روش ابطال و خنثى سازى سحر و جادو را به آنان بياموزند.براى اينكار لازم بود ابتدا آنان را با سحر آشنا سازند. چون انسان تا فرمول تركيبى چيزى را نداند، نمىتواند آن را خنثى نمايد. لذا فرشتهها، ابتدا طريق سحر و سپس طريقه ابطال آن را آموزش می دادند وبا شاگردان خود شرط مىكردند كه از آن سوء استفاده نكنند و مىگفتند: اين كار مايهى فتنه آزمايش است، مبادا در مسير مبارزه و خنثى سازى سحر، خودتان گرفتار شويد. امّا يهود از آن آموزش سوء استفاده نموده و از آن براى مقاصد ناشايست خودبهره بردند.
۷.یهود ازسحروجادو براى جدايى ميان مرد و همسرش استفاده کردند.(يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ)
۸.ساحر با داشتن علمِ سحر، از دايرهى قدرت الهى خارج نيست و بدون ارادهى خدا قادر به انجام كارى نيست و به كسى نمىتواند ضررى برساند،(وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ) ولى از آنجايى كه خداوند براى هر چيز اثرى قرار داده است، سحر و جادو نيز مىتواند اثرات سويى داشته باشد كه از آن جمله تأثير آن بر روابط زناشويى و خانوادگى است. (ر.ک.تفسير نور، ج۱، ص۱۷۱)
ج.سحردرعصرپیامبراعظم ص
درعصررسول خدامحمدمصطفی ص همین شیوه سحروجادوگری ادامه یافت.وتابه امروزادامه دارد.کافران، قرآن راسحر وپیامبراعظم ص را ساحرخواندند.مىگفتند: اين(قرآن)، جز سحروجادويى آشكار نيست.(لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ)(انعام:۷)
قرآن از زنان ساحره نام می برد: وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَد (فلق:۴)و از شر آنها كه در گرهها مىدمند .
” نفاثات” از ماده” نفث” (بر وزن حبس) در اصل به معنى ريختن مقدار كمى از آب دهان است، و از آنجا كه اين كار با دميدن انجام مىگيرد،” نفث” به معنى” نفخ” (دميدن) نيز آمده است.
بسيارى از مفسران” نفاثات” را به معنى” زنان ساحره” تفسيركردهاند (نفاثات جمع مؤنث است و مفرد آن” نفاثة” صيغه مبالغه از” نفث” مىباشد) آنها اورادى را مىخواندند و در گرههايى مىدميدند و به اين وسيله سحر مىكردند، ولى جمعى آن را اشاره به زنان وسوسهگر مىدانند كه پى در پى در گوش مردان، مخصوصا همسران خود، مطالبى را فرو مىخوانند تا عزم آهنين آنها را در انجام كارهاى مثبت سست كنند، و وسوسههاى اين گونه زنان در طول تاريخ چه حوادث مرگبارى كه بار نياورده، و چه آتشها كه بر نيفروخته و چه عزمهاى استوارى را كه سست نساخته است.(تفسير نمونه، ج۲۷، ص۴۶۱)
گفتاردوّم.سحردرروایات
از امام صادق علیه السلام روایتی جامع و نافع در كتاب احتجاج طبرسی: زندیق مصری در بحثی طولانی كه با امام صادق علیه السلام داشت،پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر می تواند كارهایی عجیب و غریب انجام دهد؟
امام علیه السلام فرمود: سحر بر چند وجه است:
یك نوع آن به منزله پزشكی است؛ یعنی همان گونه كه پزشكان برای هر مریضی راه علاجی می یابند جادوگران نیز برای هر صحتی، راهی برای از بین بردن آن می یابند و برای هر عافیتی راهی برای رفع آن می جویند.نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است. نوع سوم آن كه شیاطین را به خدمت می گیرند
. زندیق: شیاطین جادو را از كجا آموخته اند؟
امام از همان جا كه پزشكان پزشكی را می آموزند؛ بعضی را به تجربه و بعضی را به علاج.
زندیق:درباره ماجرای هاروت و ماروت. . . چه می گویی؟
امام: آن ها برای امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان این گونه بود كه اگر بنی آدم فلان كار و فلان كار را بكنند یا فلان ورد را بخوانند فلان اتفاق روی می دهد. . . . به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند. پس آن ها به مردم می گفتند كه ما برای امتحان شما آمده ایم. چیزی را كه ضرر می رساند و فایده ای برای شما ندارد از ما فرا نگیرید.
