FILE007FILE007FILE007FILE007
  • صفحه اصلی
  • کتاب ها
  • پژوهش ها
  • مقالات
  • نکات و تصاویر
  • درباره ایشان
  • تماس با ما

حدیث سازان وجاعلان حدیث

  • صفحه نخست
  • مقالات
  • حدیث سازان وجاعلان حدیث
فرقه های فتنه گر آخر الزمان1.فرقه وهابیّت (واکاوی ماهیت فرقه های فتنه گر آخر الزمان)
فروردین 1, 1400
تاثیرساعات انعقادنطفه، درفرزندان سالم وصالح یاناخلف
فروردین 1, 1400
منتشر شده توسط ادمین ادمین در فروردین 1, 1400
موضوعات
  • مقالات
برچسب ها

اشاره

   حدیث سازان رامی توان به چنددسته تقسیم کرد:

یک.یهودیان

دو.مزدوران معاویه وحکام بنی امیه

سه.زندیق ها ومانوی ها

چهار.غلات

پنج.صوفیه

شش.خوارج  ونواصب

  به بیان گروههای   حدیث سازوبرخی شواهد به اختصارمی پردازیم:

گروه یکم.نقش یهودیان درجعل حدیث

  یهودیان که کینه اسلام را در سینه داشتند و در عصر حضور رسول خدا‌9‌ در مقابله با آن حضرت   شکست خورده بودند، پس از رحلت آن حضرت  به ظاهر مسلمان شده و بااین شیوه به درون جبهه مسلمانان نفوذ کردندو با داستان‌های جعلی و دروغ به عنوان اسرائیلیات، اصول و پایه‌های دین اسلام را هدف گرفتند.

یهودیان منافق درقرآن مرجفون نام گرفتند. لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاَّ قَلِيلاً (احزاب:60)  

   اگر منافقين و آنها كه در دلهايشان بيمارى است، و (همچنين) آنها كه اخبار دروغ  و شايعات بى اساس در مدينه پخش مى‏كنند دست از كار خود بر ندارند تو را بر ضد آنان مى‏شورانيم سپس جز مدت كوتاهى نمى‏توانند در كنار تو در اين شهر بمانند.

  شان نزول آيه  :  

  گروهى از منافقين (یهودیان به ظاهرمسلمان)در مدينه بودند و انواع شايعات را پيرامون پيامبر ص به هنگامى كه به بعضى از غزوات مى‏رفت در ميان مردم منتشر مى‏ساختند، گاه مى‏گفتند: پيامبر كشته شده، و گاه مى‏گفتند: اسير شده، مسلمانانى كه توانايى جنگ را نداشتند و در مدينه مانده بودند سخت ناراحت مى‏شدند، شكايت نزد پيامبر ص آوردند، اين آيه نازل شد و سخت اين شايعه‏پراكنان را تهديد كرد.[1]  ” مرجفون” از ماده” ارجاف” به معنى اشاعه اباطيل به منظور غمگين ساختن ديگران است، و اصل” ارجاف” به معنى اضطراب و تزلزل است، و از آنجا كه شايعات باطل ايجاد اضطراب عمومى مى‏كند اين واژه به آن اطلاق شده است

از لحن آيه چنين استفاده مى‏شود كه سه گروه در مدينه مشغول خرابكارى بودند، هر كدام به نحوى اغراض شوم خود را پياده مى‏كردند: .

نخست” منافقين” بودند كه با توطئه‏هاى ضد اسلامى براى براندازى اسلام مى‏كوشيدند.( لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ)

دوم اراذل و اوباش كه قرآن از آنها تعبير به بيماردلان كرده (الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ )

گروه سوم كسانى بودند كه پخش شايعات در مدينه مخصوصا به هنگامى كه پيامبر ص و ارتش اسلام به غزوات مى‏رفتند به تضعيف روحيه بازماندگان مى‏پرداختند، و خبرهاى دروغين از شكست پيامبر ص و مؤمنين مى‏دادند، و به گفته بعضى از مفسران اين گروه همان يهود بودند. (وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ) و به اين ترتيب هر سه گروه را قرآن مورد تهديد شديد قرار داده است.[2]

