
چیستی ومبانی نوروز درتاریخ وفقه وحدیث وکلمات ونظرات فقها
پژوهشی پیرامون مبانی تاریخی وفقهی نوروزوعیدملی ۱۲بهمن۱۴۰۱
فهرست
پیشگفتار
فصل اول.پیشینه تاریخی نوروز
فصل دوم.سنت ملی آیین نوروز
فصل سوم.نوروزدرمنابع روایی وفقهی
فصل چهارم. بررسی وتحلیل روایات
فصل پنجم. جمع بندی نهایی
فصل ششم.گزیده پیامهای نوروزی امام خمینی(ره)
پیشگفتار
پرسشهایی پیرامون نوروزوعیدملی مطرح است که حتی ذهن برخی ازاندیشمندان وعالمان دینی را هم به خود مشغول ساخته وبعضا آن را احیای سنت مجوسیان قبل ازاسلام می دانند.به همین دلیل درتاریخ وفقه به نوروزوآداب ورسومات ومشروعیت پرداخته شده است. نوروز با حفظ حیات چندهزار ساله خود علیرغم وجود بعضی شک و شبههها و مخالفتورزی برخی علمای شیعه واهل سنّت ، در سالهای اخیر به بخشهای وسیعی از سرزمینهای اسلامی در شرق و غرب، راه پیدا کرده و همواره دولتها و حکومتهای به اصطلاح اسلامی مانند امویها، عباسیها تا به صفویه و قاجاروپهلوی واکنشهای متفاوتی درباره آن نشان دادهاند. فقها و علما درباره نوروزدر ابواب مختلف فقه بحث کردهاند وبرخی آدابی چون: نماز، روزه، غسل و دعا در آن روز ذکر نمودهاند، اما برخی هم آنرا مخالف با فرهنگ اسلام دانسته و دلایلی را ذکر کردهاند که در این نوشتار به همه آنها پرداخته شده است.این نوشتارتلاش دارد دیدگاه موافقان ومخالفان نوروزرا ازمنظرتاریخ وفقه،مورد بررسی ونقد قراردهد.ودرپایان هم به سنت های غلطی مانند چهارشنبه سوری اشاره ای داشته باشد.
نوروز، یعنی نخستین روز سال شمسی برابر با اول فروردین ماه (تساوی روزوشب)و هنگام انتقال خورشید از برج حوت به برج حَمَل است.نوروز بیانگر تحوّل پدیده های طبیعت است که آغاز بهار و فصل رویش و جنبش و جان یافتن دوباره طبیعت پس از مرگی طبیعی رانوید می دهد. نوروزاز دیرباز در ایران باستان با عنوان عید نوروز همراه با برگزاری جشن و آیینهای ویژه نوروزی همراه بوده است.البته درمنابع فقهی بین نوروزوعیدنوروزتفاوت وجود دارد .
ازمنظرمورخان نوروز و آیینهای ویژه آن پیشینهای حدود چهارهزارساله در تاریخ دارد از عهد آریاییان، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان ،تادوره حکومت های به ظاهر اسلامی مانند:عباسیها ،صفویه ، قاجار،پهلوی وتابه امروز.
۱.یعقوبی ( ۲۸۴ یا ۲۹۲ق) ،درتاریخ خودمی نویسد:عید نوروز از زمانهای قدیم یکی از دو عید بزرگ ایرانیان بوده است، عید دیگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است.[1]
۲. مسعودی(قرن۴) در التنیه و الاشراف آورده است: «هرمز در روز نخست ماه فروردین به مظالم (دادگری) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام کرد و سنت گشت». [2]
۳.فردوسی (۳۲۹ – ۴۱۶ ه. ق ) ادیب پارسی زبان در داستان پدید آمدن نوروز نقل میکند که، وقتی جمشید از کارهای کشوری بیاسود بر تخت کیانی نشست و همه بزرگان لشکری و کشوری بر گرد تخت او فراهم آمدند… جمشید آن روز را که نخستین روز از فروردین و آغاز سال بود، نوروز نامید و جشن گرفت.