زندیق:آیا ساحر می تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگی یا الاغی یا مثل این ها درآورد؟
امام: ساحر عاجزتر از آن است كه بتواند خلق خدا را تغییر دهد و. . . اگر می توانست هر آینه از خودش پیری و فقر و مریضی را دور می كرد. . . پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است كه بگوییم: سحر به منزله پزشكی است؛ ساحر كاری می كند كه مرد نتواند با زن خود هم بستر شود. او نیز نزد پزشك می رود و خود را معالجه می كند و خوب می شود.(الاحتجاج، طبرسی،ص۸۱و۸۲)
گفتارسوّم. احکام سحر
۱.تعریف: سحر عملی است که بر چشم، ذهن و خیال مخاطب یا مسحور اثر میگذارد، ولی در واقعیت خارج هیچ تأثیری ندارد. از ویژگیهایی که سحر این است که منشأ سحر شیطانی است.
قرآن می فرماید:(وقتی ساحران فرعون ابزارسحرخودرا رهاکردند) ناگهان طنابها و عصاهايشان به خاطر سحر آنها، چنان به نظرمردم مىرسيد كه دارند حركت مىكنند! (فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى ) (طه: ۶۶) ودرسوره اعراف می فرماید: وقتی وسایل رارهاکردند(به صورت مارهايى كوچك و بزرگ، رنگارنگ در اشكال مختلف به جنب و جوش درآمدند) آنها چشم مردم را سحر كردند و آنها را در وحشت فرو بردند و سحر عظيمى به وجود آوردند.( سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيم )(اعراف: ۱۱۶)
حرمت مطلق سحر
۲.سحر مطلقا حرام است؛ چه ملازم با ادعای غیرحق، اضلال یا ضرر زدن به دیگری باشد و چه نباشد.
تعلیم و تعلم سحر
۳.اگرتعلم سحر به قصد انجام دادن آن باشد، حرام است. تعلیم هم، چنانچه به این قصد باشد که این شخص پس از آموزش سحر کند، حرام است.
آموزش سحربرای دانایی و معرفت، نه به قصد عمل به سحر، همچنین برای باطل کردن سحرساحران وباطل کردن ادعای آنان اشکال ندارد.
س ۱۲۳۲. آیا یاد گرفتن سحر و عمل به آن جایز است؟ و آیا احضار ارواح و ملائکه و جن جایز است؟
۴.ج. علم سحر و یادگرفتن آن حرام است مگر آن که به منظور غرض عقلایی و مشروع باشد وامّا احضار ارواح و ملائکه و جن، برحسب اختلاف موارد و وسایل و اغراض، احکام مختلفی دارد.
س ۱۲۳۳. مراجعه مؤمنین به بعضی از کسانی که از طریق تسخیر ارواح و جن اقدام به معالجه می کنند، با توجه به این که یقین دارند که آن ها فقط کار خیر انجام می دهند چه حکمی دارد؟
۵.ج. این کار فی نفسه اشکال ندارد، مشروط بر این که از راه هایی که شرعاً حلال هستند، اقدام شود.
ابطال سحرباسحر
عیسی بن شقفی به امام صادق علیه السلام عرض كرد: حرفه من سحر وجادوگری است.و در برابر آن مزد می گرفتم و مخارج زندگی ام نیز از همین راه تامین می شده است. با همین درآمد حج گزارده ام، ولی اكنون آن را ترك كرده و توبه نموده ام. آیا برای من راه نجاتی هست؟
امام علیه السلام فرمود:عقده سحر را بگشا، ولی گره جادوگری مزن (فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: حُلَّ وَ لَا تَعْقِدْ.) (وسائل الشيعة،(آل البیت)،ج۱۷ص۱۴۶،ح۲۲۲۰۷،باب۲۵ )
تفاوت سحرباكرامت و معجزه
مرحوم مجلسی رحمه الله به نقل از مازری اهل سنت آورده است:فرق بین سحر و معجزه و كرامت در این است كه سحر به كمك اقوال و افعال ساحر انجام می شود، ولی كرامت غالبا به صورت غیر منتظره انجام می گیرد. معجزه اقوی ازکرامت است و در مقام تحدی برای پیامبر صورت می پذیرد.