 کعب الاحباریهودی

کعب الاحبار، کعب بن ماتع الحمیری الاحبار با کنیه ابواسحاق یک خاخام یهودی از قبیله ذو الکلا اهل یمن بود، اطلاعات زیادی از عهد عتیق و عهد جدید داشت. اسرائیلیات به نام او ثبت است. در زمان خلافت عمر بن خطاب به مدینه آمد و به ظاهر مسلمان شد، تا زمان حکومت عثمان در مدینه بود، و بعد به شام رفته مشاور معاویه گشت.[3]

ابن کثیر می نویسد: کعب در زمان خلافت عمر مسلمان شد و از مطالب کتاب های قدیم برای او نقل می کرد و عمر به آنها گوش می‌داد. مردم نیز اجازه یافتند به سخنان او گوش کنند و مطالب او را اعم از درست و نادرست نقل نمایند درحالی که خدا داناتر است که این امت حتی به یک کلمه آنها نیاز نداشت[4].

ابوهریره، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو عاص، معاویه بن ابوسفیان داستان‌های او را نقل می‌کردند.[5]

گروه دوم.نقش معاویه وحکام بنی امیه ومزدورانشان درجعل حدیث

جعل احادیث توسط معاویه

معاویه به عالمان دنیاطلب دستوروپول می دادطبق نظراوحدیث بسازند.مانند:

1.جعل احادیثی در منقبت و برتری شامیان؛ مانند: « زمانی که فتنه ها روی آورند، پایگاه ایمان در شام است[6]».

2.جعل احادیث دروغین برای توجیه رفتار شاهانه‌ی معاویه و تبدیل خلافت به سلطنت: « به نقل از پیامبر(ص) گفتند: خلافت من در مدینه و پادشاهی ام در شام است[7]» [معاویه با ترویج احادیثی این چنینی به نقل از پیامبر(ص) رفتار شاهانه و روی آوردن به کاخ نشینی و تجمل گرائی و… خود را نیز توجیه می کرد و آن را مطابق با خواست پیامبر اسلام (ص) در نظر افراد عامی جلوه می داد.]

3.جعل روایاتی دروغین برای خود از جمله: « جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد، در حالی که قلمی طلایی به همراه داشت؛ پس گفت: خداوند به تو سلام می رساند و می گوید، این هدیه ای است از من به معاویه؛ او را بگو با آن بنویسد[8]».

  4.سمرة بن جندب، صحابی لجوجی که روایت لاضرر و لا ضرار فی الاسلام درباره وی گفته شد.[9] ازمعاویه پول گرفت و طبق خواسته وی حدیث جعل کرد.

ابن ابی الحدید می‌نویسد: معاویه بن ابو‌سفیان صد هزار درهم به سمره داد تا روایتی از زبان پیامبر‌9‌ جعل کند و بگوید: آیه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى‏ ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ (بقره:204) درباره علی وآیه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه(بقره:207)  درباره ابن ملجم نازل شده است. سمره به این مبلغ راضی نشد، معاویه مبلغ را افزایش داد تا این که سمره به چهارصد هزار درهم رضایت داد و خواسته معاویه را برآورده ساخت.[10]وشان نزول آیه راجابجاکرد.

مزدوران بنی امیه وروایات ساختگی

 5. ابوهریره[11](متوفای 59 هـ در آخر حکومت معاویه به سن 87)، پس از جنگ خیبر(سال هفتم ه) اسلام آورد. یعنی فقط سه سال پیامبر‌9‌ را درک کرد. او در زمان عثمان به اموی‌ها پیوست. ودربرابرعطایای معاویه وحاکمان اموی 5374 حدیث دروغین به نام پیامبر‌9‌ جعل کرد و تحویل آنان داد.اوبه جهت کثرت حدیث ساختگی اززبان پیامبرص توسط خلیفه دوم تازیانه خورد.[12]