به جمشید گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند ••• چنین روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار[3]
۴.دهخدا (۱۲۵۷ – ۱۳۳۴)،پیدایش نوروزرا مربوط به پادشاهان می داند.بیشترآنان بودندکه ازقدیم الایام به آن دامن می زدند.درلغت نامه می نویسد:
نوروز [ ن َ / نُو ] ( اِ مرکب ). روز اول فروردین که رسیدن آفتاب به برج حمل است و ابتداء بهار است. و این را نوروز کوچک و نوروز عامه و نوروز صغیر گویند، و نیز ششم فروردین ماه روز خرداد که نوروز بزرگ و نوروز خاصه گویند. و بعضی گفته اند که جمشید (ازشاهان پرافسانه که به دست ضحاک کشته شدوتخت جمشیدمنسوب به اواست.)که او اول جم نام داشت و عربان او را منوشلخ میگویند سیر عالم می کرد چون به آذربایجان رسید، فرمود تخت مرصعی بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشست ، همین که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد شعاعی در غایت روشنی پدید آمد، مردمان از آن شاد شدند و گفتند این روز نو است ، و چون به زبان پهلوی شعاع را شید می گویند این لفظ را بر حکم افزودند و او را جمشید خواندند و جشن عظیم کردند و از آن روز این رسم پیدا شد. و نوروز خاصه روزی است که نام آن روز خرداد است و آن ششم فروردین ماه باشد و در آن روز هم جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسمهای نیکو گذاشت و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است ، باید که به آب های پاکیزه تن را بشوئید و غسل کنید و به سجده و شکر او مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید، و این روز را بنابراین نوروز خاصه خوانند. ( برهان قاطع ) ( از رشیدی ) ( از جهانگیری ) ( آنندراج ). و گویند اکاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه که شش روز باشد حاجت های مردمان را برآوردندی و زندانیان را آزاد کردندی و مجرمان را عفو فرمودندی و به عیش و شادی مشغول بودندی ، و معرب آن نیروز است. این روز را در نزد پادشاهان عجم و یزدانیان ایران شرف هاست. [4]
۵. دکتر محمد معین(۱۲۹۷-۱۳۵۰ش) به تفصیل می نویسد: بزرگترین جشن ملی ایران که در نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آنگاه که آفتاب جهان تاب به برج حمل انتقال یابد و روز و شب برابر گردد، آغاز میشود در ادبیات پارسی گاه به نام «جشن فروردین» و گاه «جشن بهار» و بیشتر به نام «نوروز»نامیده می شود.
این جشن در اصل یکی از دو جشن سال آریائی بود: آریائیان در اعصار باستانی دو فصل گرما و سرما داشتند. فصل گرما شامل بهار و تابستان و فصل سرما شامل پائیز و زمستان میشد.
در هریک از این دو فصل جشنی برپا میداشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار میرفته: نخست جشنی که به هنگام آغاز فصل گرما ـ یعنی وقتی که گلهها را از آغلها به چمنهای سبز و خرم میکشانیدند و از دیدن چهرۀ دل آرای خورشید شاد و خرم میشدند ـ و دیگر در آغاز فصل سرما که گله را به آغل کشانیده توشۀ روزگار سرما را تهیه میدیدند.
نوروز،روزجشن پادشاهان
معین درادامه می نویسد: «نوروز بزرگ ـ آنچه معروف است آن دانند که خسروان چون نوروز بودی بر تخت نشستندی و پنج روز رسم بودی که حاجت مردم روا کردندی و عطاهای فراوان دادندی، و چون این پنج روز به گذشتی به لهو کردن و باده خوردن مشغول شدندی پس از این روز از این سبب بزرگ کردندی و گفتهاند که آن روزی است که جمشید مردم را بشارت دادی به بیمرگی و تندرستی و آمرزندگی و گویند که هم اندر این روز بود که کیومرث… دیو را بکشت و بسیار گونه گفتهاند لکن چون درستی آن ندانم بدین اختصار شد«.