امام الحرمین می گوید: سحر از فرد فاسق ظاهر می شود، ولی كرامت و معجزه هرگز از فاسق ظاهر نمی شود. شارح المقاصد گفته است: سحر اظهار امر خارق العاده از فرد خبیث و پلید در انجام اعمال مخصوصی است كه نیازمند یادگیری می باشد و از این دو نظر، از معجزه و كرامت جدا می شود و به زمان و مكان و شرایط خاصی اختصاص می یابد و چه بسا ساحر فردی فاسق و فاجر باشد، در حالی كه معجزه و كرامت به زمان و مكان خاصی بستگی ندارد.(بحارالانوا، مجلسی، ج ۶۰، ص ۳۷).
گفتارچهارم. امور غریبه(طلسم، تسخیر…)
۶. امور غریبه مثل طلسم، تسخیر، احضار ارواح یا آنچه به آن نیرنجیات یا نیرنجات گفته میشود، سحر نیست. لذا از این جهت حرام نیست، مگراضراربه غیرباشد ،دراین صورت حرام است.
۷.هر عملیکه موجب اضرار به غیر شود یا موجب اضلال دیگران و انحراف در عقیده و ایمان مردم شود. یا از آن به عنوان وسیلهای برای مقابله با دعوت انبیا و توحید استفاده شود؛حرام است و به طلسم هم اختصاص ندارد.
گفتارپنجم. شعبده (تردستی،چشمبندی)
۸.مراد از شعبده،تردستی،چشمبندی،یک حرکت طبیعی است که با مهارت و سرعت انجام میشود. شعبدهباز با تجربه و تمرینی که کرده، چنان این حرکت طبیعی و معمولی را با مهارت و سرعت انجام میدهد که انسان به اشتباه میافتد؛ مثلا در حال معانقه، کیف پول دیگری را برمیدارد.
شعبده حرام نیست.
گفتارششم. فال زدن(تطیر)،سرکتاب بازکردن، طالعبینی، کفبینی، فال قهوه و فال تاروت:
پیرامون فال زدن سه آیه درقرآن آمده است:
۱.قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ (نمل:۴۷)
(مردم به حضرت صالح) گفتند: ما بهتو و همراهانت فال بد زدهايم (و قحطى موجود به خاطر وجود شماست. صالح) گفت: فال (و سرنوشت نيك و بد) شما نزد خداست، بلكه شما گروهى هستيد كه مورد آزمايش قرار گرفتهايد.
«تطير» از «طير» به معناى پرنده است. مردم عرب هنگام سفر، پرندهاى را رها مىكردند كه اگر به سمت راست مىپريد (اين كار را به فال نيك مىگرفتند و) سفر مىكردند و اگر به سمت چپ مىپريد (فال بد مىزدند و) سفر را تعطيل مىكردند.(تفسير كشّاف)
فال بد زدن (به نام طيره) در اسلام، شرك دانسته شده است. فال بد، یعنی نادیده انگاشتن علل ورفتن به سراغ خرافات است.
فال بد زدن به انبيا، در قرآن مكرّر آمده است: فرعونيان بدبختىها را از جانب موسى ع مىدانستند «يَطَّيَّرُوا بِمُوسى»(اعراف:۱۳۱) به حضرت عيسى ع مىگفتند: «إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ»(يس:۱۸) در اين آيه نيز مىفرمايد: به صالح گفتند: «اطَّيَّرْنا بِكَ» جملهى «بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ» را چند نوع معنا كردهاند:
الف: شما توسط عوامل خدعهگر فريب خوردهايد.(بنا بر اينكه «فتنه» به معناى فريب و خدعه باشد)
ب: شما با حوادث تلخ آزمايش مىشويد. (اگر مراد از فتنه، امتحان و آزمايش باشد)
ج: شما به خاطر لجاجت كيفر مىشويد. (بنا بر اينكه مراد از فتنه، عذاب باشد.
) تفسير نور، ج۸، ص۴۳۲)
۲و۳.قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ .قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ (يس:۱۸-۱۹)
(كفّار به انبيا) گفتند: ما (حضور) شما را به فال بد گرفتهايم (وجود شما شوم است و مايهى بدبختى ما) و اگ