ابن ابی الحدید ازأبو أسامة واوازأعمش نقل می کندکه روایات  ابوهریره در نزد شیوخ و اساتید ما بی ارزش و روایاتش بی‌اعتبار است.می گوید:روزی روایاتی به نقل از ابی صالح راپیش استادم ابراهیم بردم.اوگفت: احادیث ابوهریره را رهاکنید.آنان بسیاری ازروایات او راترک می کنند.[13]

همچنین ازامام علی(ع)نقل می کندکه به کرارابوهریره راتکذیب می کردومی فرمود: احدی دروغگوترازاین دوسی بررسول خدانیست.[14]

ابوجعفراسکافی معتزله گفته ابوهریره نزدماغیرموثق وروایاتش پذیرفته نیست.ابن حجرواحمدبن حنبل ونسائی بیشتررویات فضیلت معاویه راساختگی می دانند.[15]لیکن بسیاری ازعلمای اهل سنت باپذیرش اصل عدالت صحابه،روایات اوراپذیرفته ودرصحاح خودنقل کرده اند.[16].

مزی می گوید:بیش از800نفر ازابوهریره روایت نقل کرده اند.[17] ابوهریره تحت تاثیرکعب الاحباریهودی ،اخباردروغ واسرائیلیات فراوانی راوارد متون اسلامی کرد.

برخی ازروایات ساختگی ابوهریره:[18]

ابوهریره می‌گفت: از پیامبر شنیدم که می‌گفت: خداوند بر وحیش سه نفر را امین قرار داد: من، جبرئیل و معاویه.[19] سینه معاویه به دعای پیامبر ازنورعلم وایمان لبریزشد.پیامبربامعاویه دربهشت وعده دیدارنهاد.پیامبربادست خودغذادردهان معاویه می گذاشت.وتنهادوزخیان معاویه رالعن می کنند.[20]

6.زهری،عالم درباری و احادیث جعلی وی

برخی ازروایات ﺟﻌﻠﻰ  زهری به نقل از کتاب سیره پیشوایان مهدی پیشوایی،ص277-294

  زهری کیست؟

محمدبن مسلم زهری (58-124ق) ،ازتابعان ومحدثان وفقیهان مدینه که حضورده نفر ازصحابه رادرک کرده است.[21]

مالک بن انس می گوید:درمدینه ﺟزیک محدث وفقیه ندیدم واو ابن شهاب زهری است.[22]

 زهری شیفتۀ عظمت علمی وپارسایی امام ﺳﺠﺎد(ع) بود.می گفت:((هیچ شخصیت قریشی راپرهیزگارترو برتراز علی بن الحسین ندیدم))[23].

 او ازمحضر امام سجاد بهره ها بردو روایاتی   ازوی نقل می کند.[24]

درمورد زهری دونظریه متضاد وﺟوددارد:برخی اورا شیعه وپیرو امام سجادع و برخی اورا دشمن امام و از طرفداران بنی امیه معرفی کرده اند.

برخی درﺟمع بین این دونظریه گفته اند:زهری ابتدا از طرفداران و مزدوران بنی امیه بود ولی درآخر عمر راه حق را تشخیص داد،با بنی امیه قطع رابطه کرد وبه شاگردان امام ﺳﺠﺎد پیوست.

برخی به عکس این نظریه گفته اند: اودرآغازودوره جوانی درمدینه،با حضرت امام سجاد ارتباط داشته وبعدها به خدمت بنی امیه درآمده.است.[25]

ابن ابی الحدید، زهری راازمخالفان امام علی علیه السّلام می شمارد ومی نویسد:زهری همچون ابوهریره،عمروبن عاص ومغیرﺓ بن شعبه ازمزدوران معاویه برای جعل حدیث برضدّ علی علیه السّلام بوده است.[26]

همچنین می نویسد:علی بن الحسین ع  شنید،زهری با عر وة بن زبیردرﻣﺴﺠدپیامبرنشسته وبدگویی علی ع می کنند.علی بن الحسین ع به ﻣﺴﺠد رفت وهردو را توبیخ کرد.[27]

زهری در دربار بنی امیه

زهری درحکومت عبدالملک بن مروان وفرزندانش،به درباریان ونزدیکان و نعیمان بنی امیه پیوست وازمقرری حکومت برخوردارشد.[28] 