بطور کلی از مراسم نوروز در دربار شاهنشاهان هخامنشی و اشکانی اطلاعات دقیقی در دست نیست و به عکس از عصر ساسانی اطلاعات گرانبها موجود است که خلاصۀ آنها در ذیل نقل میشود:
در بامداد نوروز شاهنشاه جامهای که معمولاً از بُرد یمانی بود بر تن میکرد و زینت بر خود استوار میفرمود و به تنهائی در دربار حاضر میشد و شخصی که قدم او را به فال نیک میگرفتند بر شاه داخل میشد.
ابوریحان بیرونی (۳۶۲-۴۴۰ق) گوید که: «آئین پادشاهان ساسان در پنج روز اول فروردین (نوروز عامه) چنین بود که شاه به روز اول نوروز ابتدا میکرد عامه را از جلوس خویش برای ایشان و احساس بدانان میآگاهیدند ـ در روز دوم برای کسانی که از عامه رفیعتر بودند یعنی دهگانان و اهل آتشکدهها جلوس میکرد ـ در روز سوم از برای اسواران و مؤبدان بزرگ ـ و روز چهارم از برای افراد خاندان و نزدیکان و خاصان خود ـ در روز پنجم برای پسر و نزدیکان خویش و به هریک از اینان، درخور رتبت اکرام و انعام مینمود. و چون روز ششم فرا میرسید از اداء حقوق مردم فارغ میشد و از این پس نوروز از آن خود او بود و دیگر کس جز ندیمان و اهل انس و شایستگان خلوت به نزد او نمیتوانست برود ـ همچنین در ایام نوروز نواهایی خاص در خدمت پادشاه نواخته میشد که مختص همان ایام بود
و این رسم در عصر خلفای اسلام نیز ادامه یافت. مالیاتهای کشوری در روزگار ساسانیان در نوروز افتتاح میشد و یکی از جهات اصلاح تقویم و کبیسه قرار دادن سالهای پارسی به توسط المتوکل علی الله و المعتمد بالله همین امر بود.
نوروز، مبدا تاریخ شمسی توسط تقویم جلالی
درادامه می نویسد:چنانکه از تواریخ بر میآید، در عهد ساسانیان نوروز ـ یعنی روز اول سال ایرانی و نخستین روز فروردین ماه در اول فصل بهار نبود بلکه مانند عید فطر و عید اضحی در میان مسلمانان، آن هم در فصول میگشت.
در سال یازدهم هجرت که مبدأ تاریخ یزدگردی و مصادف با جلوس یزدگرد پسر شهریار آخرین شاهنشاه ساسانی است، نوروز در شانزدهم حزیران رومی (ژوئن فرنگی) یعنی نزدیک به اول تابستان بود و از آن تاریخ به این طرف به تدریج هر چهار سال یک روز عقبتر ماند، تا در حدود سال ۳۹۲ هجری، نوروز به اول حمل رسید ـ در سال ۴۶۷ هجری نوروز در بیست و سوم برج حوت یعنی هفده روز به پایان زمستان مانده واقع بود ـ در این هنگام جلالالدین ملکشاه سلجوقی (۴۶۵-۴۸۵) ترتیب تقویم جدید جلالی را بنا نهاد و نوروز را در روز اول بهار که موقع نجومی تحویل آفتاب به برج حمل است ـ قرار داده و ثابت نگاهداشت.[5]
نوروز در عصر خلفای اسلام