یزیدبن عبدالملک وی را به منصب قضاوت منصوب کرد.هشام بن عبدالملک وی را معلم فرزندان خودنمود.[29]

او چنان غرق دردنیا و بهره های حکومت فاسد بنی امیه شده بودکه وقتی به او گفتند:ای کاش  دراین آخرعمر درﻣﺴﺠﺪمدینه می نشستی و ماازتو بهره می بردیم. در پاسخ گفت:اگر چنین کنم پوستم کنده می شودواین کار به صلاح من نیست،مگرآنکه پشت به دنیا کرده به آخرت بچسبم.[30]

حاکمان بنی امیه برای مشروعیت بخشیدن به حکومت ظالمانه خود نیازمندعلمای درباری مانندزهری بودندتا مردم را به خود ﺟلب نمایند.لذا زهری برای دستگاه بنی امیه حدیث ﺟﻌﻞ کرد،دروغ گفت و خدمت بزرگی به آنان کرد.

معمر می گوید:فکر می کردیم اززهری احادیث(صحیح) بسیار نقل کرده ایم.تا این که هشام بن عبدالملک کشته شد.پس ازآن دیدیم برچارپایان دفترهای زیادی حمل می کنند،ومی گفتند:این دانش زهری است.او به خوا سته هشام آنقدرحدیث  ﺟﻌﻞ کرده بود که با حیوانات حمل می کردند.  

نمونه احادیث ﺟﻌﻠﻰ زهری

1.اززبان پیامبر: لَا تُشَدُّ الرِّحَالُ‏ إِلَّا إِلَى ثَلَاثَةِ مَسَاجِدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ  و ﻣﺴﺠﺪی هذاوﻣﺴﺠﺪالاقصی وهو یقوم لکم مقام اﻟﻣﺴﺠﺪ الحرام.

 بارسفربسته نمی شودمگربرای سه ﻣﺴﺠد.ﻣﺴﺠﺪالحرام وﻣﺴﺠﺪالنبی و ﻣﺴﺠﺪ الاقصی وﻣﺴﺠﺪالاقصی ﺟای ﻣﺴﺠﺪالحرام را می گیرد.

زهری ﺟمله آخررا “وهو یقوم لکم مقام اﻟﻣﺴﺠﺪ الحرام” رابه روایت ابوهریرﺓ اضافه کرده است .چون عبدالملک حاکم شام بود و عبدالله بن زبیر بر مکه مسلط بود اونمی خواست ازشام کسی به مکه برود.لذا ﺣﺞ را متوقف کرد و در پاسخ به اعتراض مردم حدیث فوق را اززبان زهری رواج داد.آنگاه دستور داد برفرازسنگی که پیامبر (ص) در شب معراﺝ پای خودرا برروی آن گذاشته قبه ساختند،پرده برآن آویختند و مردمان را به طواف آن واداشتند واین مراسم در تمام دوران بن امیه بود[31]

2.تهمت زهری به امام ﺳﺠاد(ع)

زهری گفت:علی بن الحسین میانه روترین فردخاندان خویش ومطیع ترین و محبوب ترین آنان نزدمروان وعبدالملک بود[32]

3.زهری ازعایشه نقل می کند:روزی نزدرسول خدا ص بودم،دراین هنگام دیدم عباس و علی می آیند،رسول خدا فرمود: عایشه! این دونفر برغیر دین من می میرند[33]

4.زهری می گوید:رسول خدا یک بارشباﻧﻪ واردخاﻧه علی و فاطمه شد و گفت:آیاﻧمازﻧمی خواﻧﻴﺪ؟علی گفت:اختیار ما دست خداست،اگربخواهدمارا(برای اﻳﻦکار)برمی اﻧﮕﻴﺰد.رسول خدا باﺷﻧﻴﺪﻥ اﻳﻦ ﺳﺨﻦ چیزی ﻧﮕﻔﺖ وبرگشت.دراﻳﻥ ﻫﻨﮕﺎ م علی ﺷﻧﻴدکه رسول به راﻥخودمی زﻧدومی گوید:وکاﻥ الاﻧساﻥ اکثر شئ ﺟدلا.[34]

 زهری با ﺟﻌل اﻳﻥ حدیث درپی تثبیت ﺟبری گرایی و اﻧﺘﺴﺎب آﻥ به امام بود.

5.تهمت مهم زهری به علی(ع)وحمزه سیدالشهداء:زهری اززباﻥ علی علیه السّلام ﻧﻘل می ﻛﻧد:شتر پیری داشتیم که پیامبر(ص) ازﻏﻧایم بدربه ﻣﻦ داده بود.با آﻥکار می کردم و هیزم برای رﻧﮕرزها می بردم.تا هزﻳﻨﻪعروسی ام را در  آورم. روزی که شترمﻛﻧﺎرخاﻧه یکی ازاﻧﺼﺎربود،ﮔﻔﺘﻧﺪ:حمزة ﺑﻥ عبدالمطلب آمده وشتررا کشته است.او شراب خورده بودباﺟمعی ازاﻧﺼﺎرو ﻧﻴﺰ آوازه خواﻧﻲ هم برایشاﻥآواز می خواﻧد.

علی می گوید:ﻧزدرسول خدارفتم وﺟﺮیاﻥ راگفتم.زید ﺑﻦ حارثه هم پیش او بود. رسول خدا با زیدوﻣﻦ به خاﻧه حمزه رفتیم.اوحمزه راتوبیخ کرد.دیدحمزه مست است وچشماش سرخ.او ﻧﮕاهی به پیامبرکردوگفت:مگرشمابردگاﻥ پدر ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ؟!پیامبرکه دیدحمزه مست است خاﻧه را ترک کرد[35]

ﻧامه کوﺑﻧده امام ﺳﺠاد(ع) به زهری

امام ﺳﺠاد(ع) ﻧامه ﺗﻨﺪوکوﺑﻧده ای درﻋﻴﻦ حال خیرخواهاﻧه به زهری روسیاه ﻧوشت تا شاید ازکرده های خود پشیماﻥشود.ودرآخرﻧوشت:می ترسم مصداق ٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا  (مریم:59)باشی خدارا شکر که مارا ازگمراهی تو حفظ کرد[36]

7.مدائنی

مدائنی،ابوالحسن علی بن محمدبصری(135-227)تولدیافته دربصره ورشدیافته درمدائن.لذابه ارمدائنی گفته می شود.درسن92سالگی دربغدادفوت کرد.جایگاهی داشت وآثارش بویژه درزمینه فتوحات وتاریخ خلفاء،موردتوجه تاریخ نگاران بویژه اهل سنت قرارگرفته است.لیکن ازمنظررجال حدیث،روایاتش ضعیف ودروغ شناخته شده وبرای حکام بنی امیه حدیث جعل می کرده است.

ذهبی ازاهل سنت درکتاب میزان الاعتدال گفته:مسلم(ازفقهای اهل سنت)ازنقل روایات مدائنی خودداری کرده،وابن عدی اوراضعیف دانسته واصمعی به اوگفته:به خدا که چیزی ازاسلام درتوباقی نمانده است.ابن حجردرلسان المیزان تصریح کرده که مدائنی روایت گراحادیث جعلی»عوانه بن حکم«است.عوانه بن حکم،فردی نابینا وعثمانی واموی بوده که احادیثی برای بنی امیه جعل می کرده وکتاب»سیره معاویه بن ابی سفیان«نوشته اوست.[37] 

  جعل حدیث برای نزدیک شدن به حاکمان

ابن  اثير  درکتاب جامع الاصول می نویسد:برخی ازجاعلان حدیث،جماعتی بودندکه برای نزدیک شدن به دربارحاکمان روایت می ساختند.مانند: غياث بن ابرهيم که به حضورمهدی فرزند منصور،(حاکم عباسی)رسید.اوازکبوتری که ازاماکن دورآمده بودشگقت زده بود.پس اوحدیثی ازپیامبر(ص)برای منصورجعل کرد: لا سبق الّا فى خفّ او حافرا و فصل او جناح.مهدی عباسی دستورداد:ده هزاردرهم به اوبدهند.وقتی غیاث بن ابراهیم ازپیش مهدی عباسی رفت،مهدی گفت:شهادت می دهم که اوبرپیامبر(ص)دروغ بست.اومی خواست خودرا به مانزدیک کند.ودستوردادپرنده راذبح کنند.[38]