به گفته محمدمعین، نخستین خلفای اسلام به نوروز اعتنائی نداشتند و حتی هدایای این جشن را به عنوان خراج سالیانه میپذیرفتند، ولی بعدها خلفای اموی برای افزودن درآمد خود، هدایای نوروز را از نو معمول داشتند و امیران ایشان برای جلب منافع خود، مردم را به اهداء تحف دعوت میکردند ـ اندکی بعد این رسم نیز از طرف خلفای مزبور به عنوان گران آمدن اهداء تحف بر مردم منسوخ گردید ولی در تمام این مدت ایرانیان مراسم جشن نوروز را برپا میداشتند. [6]
در تاریخ طبری و نیز تاریخ یعقوبی مانند تاریخ بغداد و خطط مقریزی در بیان حوادث تاریخی و توجه حاکمان اموی و عباسی به عید نوروز فُرس و هدایا و آیینهای نوروزی اشاره شده است. از جمله آمده است که معاویه در دوران خلافتش دستور به جمعآوری هدایای نوروزی داد.و عمر بن عبدالعزیز بر خلاف معاویه از جمعآوری هدایای نوروزی جلوگیری میکرد.[7]
رونق نوروزدرخلافت عباسی
ظهور ابومسلم خراسانی و روی کار آمدن خلافت عباسی و نفوذ برمکیان و وزرای ایرانی و تشکیل سلسلۀ طاهریان، جشنها موجب رونق نوروز شد . گویندگان دربارۀ آنها قصاید پرداختند و نویسندگانی مانند حمزه بن حسن اصفهانی مؤلف «اشعار السائره فی النیروز و المهرجان» آنها را مدون ساختند.
نوروز در دربار عباسیان بسیاری از رسوم خویش را حفظ کرد و از آن جمله اخذ مالیات از مردم که در زمان ساسانیان معمول بود در این زمان هم اجرا گردید و نوروز معتضدی و متوکلی در اثر همین امر پیدا شد. تقدیم هدایا از جانب بزرگان و امیران اسلامی و دیگران به خدمت خلفا از مراسم عادی به شمار رفت. [8]
فصل دوم.سنت ملی آیین نوروز
سنت ها واعیاد ،گاه دینی و مذهبی است، وگاه ملّی .مانند عید فطر، عید قربان، عید مبعث و عید غدیر در اسلام وعید نوروز به عنوان عیدملی ایرانی ها وبرخی کشورهاو عید فصیح و فطیر و کریسمس و مانند آن در میان اهل کتاب.[9]
سنتها واعیاد ملی مانند عید نوروز وآداب ورسوم آن تا آنجا که مخالفتی با مبانی وارزشهای دینی نداشته باشد،مورد تایید علمای اسلام قراردارد وکسی با آن مخالفت نیست.
امیر مؤمنان(ع) به مالک اشتر فرمود:
ولاتَنْقُضْ سُنّةً صالِحَةً عَمِلَ بها صدورُ هذِهِ الاُمَةِ وَاجْتَمَعَتْ بِها الاُلْفَة وَصَلُحَتْ علیها الرعِیَّةُ وَلاتَحْدُثَنَّ سنّةً تَضُرُّ بشیء مِنْ ماضی تلکَ السُّنَنِ فیکونُ الأجْرُ لِمَنْ سَنَّها وَالوِزْرُ علیکَ بِما نَقَضْتَ مِنها. [10]
آیین پسندیده ای را بر هم مریز که بزرگان این امتْ بِدان رفتار نموده اند و به وسیله آن، مردم به هم پیوسته اند، و رعیّت با یکدیگر سازش کرده اند؛ و آیینی مگذار که چیزی از سنّت های نیک گذشته را زیان رسانَد تا پاداش از آنِ نهنده سنّت باشد و گناه شکستن آن بر تو مانَد.
آداب ومراسم نوروزدرعصرهای گذشته وحاضرتفاوتها ومشترکاتی داشته است.