8.تفسیربه رای قرآن برای خشنودی منصوردوانیقی

زمخشری درتفسیرکشاف درتفسیرآیه وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ‏ (كهف:23)می نویسد:به منصورعباسی گزارش شدکه ابوحنیفه دراستثاءمنفصل آیه با ابن عباس مخالفت کرده است! اورا احضارکرد تا علت راجویا شود.ابوحنیفه گفت:این به تو برمی گردد.تو با مردم بیعت برایمان می بندی.آیا راضی می شوی وقتی ازپیش تو رفتند،ایمان را استثناء کنندوبرتو اعتراض نمایند ؟! منصورازاین سخن خوشش آمد وازاوخشنودگشت![39]

اگر خلیفه دوّم پیشنهاد صحابه را پذیرفته بود و به جمع آوری و تدوین احادیث پیامبر‌9‌ اقدام می‌کرد و آنچه در سینه اصحاب پیامبر‌9‌ بود، مکتوب می‌ساخت، اصحابی که همه به صداقت و درستی آنان گواهی می‌دانند مانند: ابوذر، سلمان، عمار یاسر، حذیفه یمانی، ابن ابی کعب، خزیمة بن ثابت، عبد الله بن عباس و دیگران راه امیرمؤمنان‌7‌ را می‌رفت، هیچگاه فرصتی برای جاعلان حدیث همانند ابی ابن العوجاء، سیف بن عمر، ابوهریره، کعب الاحبار یهودی، سمرة بن جندب و دیگران پیدا نمی‌شد تا دین خدا را به دنیای بنی امیه و سفره‌های رنگین آنان بفروشند و آتش اختلاف و کژ راهه و گمراهی را تا ابد در دامن امت اسلام شعله‌ور سازند.

 گروه سوم.نقش زدیق هاومانوی هادر حدیث سازی

“زنادقه” به پیروان “مانی” زندیق می گویند.مانی،فرزند”بتک”بت پرست متولد216میلادی دربابل در24سالگی ادعای پیامبری کرد.هیچ دینی راقبول نداشت. معجونی ازهمه ادیان ساخت وآیینی نوپدیدآورد. دین مانی جهان را بر دو اصل نور و ظلمت و سه دوره گذشته و حال و آینده تقسیم می کند.فرمان روایی جهان نوررا”اهورامزدا”وفرمان روایی ظلمت را”شیطان یااهریمن”برعهده دارد. موسی (ع) را قبول ندارند و دین خود را جایگزین همه ادیان می شمرد.مانی حدود22سال باپشتیبانی امپراطوران وپادشاهان ایران  دینش را تبلیغ می کرد. سرانجام بهرام فرزندهرمز،پادشاه ایران باوی به مخالفت برخواست واورادر60سالگی(277م)به قتل رساند..[40] زنادقه پیروان چنین دینی بودند.آنان برای مقابله بادین اسلام به جعل حدیث پرداختند.  عقيلى از حماد بن زيد چنین روایت می کند:زندیقها چهارهزارحدیث علیه رسول خدا ص جعل کردند.[41]  مانند:

1.ابن ابی العوجاء، عبدالکریم، (متوفای 385) به ظاهرمسلمان وشاگرد حسن بصری از زنادقه بصره بود. از یگانه پرستی رو بگردانید، چند بار درموسم حج با امام صادق‌7‌ مناظره داشت.[42] اعمال حج راقبول نداشت.به امام صادق ع گفت:تا کی این خرمن را باپای خود می کوبیدوبه این سنگ(کعبه)پناه می بریدواین خانه رامی پرستید وبه گردش چون شتران رمیده می دوید!این عمل راهیچ دانای صاحب رایی مقررنداشته است!….امام صادق ع فرمود:چه چیزتورا به اینجا کشانده است؟گفت:عادت وپیروی ازهم شهری ها واین که ازدیوانگی مردم وسرتراشیدن آنها وسنگ اندازیشان عبرت بگیرم!امام فرمود:توهنوزبرگمراهی خویش پایداری.اوبا احادیث جعلی جوانان را فریب داده گمراه می‌کرد. سرانجام در پی تهدید عمرو بن. عبید فرماندار بصره به کوفه گریخت و به دست فرماندار کوفه کشته شد.[43]