در گذشته دادن هدایا وگرفتن خراج ومالیات مرسوم بوده وبه گفته دکترمعین در عهد عباسی ریختن آب و افروختن آتش در شب آن کماکان مجری بود.درزمان طاغوت (پهلوی)دربرخی روستاها برخی گونی را به طنابی می بستند وآن را آتش زده دورسرخود می چرخانند.
امروزه نوروز در ایران و بسیاری از کشورهای همسایه به عنوان عید، با آیینها و آداب و رسوم مختلف، پوشیدن لباس نو، خانهتکانی، نظافت، صله ارحام، دید و بازدید، تعطیلی بازار و مدرسه ودادن عیدی و پاداش ، خواندن دعای ویژه و…جشن گرفته میشود و تعطیل رسمی است.[11] البته دربرخی جاها همچون گذشته رسومات خرافی هم دیده می شود.مانند:آتش افروزی وآتش دورخودچرخاندن وچهارشنبه سوری و…که هیچ عقل سلیمی آن را نمی پذیرد.وانداختن سفره هفت سین که فی نفسه اشکال ندارد،اما جنبه مذهبی ندارد.
ازدیگرآداب عید نوروزدعای تحویل سال است که درمنابع دینی ذکرشده است:
یَا مُقَلِّـبَ الْقُلُـوبِ وَ الْأَبْـصَارِ یَا مُـدَبِّـرَ اللَّیْـلِ وَ النَّـهَارِ
ای تغییر دهنده دلها و دیدههاای مدبر شب و روز
یَا مُحَــوِّلَ الْحَـوْلِ وَ الْأَحْـوَالِ حَـوِّلْ حَالَنَــا إِلَی أَحْسَـنِ الْحَـالِ[12]
ای گرداننده سال و حالتها بگردان حال ما را به نیکوترین حال
هرچند معلوم نیست که این دعا ازامامان معصوم صادرشده باشد.ولی ازمعنی پرمغز وعالی برخورداراست وعالمان دینی هم آن را نقل کردند.و درپیام نوروزی امام خمینی ۱۳۶۱آمده است: و امیدوارم که این دعایی که در اول سال و در حال تحویل خوانده می شود:… برای ملت ما در آن سال تحقق پیدا کرده است و برای این سال بالاتر از آن تحقق پیدا کند. تمام قلوب و تمام ابصار و بصیرت ها در دست خدای تبارک تعالی و ید قدرت اوست. اوست که تدبیر می کند جهان را، لیل و نهار را، و اوست که قلوب را متحول می کند، و بصیرت ها را روشن می کند، و اوست که حالات انسان را متحول می کند. [13]
سنت ها ی بد را می توان با هدایت مردم به کارهای نیک،به سنت ها نیک تبدیل کرد.همان گونه که عالمان دینی درمورد اعمال عید نوروز انجام دادند ومردم را دراین روز به اعمال نیک مانندصله رحم وعبادات و…سفارش کردند.وبخش بزرگی ازخرافات اقوام گذشته را ازنوروزپاک کردند.
رسول خدا (ص)درمورد سنت خوب وبدفرمود:
مَنْ سَنَّ سُنَةً حَسَنَةً عُمِلَ بِها مِنْ بَعْدِهِ، کانَ لَهُ أجُرهُ وَ مِثْلُ اُجورهِم مِنْ غَیْرِ أنْ یَنْقُصَ مِنْ اُجورِهِمْ شَیْئاً وَمَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِئَةً فَعُمِلَ بِها بَعْدَهُ، کانَ عَلَیْهِ وِزْرهُ وَ مِثْلُ أوزارِهِمْ مِنْ غَیرِ أنْ یَنْقُصَ مِنْ أوزارِهِمْ شَیْئا.[14]
آن که سنّتی نیک را پایه گذاری کند و بدان عمل شود، پاداش عمل خودش به اندازه پاداش دیگر عاملان، به وی داده می شود، بدون آن که از پاداش عاملان کم شود؛ و آن که سنّتی بد را پایه گذارَد و بدان عمل شود، وَبال عمل خودش و دیگران برعهده اوست، بدون آن که از وِزْر و وَبال دیگران کاسته شود.
بنابراین نوروزهم می تواند یکی ازسنت ها ی خوب یا بد باشد.بستگی به آداب وکارهایی است که درآن روز سنت گذاشته می شود.
فصل سوم.نوروزدرمنابع روایی وفقهی
پس ازآشنایی با پیشینه وتاریخچه نوروز به بررسی نوروز درمنابع روایی وفقهی می پردازیم:
نوروز در متون و منابع دینی حدیثی، فقه و تاریخ، اعم از شیعه وسنی با عبارات »النیروز« و »النوروز« و»المهرجان«آمده است.ولی نامی ازعید بودن آن برده نشده است.عیدنوروزهمچنان که درپیشینه گذشت،سنتی است که ازپادشاهان گذشته به یادگارمانده است.ولی این سوال مطرح است که منظورازنوروزدراحادیث وکلمات فقها چیست؟آیا منظورازنوروز، روزاول فروردین است ویا منظورروزنوی است که درآن حادثه ای بزرگ پدیدآمده است؟.درپاسخ به این پرسشها عالمان دینی نظرات گوناگونی مطرح کرده اند.
قاضی ابنبرّاج(حدود ۴۰۰-۴۸۱ق) درکتاب مهذب به اقوال پرداخته می نویسد:روزنوروزروز بزرگی است وتعین آن درروزهای سال پیچیده است.ازآن جهت که عباداتی ازسوی شارع به آن تعلق گرفته است.ابن ادریس گفته نوروز روزدهم ازایار است.شهیدثانی آن را به اول سال فارس ها یا حلول شمس دربرج حمل یادهم ایارتفسیر کرده است.مشهوربین فقای عجم آن را اول سال شمسی دانسته اند.اقرب این تفاسیر نوروز روز نزول شمس دربرج حمل است.(یعنی همان اول سال شمسی)سیدرضی الدین علی بن طاووس این نظریه رب پذیرفته وگفته است:آغازآفرینش دردرماه نیسان بوده وبی تردید نیسان وقتی است که شمس دربرج حمل باشد.واین مناسب است که این روز روز عید وسرور باشد.به جهت ورود به نعمت کبری وازعدم به وجود.به همین جهت دراین روز غسل وروزه ونماز مستحب است.[15]
درمورد نوروزاول سال،دودسته روایت است.برخی ، مُهر تأیید براین سنت کهن می زنند و برخی ، با آن مخالفت می ورزند.
دسته اول.روایات درتایید نوروز
این دسته روایات،بعضا ازنوروزباستانی -ونه به عنوان عید-تعریف کرده است.
۱. کلینی (م۳۲۹ق) درکتاب کافی ازابراهیم کرخی:
عدّة من أصحابنا، عن سهل بن زیاد و أحمد بن محمد جمیعاً، عن ابن محبوب، عن ابراهیم الکرخی، قال: سألتُ أباعبداللّه(ع) عن الرجل تکون له ضیعة، فإذا کان یوم المَهرَجان أو النَّیروز، أهدوا الیه الشیء لیس هو علیهم، یتقرّبون بذلک الیه. فقال(ع): «ألیس هم مُصلّین؟». قلتُ: بلی. قال: فلیقبل هدیّتهم و لْیُکافِهِم؛ فإنّ رسول اللّه(ص) قال: «لو أهدی الیّ کراع لقبلتُ، و کان ذلک من الدین، ولو أنّ کافراً أو منافقاً أهدی الیّ وسقاً ما قبلت، و کان ذلک من الدین. أبی اللّه عزّ وجلّ لی زبد المشرکین والمنافقین وطعامهم».[16]
ابراهیم کرخی می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: شخصی مزرعه ای دارد. روز مهرگان یا نوروز، هØ