او قبل از مرگ گفت:«به خدا قسم مرا می‌کشید ولی بدانید من چهار هزار حدیث از خود ساخته میان شما پراکنده‌ام که حلال را حرام و حرام را حلال جلوه داده است. به خدا سوگند! وادارتان کرده‌ام تا آن روز را که باید روزه بدارید افطار کنید و آن روز را که باید افطار کنید، روزه بدارید.»[44]

2. سیف بن عمر تمیمی، از قبیله مضر، زندیق و مانوی مذهب  در اوائل قرن دوم هجری می‌زیسته و هزاران حدیث جعل کرده که جزء مصادر رسمی مکتب خلفاء قرار گرفته است. سیف،قهرمان حدیث سازی وافسانه آفرینی است.یک صد وپنجاه راوی دروغین که وجودخارجی ندارند ساخته است. اوافسانه عبدالله بن سبا یهودی را طراحی کرد تا تاریخی سراسردروغ وغمبارتحویل مسلمانان دهد وشیعه را دینی خشن وساخته وپرداخته  عبدالله بن سبا یهودی معرفی کند.افسانه هاواشخاص واماکن ساختگی سیف هرکدام بشکلی خاص درمصادراسلامی راه یافته وموجب انحراف تاریخ وحقایق اسلام ازمجرای صحیح گردیده است.[45]

3.قعقاع بن عمرتمیمی که وجودخارجی نداردوساخته سیف بن عمر،درده هاکتاب معروف ومشهورتاریخ بویژه تاریخ طبری وفرهنگ اسلامی آمده وجزواصحاب رسول خداص بشماررفته است.مانندکتاب استیعاب تالیف ابوعمر،تارخ طبری،ابن عساکردرتاریخ مدینه ودمشق.

ابن عساکر ازقول سیف می نویسد:قعقاع صحبت رسول خدارادرک کرده!ودربیشترجنگهای عراق باایرانیان شرکت نموده است!

طبری ازقول سیف می نویسد:قعقاع ازاصحاب رسول خداص بود.[46]

ابن حجرازطریق سیف،ازقول قعقاع می گوید:رسول خدا ص به من فرمود:برای جهاد چه تهیه کرده ای؟گفتم:فرمان برداری ازخداورسولش واسبم را.حضرت فرمود:همه همین است! [47]

ابن حجرازقول سیف:عمربه سعدوقاص نوشت:نام آورترین سوارکارنبردهای قادسیه رامعرفی کن.سعدنوشت:من فردی چون قعقاع بن عمرو سراغ ندارم.چون او تنها دریک روزسی باربه دشمن حمله برد ودرهرنوبت جنگجویی راازپای درآورد.[48]

طبری ازقول سیف،افسانه ساختگی اورا درقالب گفت وشنود عایشه وقعقاع بعد ازجنگ جمل چنین نقل می کند:عایشه به قعقاع گفت:به خدا قسم!آرزودارم که بیست سال پیش ازاین مرده بودم.وعلی ع نیز به قعقاع چنین گفت وسخن عایشه وعلی ع هردو یکی بود!! [49] این افسانه های تاریخی وراویان ساختگی است که توسط جاعلین به خوردمسلمانان داده شده است.

باکمال تاسف نام قعقاع بن عمرخیالی وساختگی به عنوان صحابه رسول خداص که توسط سیف بن عمرساخته شده درمنابع شیعی نیزراه یافته است.

    شیخ طوسی (متوفای460ه)نام قعقاع رادردوجای کتاب رجال خود ،جزو اصحاب امیرالمومنین ع بدون هیچ شرحی آورده است.و اردبیلی(متوفای1101ه درکتاب جامع الروات وقهپانی درکتاب مجمع الرجال(تالیف1016ه)